• سه شنبه 27 اسفند 1398
  • الثُّلاثَاء 22 رجب 1441
  • 2020 Mar 17
سه شنبه 2 مهر 1398
کد مطلب : 80666
+
-

صوفیان پاکیزه

قصه‌های کهن
صوفیان پاکیزه


بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوانِ صفا. گفت: کمینه آنکه مرادِ خاطرِ یاران بر مصالحِ خویش مقدّم دارد و حکما گفته‌اند: برادر که در بندِ خویشست نه برادر و نه خویشست.
همره اگر شتاب کند در سفر، تو بیست
 دل در کسی مبند که دل بسته تو نیست
* * *
چون نبود خویش را دیانت و تقوی
قطع رحم بهتر از مودّت قربی
یاد دارم که مدّعی درین بیت بر قولِ من اعتراض کرده بود و گفته: حق تعالی، در کتابِ مجید از قطعِ رحم نهی کرده است و به مودتِ ذی‌القربی فرموده و اینچه تو گفتی، مناقضِ آن است. گفتم: غلط کردی که موافقِ قرآنست، و اِن جاهَداک عَلی اَن تُشْرِک بی‌ما لَیسَ لَک به عِلمٌ فلا تَطِعْهما.
هزار خویش که بیگانه از خدا باشد
فدای یک تن ِ بیگانه، کاشنا باشد

گلستان سعدی

 

این خبر را به اشتراک بگذارید