• پنج شنبه 9 بهمن 1404
  • الْخَمِيس 10 شعبان 1447
  • 2026 Jan 29
دو شنبه 6 بهمن 1404
کد مطلب : 271494
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/oQOAX
+
-

به مامان چیزی نگو

تصویری روی دوش برادرش همراه با جام قهرمانی دارد. برادرش می‌گوید در کاراته خیلی خوب بود؛ چندین مدال طلا و نقره داشت. پدر می‌گوید: «خیلی با‌ادب بود. وقتی من به خانه می‌آمدم، اگر دراز کشیده بود، پاهایش را جمع می‌کرد.» مادرش می‌گوید: «هر درخواست کوچکی می‌کردم، فورا حرکت می‌کرد تا انجام دهد؛ خرید یا کاری داشتم، کافی بود بگویم.» عرفان دربانی، نوجوان ۱۶ساله، دانش‌آموز پایه دهم هنرستان رشته برق صنعتی بود و تابستان‌ها در مغازه تراشکاری عمویش کار می‌کرد. به‌گفته مادر، علاقه داشت راننده قطار شود. عرفان، شنبه بیستم دی ماه، وقتی همراه برادرش علیرضا از مسجد به خانه برمی‌گشت، مورد اصابت گلوله تروریست‌های مسلح قرار گرفت.
برادرش می‌گوید: «بدنش نیمه‌جان در آغوشم بود، موبایل را درآوردم تا به خانواده خبر بدهم، اما عرفان با نفس‌نفس گفت به مامان چیزی نگو و بعد چشم‌هایش را بست.» عرفان ۱۶ساله حالا جایش در قاب خانواده دربانی خالی است.

این خبر را به اشتراک بگذارید