• شنبه 16 آذر 1398
  • السَّبْت 9 ربیع الثانی 1441
  • 2019 Dec 07
دو شنبه 19 فروردین 1398
کد مطلب : 51575
+
-

تحلیل سیدحسین موسویان از تبعات تصمیم آمریکا علیه سپاه

دام تندروها برای ترامپ

تندروها به رهبری جان بولتون در کاخ سفید با قرار دادن نام سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی می‌خواهند شانس ترامپ برای معامله با ایران را به صفر برسانند

دام تندروها برای ترامپ


اسماعیل سلطنت‌پور/ خبر‌نگار
سیدحسین موسویان، عضو پیشین تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای این روزها به‌عنوان استاد دانشگاه پرینستون در آمریکا اقامت دارد. موسویان بر این باور است که اقدام تازه در آمریکا برای قرار دادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی از سوی تندروهای آمریکایی با هدف به صفر رساندن معامله ترامپ با ایران طراحی شده است. مشروح مصاحبه موسویان با همشهری را در ادامه می‌خوانید:

آقای موسویان 2سال باقیمانده ترامپ فکر می‌کنید برای ایران چگونه باشد؟ برخی بر این باورند ترامپ ممکن است با ایران وارد فاز نظامی شود.
در شرایط فعلی شخص ترامپ به‌دنبال حمله نظامی به ایران نیست و خواهان یک معامله با ایران است؛ البته جان بولتون و برخی دیگر از کارگزاران کلیدی دولت آمریکا در یک هماهنگی با نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و عربستان و متحدانش و گروه‌های تروریستی ضد‌جمهوری اسلامی مثل منافقین، بنا دارند تا یک‌سال آینده در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی، از هرچه در ظرفیت و توان دارند برای ساقط کردن حکومت ایران استفاده کنند. برای این محور یک دوره زمانی محدود وجود دارد و آن هم 2سال باقیمانده دور اول ترامپ است.

چرا این 2 سال را تنها فرصت می‌دانند؟
 از نظر آنها چنین فرصتی تکرار نخواهد شد؛ اولا هیچ‌گاه نئوکان‌ها فردی رادیکال‌تر از بولتون پیدا نخواهند کرد که زمام کلیدی‌ترین منصب سیاسی- امنیتی آمریکا را عهده‌دار باشد. همه هم می‌دانند که جان بولتون متحد گروهک تروریستی منافقین بوده است. از طرفی برای نتانیاهو هم چنین فرصتی تکرار نخواهد شد چون قدرت امروز او در کاخ سفید از قدرت وزیر خارجه آمریکا هم بیشتر است؛ درحالی‌که در دوره اوباما نه‌تنها یکصدم چنین نفوذی نداشت، بلکه اوباما و نتانیاهو از یکدیگر متنفر هم بودند.

بن سلمان ولیعهد عربستان و بن زائد امارات هم چون همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد ترامپ گذاشته‌اند، از وحشت پایان دوره ترامپ و روی کار آمدن مجدد دمکرات‌ها و فردی مثل اوباما خواب ندارند.

یک‌سال دیگر از نظر زمانی به وضعیتی می‌رسیم که مبارزات انتخاباتی آمریکا شروع شده و ترامپ می‌خواهد به هر قیمت برنده شود. در بعد سیاست خارجی برای ترامپ موضوعات حیاتی ونزوئلا، ایران، کره‌شمالی، خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان و سوریه و نتیجه معادلات قدرت در سوریه و یمن است. اگر ترامپ در همه موارد با شکست مواجه شده باشد و چیزی برای عرضه به افکار عمومی آمریکا نداشته باشد، در وضعیت بسیار شکننده‌ای خواهد بود.

از طرف دیگر بعد از یک‌سال مثلث نتانیاهو-جان بولتون-بن سلمان/بن زائد هم نتیجه فشارها به ایران را ارزیابی خواهند کرد و اگر مشاهده کنند که با وجود همه تحریم‌ها و فشار، به نتیجه مورد دلخواه نرسیده‌اند، آنگاه سعی خواهند کرد ایران را در اولویت ترامپ قرار دهند تا تعیین تکلیف کنند و در چنین شرایطی باید نگران طراحی توطئه‌ای برای تقابل نظامی آمریکا با ایران بود.

مهم‌ترین تحول اخیر افزوده شدن نام سپاه به لیست گروه‌های تروریستی آمریکاست؟ برخی این اتفاق را یک بدعت می‌دانند. ارزیابی شما چیست؟ فکر نمی‌کنید قرار گرفتن سپاه در لیست گروه‌های تروریستی باعث تقابل سپاه و آمریکا در منطقه می‌شود؟ مجلس ایران اعلام کرده ایران در واکنش به اقدام آمریکا، نظامیان این کشور را هم‌سنگ داعش تلقی خواهد کرد. این واکنش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این اقدام مغایر تمام اصول، نرم‌ها و مقررات بین‌الملل است؛ زیرا سپاه واحد رسمی نظامی ایران و یکی از اجزای مهم نظام حکومتی ایران است. از طرفی این اقدام آمریکا اقدامی علیه حاکمیت ایران است. برخی نباید تصور کنند که این اقدامی در مخالفت با یک جناح سیاسی در ایران است.

فکر مـی‌کنـید مـهـم‌تـریـن هدف قرار دادن سپاه در لیست گروه‌های تروریستی چیست؟
جناح‌بازها به رهبری جان بولتون در کاخ سفید با چنین اقدامی در حقیقت می‌خواهند شانس ترامپ برای معامله با ایران را به صفر برسانند.

برخی در داخل، ایده عمل متقابل را مطرح کردند. در این رابطه نظر شما چیست؟
طبیعی است که ایران نیز اقدام متقابل کرده و ارتش آمریکا را به‌عنوان یک گروه تروریستی اعلام کند. باتوجه به اینکه نیروی قدس سپاه و نیروی سنتکام آمریکا (همتای نیروی قدس) از مؤثرترین واحد‌های نظامی در منطقه هستند، چنین روندی احتمال تشدید تقابلات منطقه‌ای و بروز جنگ بین 2 کشور را افزایش خواهد داد.

احتمال تنش در مناطقی که نیروهای آمریکایی و ایرانی حضور دارند، محتمل نیست؟
واحدهای نظامی کشورهایی مثل عراق که دچار بحران هستند و مجبورند با ارتش هر دو کشور همکاری موازی داشته باشند، با مشکلات متعددی مواجه خواهند شد؛ ضمن اینکه کارآمدی‌شان در مقابله با تهدیدات کاهش خواهد یافت. نباید فراموش کرد در بحران افغانستان در سال2001 که منجر به سقوط طالبان شد و بحران عراق در سال2003 بعد از سقوط صدام، نیروهای نظامی ایران و آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم همکاری مؤثر داشتند. با این اقدام آمریکا هیچ شانسی برای چنین همکاری‌هایی یا حتی همکاری غیرمستقیم برای مقابله با گروه‌های تروریستی همچون داعش و القاعده نخواهد ماند. این اقدام کاخ سفید بخشی از توافقات گروه‌های مشترک کاری با اسرائیل-عربستان-امارات است که در یک‌سال گذشته در واشنگتن جلسات مستمر داشته‌اند و هدف این جلسات سقوط نظام جمهوری اسلامی و تقابل با ایران در منطقه است.

گفته می‌شود این طرح در داخل حکومت آمریکا مخالفانی دارد؟
شنیده‌های من حاکی از این است که کارشناسان ارشد پنتاگون، نیروی سنتکام، سازمان‌های امنیتی و وزارت خارجه آمریکا با این تصمیم مخالف هستند.

به سالگرد خروج آمریکا از برجام نزدیک می‌شویم. به‌نظر شما مهم‌ترین باید‌ها و نباید‌های ایران در رابطه با برجام چیست؟ در این یک سال جایگاه ایران و آمریکا چه وضعیتی داشته است؟
در این یک‌سال موضع آمریکا در مورد خروج از برجام با مخالفت اکثریت قاطع جامعه جهانی مواجه شد و متقابلا پایبندی ایران به برجام مورد تحسین جامعه جهانی قرار گرفت؛ لذا خروج از برجام، جایگاه بین‌المللی آمریکا را تضعیف کرد.

به‌نظر شما مهم‌ترین اولویت ایران در سال98 در سیاست خارجی چه باید باشد؟
از نظر من مهم‌ترین اولویت سیاست خارجی ایران در سال98، باید مهار روند افزایشی خطرناک تنش با آمریکا باشد.

اعمال برخی تحریم‌ها از سوی اروپا ازجمله تحریم وزارت اطلاعات ایران، تست واکنش ایران نبود؟ به‌نظر می‌رسد ایران برای بر هم نخوردن برجام خطوط قرمز خود را تغییر می‌دهد، درست است؟ این سیگنال باعث سوء‌تفاهم و تشدید فشارهای اروپا نمی‌شود که ایران در هر شرایطی در برجام می‌ماند؟
قبل از ورود به اینگونه موارد، باید یک ارزیابی عمیق‌تری در مورد اساس روابط خارجی خود داشته باشیم.

نکته اول این است که فکر کنیم این را همه دست اندرکاران قبول داشته باشند که تعداد کشورهایی که با ایران مشکل اساسی دارند، کم نیستند. آمریکا، اروپای غربی، اروپای شرقی، استرالیا، کانادا، کشورهای عربی متعدد همه به‌نحوی در روابط با ایران مشکلات جدی دارند. کشورهایی هم مثل ژاپن و کره‌جنوبی جنجال نمی‌کنند اما در هنگام فشار آمریکا به ایران، فورا چراغ‌های روابط با ایران را یکی بعد از دیگری بی‌سروصدا خاموش می‌کنند.
من این سؤال را مطرح می‌کنم که آیا در بین کشورهای قدرتمند و تأثیر‌گذار جهان، قدرتی که به معنی واقع کلمه متحد استراتژیک تمام‌عیار ایران باشد، وجود دارد؟

نکته دیگر این است که اگر ایران می‌خواهد روابط با شرق را محور قرار دهد، آیا یک نوع روابط استراتژیک و اتحاد پایدار و جامع سیاسی- نظامی- امنیتی با قدرت‌های بلوک شرق به‌ویژه چین و روسیه و هند دارد؟ همینطور باید پرسید آیا داشتن روابطی متزلزل با قدرت‌های بلوک شرق همزمان با روابط تقابلی با جهان غرب و کشورهای مهم عربی مثل عربستان، مسیر درستی است؟

برخی چین و روسیه و حتی هند را شریک ایران تلقی می‌کنند. به‌نظر شما اینگونه نیست؟
اگر هر یک از قدرت‌های بلوک شرق بین ایران و اسرائیل یا ایران با عربستان، مخیر به انتخاب یکی باشند، کدام را انتخاب خواهند کرد؟ چندی پیش در هند در کنفرانسی با یک دیپلمات ارشد هندی صحبت می‌کردم. او به من می‌گفت روابط اقتصادی هند با کشور کوچکی مثل امارات بسیار بیشتر و مهم‌تر از روابط با ایران است چون میلیون‌ها هندی در امارات شاغل هستند و امرار معاش ده‌ها میلیون خانواده هندی به درآمد آنها وابسته است. این 3 قدرت هیچ محدودیتی برای فروش تسلیحات نظامی و استراتژیک به اسرائیل و عربستان ندارند. آیا چنین وضعیتی را در روابط با ایران هم دارند؟

برخی نامزد‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا وعده داده‌اند درصورت پیروزی به برجام بازخواهند گشت. به‌نظر شما برجام قابل احیاست؟
درصورت روی کار آمدن دمکرات‌ها، طبیعی است که چهره‌های تندرو و سوپرافراطی همچون جان بولتون و پمپئو از مراکز قدرت و تصمیم‌گیری آمریکا کنار گذاشته خواهند شد و لذا سیاست‌های فعلی واشنگتن علیه ایران مقداری تعدیل خواهد شد. منتهی مثلث بولتون ـ  نتانیاهو ـ بن سلمان/ بن‌زائد دنبال این هستند که در 2سال باقیمانده دوره فعلی ترامپ، تحریم‌ها و اقدامات ضد‌ایران به‌قدری گسترش و تعمیق یابد که اولا بازگشت دمکرات‌ها به برجام آسان نباشد و ثانیا اگر هم برگردند، تأثیر چندانی به نفع ایران نداشته باشد.

فرصت ایران برای تصویب لوایح مرتبط با اف‌ای‌تی‌اف در حال اتمام است. نظر شما درباره این لوایح و دیدگاه مخالفان مبنی بر مخاطره‌آمیز بودن لوایح چیست؟
یادم هست که در جریان برجام در دوره اوباما آنقدر به تیم مذاکره‌کننده فحش دادند و تهمت خیانت زدند که آقای دکتر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی در یازدهمین همایش اساتید و دانشجویان ایرانی خارج از کشور در مشهد خطاب به مخالفان برجام گفت: «ان‌شاءالله ترامپ برجام را پاره کند تا بفهمیم به کجا خواهیم رسید». خوب آقای ترامپ برجام را پاره کرد و همه هم نتیجه‌اش را در 18‌ماه گذشته دیدند. لوایح اف‌ای تی‌اف، آنطور که آقای لاریجانی رئیس مجلس گفتند، در دوران ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد به تأیید دولت و شورای امنیت رسیده بود. حالا که زمان تصویب در مجلس است، آنطور که آقای روحانی، رئیس‌جمهور کشور گفتند، مجلس و شورای نگهبان و سران 3 قوه هم تصویب کرده‌اند. اما با وجود این تصمیم‌گیری نهایی همچنان دچار چالش شده است.  من واقعا معتقدم در شرایطی که آمریکا با تمام ظرفیت و قدرت تصمیم به نابودی نظام جمهوری اسلامی گرفته، جنجال داخلی در مورد موضوعات حیاتی امنیت ملی، مثل برجام و لوایح اف‌ای تی اف، به مصلحت کشور نیست. ما این اختلاف را حتی در نحوه کمک‌رسانی به سیل‌زدگان بحران‌زده کشور هم شاهد هستیم که واقعا مایه تأسف است. اگر به یک جناح اعتماد نیست، خودشان محترمانه و داوطلبانه امور را بدهند به افراد یا جناح‌هایی که مورد اعتماد هستند. آنها برجام و لوایح چهارگانه اف‌ای تی اف را یا می‌پذیرند یا منتفی می‌کنند. در این مسیر هم همه از کارشکنی در کار آنها خودداری کنند تا تکلیف مردم و کشور روشن باشد و کشور در تصمیم‌گیری‌های کلان، آن هم در حساس‌ترین مقاطع حیاتی، فشل نشود.


مکث
اروپا روابط اقتصادی با آمریکا را فدای ایران  نمی کند
از نظر من هیچ‌یک از قدرت‌های جهانی اعم از اروپا، روسیه، چین یا هند با سامانه‌ای مثل اینستکس یا بدون آن، قدرت مقابله و مقاومت تمام‌عیار در مقابل تحریم‌های فرامرزی یکجانبه آمریکا را نخواهند داشت؛ زیرا هیچ‌کدام روابط تجاری و اقتصادی‌شان با آمریکا را فدای روابط اقتصادی با ایران نخواهد کرد چون مقایسه فیل و فنجان است. درعین حال کشورهایی مثل چین و روسیه قدرت مانور بیشتری برای دور زدن تحریم‌های آمریکا دارند چون هم آمریکا نفوذ کمتری در این کشورها در مقایسه با اروپا دارد، هم شفافیت کار اقتصادی در چین و روسیه به‌مراتب پایین‌تر از اروپاست و هم با جمعیتی بالا، شرکت‌ها و مسیر‌های متنوع‌تری برای تجارت دارد. باید واقع‌بین بود. واقعیت مهم این است که شرکت‌ها در اروپا خصوصی هستند و خودشان در مورد سود و زیان هر نوع تجارتی با هر کشوری تصمیم می‌گیرند و دولت‌های اروپایی هیچ اختیاری در این مورد ندارند. در ایران اقتصاد عمدتا دولتی است و در اروپا خصوصی. تجارت اروپا و آمریکا بالغ بر 700میلیارد دلار در سال است. اروپا فقط در بخش دارویی و پزشکی حدود 80میلیارد دلار به آمریکا صادرات دارد که صادرات این بخش به آمریکا به تنهایی حدود 4 برابر کل صادرات اروپا به ایران است اما در کشوری مثل چین شرکت‌های بزرگ دولتی در تمام زمینه‌ها بسیار زیاد هستند.

این خبر را به اشتراک بگذارید