• چهار شنبه 2 تیر 1400
  • الأرْبِعَاء 13 ذی القعده 1442
  • 2021 Jun 23
یکشنبه 25 آبان 1399
کد مطلب : 115708
+
-

بروز احساسات؛ آنچه نیاز کودکان است


شهره‌بانو پرخو ـ روانشناس بالینی


ویروس کووید- 19در روزگار کنونی امری بی‌سابقه است. در روزهای اخیر شاهد این بوده‌ایم که برخی مردم در سوگ از دست دادن عزیزان خود بر اثر ابتلا به این ویروس هستند. از منظر روانشناسی سوگ و غم از دست دادن عزیزان بحثی تخصصی و بسی دشوار است به‌خصوص برای کودکان که برای نخستین بار در طول زندگی‌شان با چنین مسئله مهمی روبه‌رو می‌شوند. از دست دادن افراد خانواده و نزدیکان تجربه‌ تلخی است که موجب ایجاد غم شدید هم در کودکان و هم در بزرگسالان می‌شود. از طرف دیگر سوگ بسیار ماندگار است و اگر نتوان به درستی از مراحل سوگ عبور کرد، فرد را به سمت مشکلات روانی بزرگ‌تری مانند تبدیل سوگ به افسردگی شدید، اضطراب، ترس‌های مرضی، خودکشی و... سوق می‌دهد. اما این موضوع در کودکان اهمیت بیشتری می‌یابد. این موضوع تا حد زیادی به تجربیات، نوع آموزش‌های مذهبی زندگی پس از مرگ، نحوه برخورد والدین با غم و اندوه ،سن کودک و... بستگی دارد. کودکان در سنین پایین‌تر ممکن است درک کاملی از اپیدمی ویروس کرونا نداشته باشند. در سنین قبل از مدرسه ممکن است نفهمند چرا به مهدکودک، پیش‌دبستانی و... نمی‌روند یا متوجه کامل این موضوع نیستند که چرا والدینشان در خانه هستند. در مورد مرگ هم ممکن است که مفهومش را به‌معنای واقعی از دست دادن دائمی درک نکنند.
کودکان این دوره با تغییرات بزرگی روبه‌رو شده‌اند که درک کاملی هم از این تغییرات و علل به‌وجود آورنده آن ندارند. البته این بدین معنا نیست که سایر متغیرها را نمی‌فهمند و محیط تأثیری بر تفکر، هیجانات و احساسات و رفتار کودکان ندارد. این مقدمه فقط بیان می‌کند که بین درک و تفکر کودکان و بزرگسالان تفاوت وجود دارد. کودکان در سنین مدرسه تا قبل از 12سالگی تجربه متفاوت‌تری را خواهند داشت. در این سنین کودکان برای دریافت توضیحات و فهمیدن علت‌های اتفاقات بسیار کنجکاو هستند. در این سنین کودکان آمادگی درک آنچه پیرامونشان اتفاق افتاده است را دارند.
برای اینکه ما به‌عنوان والدین یا فرد آگاه‌تر به موضوعات بتوانیم اثرات منفی این اپیدمی در فرزندانمان را از بین ببریم باید در ابتدا نسبت به این مسئله آگاه باشیم که کودکان حق دارند تا از مشکلاتی که این ویروس در زندگی‌شان به‌وجود آورده است نگران و مضطرب باشند. کودکان حس از دست دادن را حتی بیشتر از والدین خود درک می‌کنند. زیرا کودکان به‌تازگی نوعی از احساس وابستگی و دلبستگی را که نیاز ایجاد حس امنیت در کودکان است را تجربه کرده‌اند لذا تجربه نزدیک‌تری نسبت به از دست دادن افراد و این معضل دارند. ما به‌عنوان بزرگسال باید به کودکان فرصت دهیم تا ناراحت باشند و ناراحتی خود را هم به شیوه‌های مختلف ازجمله گریه، سؤال پرسیدن، رفتارهای مضطربانه بروز دهند. در این موقعیت هم ما باید با کودکانمان همدلی کنیم زیرا تمام کودکی فرزندمان در گروی رویدادهای اجتماعی است. حتی اگر برای ما به‌عنوان والدین، این موضوع گسترده و خطرناک نباشد  ما باید با