• شنبه 9 خرداد 1405
  • ١٣ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 30
شنبه 8 اردیبهشت 1397
کد مطلب : 13940
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/7XAQ
+
-

جست ‌وجو در پیشینه نام یکی از محله‌های سالخورده ری

سلاخی که جوانمرد شد

سلاخی که جوانمرد شد

سودابه رنجبر| خبرنگار:

نام محله «جوانمرد قصاب» از آن دست محله‌هایی است که اگر برای نخستین‌بار نامش را بشنوید درخاطرتان خواهد ماند. تا قبل از افتتاح مترو این محله مهجور مانده بود. اما با نامگذاری یکی از ایستگاه‌های مترو به اسم جوانمرد قصاب و تکرار آن توسط اپراتور مترو حالا این نام برای خیلی از اهالی تهران عادی شده است.

وقتی از شمال تهران به شهرری وارد شوید نخستین محله‌ای که سر راهتان قرار می‌گیرد محله جوانمرد قصاب است. برای رمزگشایی از نام این محله کهن سراغ فتوت‌نامه‌ها رفته‌ایم. این نام از تاریخ گذشته و صدراسلام، ماندگار شده است. محله جوانمرد قصاب یکی از محله‌های قدیمی شهرری است که با توجه به وجود بقعه جوانمرد قصاب، قدمت طولانی دارد. 
    
محله جوانمرد قصاب از شمال به محله ملک‌آباد، از جنوب به محله دیلمان، از غرب به کوی انصاف و از شرق به محله 13آبان و خیابان شهید رجایی ختم می‌شود. برخی از اهالی شهرری معتقدند که دلیل نامگذاری محله به دوران زندگی و فعالیت خیرخواهانه قصاب این محله برمی‌گردد به این قضیه که برای دستگیری و کمک به محرومان و مستضعفان تلاش کرده است.

اما نکته جالب اینکه این فرد فقط یک قصاب جوانمرد نبوده و در کتاب «برهان قاطع» نوشته «محمدحسین تبریزی» آمده است: «جوانمرد قصاب، نام پیشوای قصابان است.» «مهران افشاری» نویسنده شرح کتاب‌های فتوت‌نامه هم در توضیح این کلمه می‌گوید: «در حال حاضر در فاصله تهران و مرقد حضرت شاه عبدالعظیم(ع) محله‌ای با نام جوانمرد قصاب داریم. جوانمرد قصاب برای مردم این محل معروف به یار امیرالمؤمنین(ع) است.

داستان جوانمرد قصاب در کتاب‌هایی مانند طریق البکاء از عهد ناصری آمده است.» البته روایت‌های متعددی از وجود شخصیت جوانمرد قصاب در فتوت‌نامه‌ها نوشته شده است که نمونه‌هایی از آن را بیان می‌کنیم. 


یکی از آن 17 نفر

در روایت نخست این‌طور عنوان شده است که در قرن‌ نهم‌ «ملاحسین‌ کاشفی» در فتوت‌‌نامه سلطانی‌، نام‌ جوانمرد قصاب‌ را «عبداللّه» و نام‌ پدرش‌ را «عامر بصری»‌ عنوان کرده‌ و جوانمرد قصاب را یکی‌ از 17‌ کمر بسته علی‌(ع) دانسته است. چنانکه‌ در روز غدیرخم‌، حضرت‌ علی‌(ع) گوسفند ذبح کردند و جوانمرد قصاب‌ آن‌ را سلاخی‌ کرد. 


دیدار با شاه مردان

روایت دیگری در رساله هفت درویش، بخش رساله قصابان و سلاخان هست. در قسمتی که می‌گوید کاردمال (ابزاری فولادی برای تیز کردن کارد) از کجا آمده است به قصه جوانمرد قصاب اشاره می‌کند و می‌نویسد: «روزی جوانمرد قصاب، گوسفندی را کشته بود و درحال کندن پوست او بود. اما گاهی کارد پوست را سوراخ می‌کرد و گاهی گوشت را از پوست جدا نمی‌کرد. جوانمرد از این حالت درمانده شده بود که امیرمؤمنان(ع) از آنجا گذشت و حال او را دید. جوانمرد به پیشواز رفت و دست امیر را بوسید و گفت: یا شاه مردان! گاهی کارد من به کندی می‌برد و گاهی هم از کار می‌ماند. حضرت دست مبارک خود را به بلچاق(به آهنی اطلاق می‌شود که تیغه شمشیر را از قبضه شمشیر جدا می‌کند و به‌صورت افقی میان قبضه و تیغ شمشیر قرار دارد.) ذوالفقار خود کشید و به فرمان خداوند تکه‌ای از فولاد بلچاق جدا شد و حضرت امیر(ع) دست خود را به تکه فولاد مالید و فولاد کاردمال شد. بعد آن را به جوانمرد داد و گفت: هر وقت کاردت کند شد به این بمال تا تیز شود.»

همچنین درباره سه حلقه در کاردمال و اینکه از کجا آمده است هم می‌گوید: «سه حلقه در خیبر بوده است و حضرت امیر(ع) وقتی فتح خیبر می‌کند سه حلقه این در را به قنبر می‌دهد و می‌گوید: به دست جوانمرد قصاب برسان. قنبر هم به بغداد می‌رود و حلقه‌ها را به جوانمرد قصاب می‌دهد و می‌گوید: حضرت شاه مردان این را برای تو فرستاده است و این سه حلقه به شریعت و طریقت و حقیقت اشاره دارد. جوانمرد هم آن سه حلقه را می‌گیرد و می‌بوسد و در گردن کاردمال می‌اندازد.»


روایتی عجیب

کنیزکی از جوانمرد قصاب گوشت خواست اما به هر گوشتی که جوانمرد به او می‌داد راضی نمی‌شد. جوانمرد خشمگین شد و پول را پس داد. کنیزک که از ملامت و آزار ارباب خود می‌ترسید گریه آغاز کرد. حضرت‌علی(ع) که از آنجا می‌گذشتند مشکل کنیز را دریافتند و به جوانمرد گفتند که به کنیز گوشت بدهد. جوانمرد که امیرالمؤمنین(ع) را نمی‌شناخت دست خود را به علامت امتناع از قبول فرمان آن حضرت تکان داد.

پس از آنکه حضرت رفتند قنبر به جوانمرد گفت: «او را نشناختی؟» وقتی جوانمرد متوجه شد که آن شخص حضرت علی(ع) بود دو چشم خود را با کارد بیرون آورد و دست خود را با ساطور از تن جدا کرد و به قنبر گفت که او را نزد حضرت علی(ع) ببرد. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که چشمان و دست وی را در موضع خود بنهند. سپس فاتحه‌ای خواندند و بر جوانمرد دمیدند. فوراً چشمان و دست او درست شد. 

چنانچه از منابع بر‌می‌آید اطلاعات دقیقی از جوانمرد قصاب در دست نیست. مطالبی هم که بیان شد بیشتر حدس و گمان است و از سوی دیگر در مورد اینکه قصاب جوانمرد چه کسی است هم اتفاق نظری وجود ندارد. چنانچه «محمدعلی‌ شریف‌یزدی‌ شاهرودی» ‌یکی‌ از درویشان‌ خاکسار دوره قاجاریه‌ در رساله‌ای‌ که‌ درباره اصناف‌ نوشته، گفته‌ است: «علی‌(ع) در یمن‌ سه‌ کس‌ را میان‌ بست‌ که‌ سومی‌ نصیر قصاب‌ اصفهانی‌ مشهور به‌ جوانمرد قصاب‌ بود.»
 

بقعه‌ای که مرمت شد

در سال‌هایی که اهالی محله جوانمرد قصاب تا قبل از سال ۱۳۳۰ به کشاورزی و دامداری مشغول بودند بقعه جوانمرد قصاب، زائران زیادی داشت. طوری که کشاورزان و دامداران آن محله در ابتدای کار روزانه به زیارت این جوانمرد می‌رفتند. اما طی دهه‌های 50 و 60 بقعه، ساختمانی مخروبه شد تا اینکه طی دهه گذشته با بازسازی بقعه و حتی جانمایی آن به‌عنوان محل اداره میراث فرهنگی براهمیت آن افزوده شد. اکنون بقعه جوانمرد قصاب زائرانی از کل تهران دارد و یکی از محل‌های گردشگری شهرری محسوب می‌شود. 


نذری به نام جوانمرد

بنای بقعه جوانمرد قصاب به‌صورت 4 ضلعی و طول و عرض آن از هر طرف حدود 10‌متر است. در داخل بقعه، قبری وجود دارد به ارتفاع یک متر. پیش از این روی آن یک سنگ سیاه رنگ حجاری شده بود که سال‌ها پیش مفقود شده‌ است. نمای داخلی رسمی‌بندی‌های زیبایی دارد. داخل بنا با ملات کاهگل و گچ‌، اندود شده است که روی آن و نمای بیرونی را با سیمان پوشانده‌اند. در نمای شرقی و جنوبی بقعه قاب‌بندی مشهود است.

در ورودی واقع در ضلع غربی با تبعیت از قوس درگاه که تیزه‌‌دار است به‌صورت چوبی بوده و تخریب شده است. ابیات لوحه قبر داخل بقعه نشان می‌دهد که صاحب آن را همان پیر افسانه‌ای صنف قصاب دانسته‌اند. 
مقبره‌های دیگری در برخی روستاهای ایران به نام جوانمرد قصاب هست که احتمال دارد همه آنها مقبره‌هایی نمادین برای شخصیت نیمه افسانه‌ای جوانمرد قصاب باشند.

قصابان افغانستان شب‌های جمعه به نام جوانمرد قصاب نذری می‌دهند و درحین مراسم یکی از پیران خانواده، قصه جوانمرد قصاب را نقل می‌کند.  طی ده‌های گذشته که پرده‌خوانی در قهوه‌خانه‌های ایران باب بوده، نقاشی و پرده‌خوانی جوانمرد قصاب یکی از روایت‌های پرمخاطب نقال‌ها بوده است که هنوز هم نقاشی‌ها و پرده‌های آن وجود دارد. 

این خبر را به اشتراک بگذارید