• سه شنبه 11 آذر 1399
  • الثُّلاثَاء 15 ربیع الثانی 1442
  • 2020 Dec 01
چهار شنبه 3 مهر 1398
کد مطلب : 80987
+
-

روی زشت محمد حسین

وقتی تمنای «نان» تبدیل به بازی «نام» شد

رسول بهروش| درست وقتی همه یادشان رفته، درست وقتی تمام حواس‌ها به تب و تاب داربی است و موقتا کسی کاری به تلویزیون و فجایعش ندارد، این خود محمدحسین میثاقی است که به صحنه می‌آید و انگار با زبان بی‌زبانی فریاد می‌کشد: «پس من چی؟ چرا چند وقت است کم‌کار شده‌اید؟ چرا فحشم نمی‌دهید و از ناسپاسی و ناخلف بودنم حرف نمی‌زنید؟» این اتفاق دوشنبه‌شب رخ داد؛ یعنی همان تایم غصبی برنامه نود که بعد از خانه‌نشینی اجباری عادل فردوسی‌پور در اختیار محمدحسین میثاقی و برنامه فوتبال برتر قرار گرفت. او در این قسمت از برنامه یک آیتم کارشناسی از مجید جلالی در مورد باشگاه‌های لیگ برتری پخش کرد و بعدش گفت: «از این به بعد این آیتم را همیشه خواهیم داشت. در این سال‌ها فقط به حواشی فوتبال پرداخته‌شده و هر بار قرار شده یک بحث اصولی انجام شود،گفتیم در یک برنامه جداگانه به این موضوع می‌پردازیم، اما هیچ‌وقت این کار را نکرده‌ایم. حالا وقت لذت بردن از خود فوتبال است». برداشت‌ها این بودکه میثاقی به شخص عادل فردوسی‌پور طعنه می‌زند. عادل عادت داشت خیلی از بحث‌های به درازا کشیده شده را با چنین جمله‌ای جمع کند. حالا همین تکیه‌کلام فردوسی‌پور، مایه ریشخند و کنایه میثاقی شده؛ کسی که چند سال پیش روی آنتن زنده با لحن مظلومانه از عادل خواهش می‌کرد حداقل یک صندلی در دکور برنامه برایش درنظر بگیرد، چون خیلی سر پا می‌ایستد و خسته شده!
میثاقی عامل حذف عادل نبوده و نیست. خیلی‌ها او را قربانی دوم این ماجرا می‌دانند و عقیده دارند وردست پیشین فردوسی‌پور، ناچار بوده به‌خاطر دغدغه مهم «معاش» وارد بازی فروغی و سایر مدیران صداوسیما شود. تا اینجا فضا برای بحث باز است و استدلال حامیان میثاقی هم ارزش تامل دارد، اما روی زشت محمدحسین در چنین بزنگاه‌هایی آشکار می‌شود؛ جاهایی مثل همین طعنه بیجا و برنامه‌ریزی شده که نشان می‌دهد او خودش هم قلبا از حضور در این بازی چندش‌آور، بدش نیامده است. میثاقی قبلا هم با لحنی منظوردار به سعید آذری گفته بود: «باز دست شما درد نکند که وقتی از جایی می‌روید به نفر بعدی کمک می‌کنید». این همان برنامه‌ای است که آذری با آن طعنه معروف به میثاقی یادآوری می‌کند باید حق رشد خودش را به عادل بپردازد. مجری فوتبال برتر اما به جای اینکه سرش را پایین بیندازد یا با سکوت از کنار موضوع بگذرد، شروع به رجزخوانی می‌کند که «به بچه‌ها می‌گویم عددش را با شما در بیاورند و پرداخت کنیم». خود میثاقی هم البته می‌داند که عدد این حق رشد خیلی زیاد است؛ به اندازه فاصله تمنا برای گرفتن یک صندلی تا بالا کشیدن کل برنامه!
مسئله محمدحسین تا جایی که به «نان» مربوط می‌شد قابل دفاع بود، اما از جایی که به‌نظر می‌رسد او وارد ماجراجویی «نام»ها شده و از ایستادن روی شانه‌های استاد مخلوعش لذت می‌برد، دیگر جایی برای حمایت و پشتیبانی باقی نمی‌ماند. حالا که به کمک دست زور جای عادل را گرفته‌ای، لااقل برنامه‌ات را اجرا کن و برو؛ دیگر این «چه‌چه»زدن‌ها چیست؟ آن هم برای رقیبی که روی زمین افتاده است. اطرافیان مجری فوتبال برتر می‌گویند او این روزها حتی برای خرید آب معدنی هم معذب است و ترجیح می‌دهد تا حد امکان با مردم کوچه و خیابان رودررو نشود، اما همین آقای میثاقی پشت میز برنامه‌اش تبدیل به یل بی‌باک می‌شود؛ آن هم میزی که بنا به قانون طبیعت، دیر یا زود به یک هندوانه‌فروش دیگر خواهد رسید. قصه محمدحسین، شاید شبیه داستان بچه‌های ترسوی محل است که فقط پشت چادر مادرشان برای بقیه کری می‌خواندند!

این خبر را به اشتراک بگذارید