آنها ابراز همدردی و همدلی کنیم. تنها در این صورت است که می‌توانیم به کودکان کمک کنیم تا به پذیرش برسند و خود را با شرایط کنونی سازگار کنند. باید با کودکان صادق باشیم و اطلاعات اشتباه و بزرگ‌نمایی شده به آنها ندهیم. کودکان زیر سن مدرسه نیاز به توضیحات شفاف و ساده دارند که در آن از کلمات مناسب مثبت استفاده کرده باشیم. به‌عنوان مثال در مورد مرگ باید اینگونه به آنها توضیح دهیم: ما خبر ناراحت‌کننده‌ای داریم. جسم پدربزرگ دیگر از کار افتاده و با نرمی و ملایمت به آنها بگویید پدربزرگت در دنیایی دیگر زندگی‌اش ادامه دارد اما ما دیگر نمی‌توانیم او را ببینیم. نباید کودکان را با کلمات سخیف گمراه و سردرگم کنیم.
بعد از سوگواری باید در مورد شرایط کنونی شیوع و گسترش ویروس کووید- 19ایجاد کرده است بیشتر متمرکز بشویم و در مورد پیامدهای روانی آن در کودکان بیشتر بدانیم زیرا خیلی از اختلالات روانی در سنین کودکی وابسته به شرایط و موقعیت‌های اضطراب‌زا، فشارهای روانی و تجربیات تلخ است که در بزرگسالی فرصت بروز می‌یابند. به‌عنوان مثال کودکان ممکن است برای رهایی از ترس و غم بسیار بهانه‌گیر و وابسته به اطرافیان شوند که بعدها موجب ایجاد اختلال شخصیت وابسته در آنها شود یا دچار نگرانی‌های شدید از غم از دست دادن نزدیکانش شوند که خود زمینه ایجاد انواع اختلالات اضطرابی است. کودکان کوچک‌تر گاهی ممکن است در برخی از مراحل رشد خود دچار اختلال شوند. به‌عنوان مثال در برنامه خواب مشکل پیدا کنند یا اختلال شب ادراری و یا در دفع دچار مشکلاتی شوند. افسردگی یکی دیگر از اختلالاتی است که در تمام سنین امکان دارد ایجاد شود. در مورد کودکان در هر سنی و همینطور در مورد بزرگسالان، زمانی باید نگران شد که احساسات دردناک با مکانیسم‌های مقابله منفی مدیریت شوند، از قبیل نشان ندادن احساسات و گوشه‌گیری که روزها طول می‌کشد، سوء‌مصرف مواد، مراقبت نکردن از خود یا رفتارهایی که زندگی با وی را مشکل کند. بنابراین همانطور که پیش‌تر هم گفته شد باید به احساسات غم و اندوه کودکان اجازه بروز دهیم و ما به‌عنوان والد باید شرایط را مدیریت کنیم و با سعه‌صدر به کودکان و اطرافیانمان کمک کنیم تا بتوانند با آنچه در حال رخ دادن است و با پیامدهای آن کنار بیایند. از دیگر مشکلات و مسائلی که ممکن است کودکان را دچار خشم کند این است که مدت زمان زیادی را در خانه بمانند لذا بهتر است این نوع پیامدها را هم بشناسیم و تدابیری برای عواقب آن داشته باشیم و در واقع شرایط منفی را تبدیل به فرصت کنیم و از آن بهره ببریم. این شرایط در واقع بهترین زمان برای روتین‌های جدید و خلاقانه است. می‌توان با برنامه‌ریزی درست از لحظات کنار هم بودن برای شناخت بیشتر فرزندان و تفریح‌های خانوادگی لذت برد. الان وقت آن است که خلاق باشیم و الگویی جدید برای زندگی‌مان بسازیم که در آن کودکان زمانی برای تفریح دارند، مراقبت از خود در بالاترین سطح اولویت قرار دارد، و در عین حال فرصت‌هایی برای رشد و آموزش فراهم است و تمامی این کارها در حیطه محدودیت‌هایی است که بیماری کرونا به ما تحمیل کرده است.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید