دروازههای طهران قدیم
کتاب «دروازههای طهران قدیم» به کوشش «کیانوش معتقدی» و مقدمهای از پروفسور ویلم فلور مدتی پیش از سوی نشر «پیکره» انتشار یافته است. نویسنده در این اثر به تجزیه و تحلیل تاریخچه و موقعیت دروازههای طهران قدیم پرداخته است. کتاب از معرفی دروازههای تهران در دوره صفوی آغاز میشود و پس از آن به دروازههای تهران دوره ناصری میرسد.
در بخش «دروازههای طهران قدیم از نگاه سیاحان» به توصیف سفرنامهنویسان اروپایی در مواجهه با دروازههای طهران میپردازد و در ادامه بهصورت مختصر به «دروازهبانی و قوانین گمرک و مالیات» و معرفی اسناد بهجا مانده در این ارتباط میپردازد و در نهایت بهصورت کلی اشارهای به «کاشیکاری و تزیینات دروازهها» میکند. سپس در بخش «دروازههای دوازدهگانه تهران قدیم» یکیک دروازههای ناصری را بررسی میکند و نیمنگاهی به دروازههای میدانهای توپخانه و مشق، سردر باغ ملی و سایر دروازههای ساخته شده در این زمان در تهران دارد.
روش تحقیق کتاب براساس مطالعات اسنادی و بررسی دروازهها از طریق مجموعه عکسهای تاریخی است. بنابراین بخش مهم و در واقع نیمه دوم کتاب که بیش از نیمی از صفحات آن را دربرمیگیرد به تصاویر و عکسهای تاریخی دروازهها اختصاص یافته است. با وجود این در این کتاب نویسنده خود را مقید به اِسناددهی در مورد تصاویر تاریخی دروازهها ندانسته است و این، به اعتبار علمی کتاب لطمه میزند. از طرفی دیگر کتاب با وجود اطلاعات و اسناد تصویری مهمی که در اختیار خواننده میگذارد ایرادهایی دارد که عدد اشتباه صفحات یکی از آنهاست.
مثل ها و متل ها
نیش و کنایه با چشم
میگویند زبان فارسی از زبانهایی است که در آن کلمات و اصطلاحات به زایش میافتند و در کنار معنای اصلی خود در عبارتهای کنایی، مفهوم دیگری از خود نشان میدهند. واژه «چشم» از کلمههایی است که مکرر در کنایهها و اصطلاحات تهرانیهای قدیم استفاده میشد و هنوز هم رد پایی از این نیش و کنایهها در ادبیات عامیانه ما دیده میشود. اینجا برخی از این اصطلاحات و معانی دور و نزدیک آنها را برای شما مینویسیم.
چشم کسی بالای کاسه سرش رفتن: ندیدن یا عاجز از چیزی بودن
چشم کسی برداشتن: تحمل دیدن چیزی یا کسی را داشتن
چشم کسی افتادن به...:تصادفی به کسی یا چیزی نگاه کردن
چشم کسی آب نخوردن: امیدوار نبودن
چشم راست کسی بودن: بسیار عزیز بودن
چشم سفیدی: نافرمانی و چموشی کردن
چشم روشنی: هدیه برای خوشامدگویی از سفر آمده یا کسی که تازه بچهدار شده یا مالک چیزی شده
چشم زخم: کنایه از آسیب نگاه شخص حسود
چشم زدن: به زیبایی یا خوشبختی کسی حسادت کردن و به این دلیل به او آسیب رساندن
چشم غره رفتن: نگاه غضبآلود کردن
چشم فلان کس کور: عبارتی دال بر اینکه اگر بلایی سر فلانی بیاید حق اوست و باید جور کارش را بکشد
چشم کسی افتادن به چشم کسی: نگاه دو نفر با هم تلاقی پیدا کردن
چشم کسی اینور و آنور دویدن: کنایه از چشم چرانی کردن
چشم کسی باز شدن: پی بردن به راز یک ماجرا
چشم زهره گرفتن: مرعوب و مطیع کردن
چشم شور: نگاه از سر حسادت که بدیمنی به بار میآورد
چشم شیطان کور: دعایی برای رفع نحوست
چشم پر کن: چیزی که نظر را به خود جلب کند
چشمت بیبلا: دعایی که در جواب «چشم» میگویند
چشم به راه: منتظر
چشم به هم زدن: سپری شدن مدتی کوتاه
چشم به هم گذاشتن: خوابیدن
چشم چشم را ندیدن: تاریکی مطلق
چشم خود را درویش کردن: نگاه را به زیر انداختن
چشم خود را دزدیدن: زاویه نگاه را به سرعت تغییر دادن
چشم دوختن: خیره نگریستن
چشم تنگی: خست به خرج داد
چشم به دنیا باز کردن: متولد شدن
چشم پلکاندن: به اطراف خود نگریستن
چشمت روز بد نبیند: عبارتی که هنگام تعریف ماجرایی ناگوار به شنونده میگویند
چشم پاک: کسی که به ناموس دیگران نظر ندارد
چشم کسی غبار آوردن: چشم کسی کدر شدن
چشم کسی روشن شدن: شاد شدن کسی با دیدار عزیز
چشم کسی پی چیزی بودن: دائماً در پی چیزی بودن
چشمهای کسی سگ داشتن: نگاهی نافذ داشتن
چشمهای کسی به طاق افتادن: نزدیک شدن مرگ محتضر
چشم خود را دراندن: چشم را فراخ کردن
از چشم کسی افتادن: دیگر مورد علاقه نبودن برای کسی
چشمهای کسی گرم شدن: نشانهای برای خوابآلود شدن
چشم و دل کسی دویدن: حرص و ولع داشتن
چشم و دل سیری: بی نیازی، ندیده نبودن
منبع:
نون والقلم از جلال آل احمد / شکر تلخ از جعفر شهری / سه تار از جلال آل احمد / کتاب کوچه از احمد شاملو / کلاغها و آدمها از جمال میرصادقی / حاجی دوباره از جعفر شهری / نفرین زمین از جلال آل احمد / سرگذشت کندوها از جلال آل احمد / ادبیات عامیانه از ابوالحسن نجفی