
تحولات فرهنگ مادی و مصرف در خانه معاصر ایرانی

شایسته مدنی/ جامعهشناس فرهنگی:
زندگی روزمره ما بدون اشیاء، معنای امروزی را نخواهد داشت. اگر اشیاء را از عکسها، خاطرات و روایتهای زندگی حذف کنیم، چنین به نظر میرسد که در فضای دیگری زندگی میکنیم. صدها شیء وجود دارند که در طول یک روز در کارهای گوناگونی ما را همراهی میکنند.
برخی از آنها به ضرورتهای زندگی بدل شدهاند (مثل گوشی همراه، کارت اعتباری، کلید خانه) و برخی در مناسک خاص، خودشان را به ما نشان میدهند (مثلا آینه و شمعدان). این مواجهه دائمی موجب شده است فراموش کنیم که این اشیاء، نقش بسیار مهمی در تحولات فرهنگی، داشته و دارند. یکی از مهمترین زمینههایی که میتوان اشیاء را در آن بررسی کرد، خانه است.
خانه بهعنوان کوچکترین واحد اجتماعی، مکانیاست که افراد آن ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و برای اکثریت مردم، پایدارترین مکان استقرار و سرمایهگذاری محسوب میشود که ارزشهای شخصی و اجتماعی را نمایان میکند. کشور ما در 100سال اخیر شاهد تحولات زیاد و سریعی در حوزههای گوناگون بوده و این تغییرات، تأثیر عمیقی بر همه ابعاد زندگی ما ایرانیان گذاشته است . تحولات در حوزه مسکن هم قابلتوجه هستند.
خانهها در شهرهایی مانند تهران، در دهههای 20یا 30، خانههایی با حیاط مرکزی بود که اتاقهایی دورتادور آن قرار گرفته بودند و خانواده گسترده در این خانهها زندگی میکرد. آشپزخانه و سرویس بهداشتی، فضاهایی مجزا در گوشه حیاط بودند.
با افزایش قیمت زمین، ابعاد خانه، مستطیلشکل و خانه به 2بلوک مجزا در شمال و جنوب، تبدیل و حیاط به وسط منتقل شد. آهنگ سریع مهاجرت موجب گرانترشدن قیمت زمین شد و مساحت خانهها را کوچکتر کرد و از آنجا که 60درصد زمین را فضای مسکونی تشکیل میداد، حیاط بهتدریج کوچکتر شد.
از اوایل دهه50 دیگر خانههای تکواحدی جوابگوی جمعیت روبهرشد شهری نبود و آپارتمانسازی در مناطق مختلف شهری به شیوهای متداول تبدیل شد. آشپزخانه و سرویس بهداشتی به داخل خانهها آمدند. خانواده از شکل گسترده، به خانواده هستهای تغییر کرد و یک زن و شوهر در ابتدای زندگی مشترک، به خانه و اثاثیه مستقل زندگی نیاز داشتند.
فرهنگ عینی سریعتر از فرهنگ ذهنی تغییر کرد و به زبان زیملی، دچار «تراژدی فرهنگی» شدیم (مثلا هنوز آشپزخانه اوپن، بالکن روبهخیابان و ترکیب حمام و توالت، در خانههای ایرانی بلاتکلیف هستند). علاوه بر کالبد خانه، لوازم داخل آن نیز دستخوش تحول اساسی شده است.
خانههای بزرگ ایرانی که به نقل از گردشگران و سفرنامهنویسان خارجی، خانههایی خلوت بودند با تغییرات اقتصادی سریع در سطح کلان و افزایش قیمت نفت از دهه40 و ورود اشیاء از کشورهای مختلف، به خانههایی پر از لوازم غیرضروری تبدیل شدند.
مبلمان وارد خانهها میشود، درحالیکه پشتی هنوز هم جایگاه خود را دارد؛ میز ناهارخوری کنار سالن پذیراییاست و برای مهمانان روی زمین سفره پهن میشود! ضمن اینکه با افزایش قیمت مسکن در مقابل درآمدهای پایین، خرید خانه برای قشر متوسط شهری نیز بسیار دشوار است و به همین سبب میزان اجارهنشینی و جابهجایی هرساله خانواده، با حجم زیادی از اثاثیه، همراه و البته پرهزینه است؛ در حالی که بنا به ضربالمثلی «2بار اسبابکشی، معادل یک آتشسوزی است».
ما فضاها و اشیاء چندمنظوره را که در گذشته در خانهها وجود داشتند از دست دادهایم (مانند چراغهای خوراکپزی که خانه را گرم میکرد، روی آن غذا پخته میشد و روشنایی داشت) و اکنون فضاها، تخصصی و اشیاء، تکمنظوره شدهاند. مثلا درخصوص سیستم سرمایش و گرمایش، تغییرات فرهنگ مادی، ما را بیش از پیش، مصرفی کرده است.
شکل مسکن، امکان استفاده از کوران باد را از خانهها سلب کرده و در تمام طول تابستان، روشنکردن کولر، ضروری شدهاست.
آمار گوناگونی از میزان بالای مصرف انرژی و آب در رسانهها منعکس میشود و مدام مقایسه مصرف ایران با سایر کشورها را گوشزد میکند بیآنکه مشخص شود تغییرات فرهنگ مادی چگونه این فرهنگ قناعتپیشه را با سابقهای چندهزارساله آن هم در کشوری که همیشه میزان آب در آن اندک بوده، به سمت بالاترین میزان مصرف هدایت کرده است.