• سه شنبه 8 مهر 1399
  • الثُّلاثَاء 11 صفر 1442
  • 2020 Sep 29
چهار شنبه 23 بهمن 1398
کد مطلب : 94908
+
-

بچه‌های خورشید


فرهاد یلدا ـ روزنامه‌نگار

علی «بچه‌های آسمان» با آن کتانی‌های کهنه می‌دوید تا برسد به گنج مهربانی خواهرانه و از دوچرخه فراری بود تا یک جفت کفش نو را ببرد و بزند زیر بغل برای پریدن از غصه فقر که متجلی شده‌بود در دو جفت پای کوچک و یک جفت کفش زهوار در رفته. علی در فیلم «خورشید» با همان کتانی‌ها می‌دود تا برسد به رهایی از چنگ ماموری که می‌خواهد او را گیر بیندازد به جرم باز‌کردن کفش‌های گران‌قیمت مرسدس بنز در پارکینگ. پاهای علی بچه‌های آسمان را ماهی‌های حوض بوسه‌باران می‌کردند و علی فیلم خورشید شیرجه‌زد در آبنمای یک پارک. زمانه عوض‌شده ولی مجید‌مجیدی نشان داد که هنوز هم استاد کشف علی‌ها‌ست، استاد قصه‌گفتن برای بزرگسالان و نمایش نوجوانانی که زندگی را مثل دیگر همسالان خود ادامه نمی‌دهند.
فیلم تازه مجیدی نه از بچه‌های‌آسمان که از بچه‌های خورشید می‌گوید؛ مدرسه‌ای که ده‌ها دانش‌آموز پایین‌شهر که عموم‌شان کودکان کار هستند در آن برای چند ساعت می‌آموزند که ضرب و جمع و تفریق و املا هم بخشی از آن چیزهایی است که باید در کنار دستفروشی، جان‌کندن، خرج خانه دادن و توسری خوردن و تحقیر شدن یاد بگیرند. خورشید البته ایراد هم دارد و آن‌هم‌زمان 140دقیقه‌ای آن است، زمانی که دقایق بسیاری از آن صرف نمایش عرق‌ریختن علی برای گشودن معبری می‌شود که او را به گنج خواهد‌رساند. از رها‌ کردن خرده روایت‌های فیلم هم نمی‌شود چشم‌پوشید که سرنوشت مادر علی در تیمارستان و نگهبان لال تعمیرگاه از آن جمله است. حالا بماند که نوجوان باهوش فیلم که در همان قرار اول برای یافتن گنج، قول یک خانه را می‌گیرد، چطور بعد از کتک‌خوردن و تهدید‌شدن دیگر تعامل مالی با سفارش‌دهنده کار کشف گنج با بازی علی نصیریان ندارد؟ تغییر رفتار ناگهانی فراش مدرسه در همکاری با علی چرا اینقدر بی‌منطق است و آمدن او به دالان حفاری کشف گنج و بعد هم غیب شدنش همزمان با تخلیه مدرسه چقدر قابل توجیه است؟
مجیدی در خورشید البته جز بچه‌های آسمان، گریزهای کوچکی به فیلم دیگرش هم می‌زند و به راحتی می‌شود فهمید که موهای تراشیده‌شده دخترک افغان و آن نمای باز‌کردن روسری در فیلم خورشید بی‌نهایت به احوالات دختر افغان فیلم «باران» نزدیک است.
حالا خورشید در آسمان سینمای ایران طلوع کرده‌است، صمیمی، سرشار از نورهای دلچسب و البته گاهی مانده پشت ابر...

این خبر را به اشتراک بگذارید