• سه شنبه 30 دی 1399
  • الثُّلاثَاء 5 جمادی الثانی 1442
  • 2021 Jan 19
یکشنبه 6 مرداد 1398
کد مطلب : 68907
+
-

سفر طولانی کوئنتین به دهه 60

روزی روزگاری ... در هالیوود از نگاه منتقدان

دریچه
سفر طولانی کوئنتین به دهه 60

آرش نهاوندی/مترجم

آخرین ساخته کوئنتین تارانتینو- روزی روزگاری ... در هالیوود - که لئوناردو دی‌کاپریو، برد پیت و رابی مارگوت در آن بازی می‌کنند، در آمریکا اکران شد. بنابر آخرین اخبار خبرگزاری‌ها این فیلم اخیر تارانتینو تا‌کنون که 2 روز از اکران آن می‌گذرد، 40میلیون دلار فروش کرده. نخستین واکنش منتقدان به این فیلم را در نشریات مختلف مرور می‌کنیم. 

آبزرور نیویورک



رکس رید، منتقد آبزرور نیویورک با تیتر خیال‌پردازانه و زشت، روزی روزگاری ... در هالیوود از سنخ فیلم‌های تارانتینو است، درباره این فیلم می‌نویسد: نهمین فیلم کوئنتین تارانتینو کارگردان و نویسنده را می‌توان نامطبوع، غیرمعقول و فیلمی که به‌طور هیستریکی با ایده‌های اجرا فاصله دارد، توصیف کرد. این فیلم نیز مانند هر اثر حماسی دیگر تارانتینو است و از همان الگو و ساخت فیلم‌هایی نظیر انبار سگ‌ها و داستان‌های عامه‌پسند و حتی فیلم بسیار برتری نظیر حرامزاده‌های لعنتی پیروی می‌کند؛ الگویی که می‌توان آن را در فیلمنامه‌های نامنظم که منجر به ساخت و روی پرده آوردن فیلم‌هایی می‌شود که داستان آنها مانند صفحات پراکنده و متفرق روزنامه‌ای روی یک میز جلوه می‌کند. این فیلم نیز مملو از اجراهای خوب و صحنه‌هایی است که به‌دلیل فشردگی زمان برای تدوین بد به هم وصل شده‌اند. این مسئله سبب شده تا فیلمی روی پرده بیاید که بیشتر نشان از یک ذهن آشفته و وحشی دارد. همین باعث می‌شود تا برخی از منتقدان متوهم لقب یک کارگردان‌ رؤیاپرداز و ‌رؤیاگرا را به او بدهند. چه‌کسی غیر از تارانتینو از این توانایی برخوردار است که بتواند داستان تاریخی کشتار فرقه چارلز منسون را که هالیوود در سال 1969در ترس و وحشت فرو برده بود در قالب یک فیلم کمدی به تصویر بکشد.

ریل ویوز



جیمز برارندینلی در ریل ویوز می‌نویسد: روزی روزگاری... در هالیوود ممکن است فیلمی طولانی باشد، اما همچنین دارای لحظات و صحنه‌های درخشان و اجراهای عالی است. با دیدن فیلم روزی روزگاری... در هالیوود این حس به بینندگان القا می‌شود که در این فیلم داستان‌های نوستالژیک و واقعیت هالیوود دهه 1960در هم آمیخته شده‌‌اند. این فیلم با ریتم خاص خود به پیش می‌رود. در این فیلم روایت میان داستان‌های موازی در نوسان است و از این منظر به‌نظر می‌رسد نتوانسته انتظارات بینندگان را برآورده کند. روزی روزگاری ... در هالیوود نسبت به فیلم‌های دیگر تارانتینو صحنه‌های خشونت‌بار کمتری دارد. اما از هر جهت به آن نگاه کنیم مشخص است که این فیلم را همان مردی کارگردانی کرده که فیلم داستان‌های عامه‌پسند (پالپ فیکشن) را ساخته بود. استفاده از زوج لئوناردو دی‌کاپریو و برد پیت در این فیلم همچنین یادآور استفاده از زوج پل نیومن و رابرت ردفورد به‌ویژه در برخی از فیلم‌های دهه 1960است. این مسئله درحالی‌که تا حدی به بازسازی هالیوود 1969کمک می‌کند، باعث شده تا تارانتینو بتواند از بازیگرانش به شیوه مطلوبی در قالب یک فیلم کلاسیک بازی بگیرد. تارانتینو در این فیلم در حال دوخت دوباره یک فرش تاریخی است و ما با توجه به سابقه تارانتینو در بازسازی تاریخ به‌ویژه در فیلم حرامزاده‌های لعنتی به خوبی می‌توانیم به این مسئله پی ببریم که شیوه بازسازی تاریخ از نظر تارانتینو با شیوه بازسازی تاریخ در کتاب‌های دبیرستانی تفاوت‌های زیادی دارد. 

مووی وب



 جولیان رومان با تیتر روزی روزگاری... در هالیوود یک فانتزی عاشقانه که به خوبی توسط بازیگرانش اجرا شده است، در مووی وب می‌نویسد: روزی روزگاری... در هالیوود نامه بسیار خاطرخواهانه و عاشقانه کوئنتین تارانتینو به عصری سپری شده است. او دوباره رویدادهای تراژیک گذشته را متصور می‌شود و فیلمی فانتزی و با زحمت و به‌طور استادانه فیلمی درباره فانتزی یک ستاره سینما می‌سازد. این فیلم 2 ساعت و 45دقیقه‌ای با آوردن جزئیات بی‌اهمیت و غیرهیجان‌انگیز برای برخی بسیار خسته‌کننده است. طولانی بودن فیلم باعث می‌شود که شخصیت‌پردازی عالی و شیوه داستان‌پردازی کلاسیک تارانتینو کمتر به چشم بینندگان بیاید. روزی روزگاری... در هالیوود دارای ارزش فنی بالایی است. فیلمبرداری، کار با دوربین و طراحی تولید در این اثر سینمایی، بسیار عالی جلوه می‌دهد. در فیلم روزی روزگاری... در هالیوود، تارانتینو روحیه و طرز فکر ستارگان هالیوود هم‌عصر شارون تیت (بازیگر و همسر رمان پولانسکی، کارگردان مشهور را که در جریان کشتار فرقه منسون به قتل رسید) به تصویر کشیده است. شخصیت‌های اصلی فیلم 15دقیقه از فیلم را با خودروی خود در حال گردش هستند. تارانتینو با به تصویر کشیدن صحنه‌های شخصیت‌های اصلی فیلم در خودرو به‌نظر می‌رسد درصدد همذات‌پنداری بیننده با دیدگاهش می‌شود، او در این زمینه موفق می‌شود اما به‌نظر می‌رسد بیش از آنکه بیننده را در عمق تفکرش فرو برد او را در تفکر خود غرق می‌کند.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید