• سه شنبه 30 دی 1399
  • الثُّلاثَاء 5 جمادی الثانی 1442
  • 2021 Jan 19
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397
کد مطلب : 16850
+
-

خانه‌ای روی آب

یحیی‌آباد در نزدیکی آران‌و‌بیدگل، علاوه بر همه مشکلات حاشیه‌نشینی، در حریم رودخانه فصلی شکل گرفته است

اصفهان
خانه‌ای روی آب

هاجر مرادی| اصفهان - خبرنگار

 خانه‏‌ها در همسایگی مزرعه‌‏های گندم قد علم کرده‏اند؛ خانه‏‌هایی بی‌قواره و آجری که به چشم هر رهگذری نازیبا می‌آید. دیگر خبری از باغ‌‏ها و مزارع 80 سال پیش نیست. 3 دهه‏ می‏‌شود حاشیه‌‏نشینی جای باغ‏‌ها و مزارع را گرفته و به سرعت در حال گسترش در منطقه یحیی‌‏آباد است به گونه‌‏ای که تنها طی چند ماه، تعداد ساکنان از 2 هزار به 3 هزار و 500 نفر افزایش یافته. فقر اقتصادی و فرهنگی ملموس‏‌ترین کمبود در یحیی‏‌آباد است. 

این را می‏‌توان از خانه‏‌های کوچک و تهی از ضوابط مهندسی که با گذاشتن چند آجر روی یکدیگر ساخته شده‏‌اند، اجاق گاز کوچک و گلیم محقرانه‏ در میانه‏ خانه یا کودکانی که معصومانه در بین زباله‏‌ها بازیگوشی می‏‌کنند، فهمید. یحیی‌‏آباد حالا نه بخشی از شهر آران‌وبیدگل محسوب می‌شود و نه حتی یک روستا. اهالی‌اش کارگرانی هستند که همگی به دلیل تنگنای اقتصادی و نزدیکی آن به شهر کاشان به این منطقه روی آورده‏اند. در واقع مشخص است آن‏ها تنها به فکر ساختن سرپناهی برای خود بوده‏اند؛ سرپناهی که در زیر سقف آجری آن به همراه خانواده شب را در امنیت به صبح برسانند.
 
در آرزوی یک تصویر
از کودکان 5 ساله تا پیرمردهای 80 ساله، همگی می‏خواهند در قاب همشهری ثبت شوند. محمد که به همراه خواهرش، فاطمه جلو در خانه‏ نشسته است و 2 ماشین اسباب‌بازی در دستان کوچکش دارد، وقتی متوجه عکاسی می‌شود، مادرش را از درون خانه صدا می‌کند و می‌خواهد همه خانواده و حتی ماشین‌هایش در عکس حضور داشته باشند.
مادرش می‏گوید تنها دلیلی که موجب شده برای زندگی به یحیی‏آباد بیایند ناتوانی مالی است وگرنه دلیلی برای زندگی کردن در بیغوله‌ای که هر روز یک نفر از نیروهای شهرداری یا سازمان و ارگان‌های مختلف اخطاریه‌ای می‌آورند و اصرار به تخلیه دارند، وجود ندارد. از همه این شرایط دشوارتر، زمانی است که مادر محمد با چشمانی نگران به کودکانش نگاه می‌کند و می‌گوید: «مسیر رفت‌وآمد مدرسه به قدری خطرناک است که هر روز برای سالم برگشتن بچه‌ها به خانه نذر صلوات می‌کنم.»

دغدغه بچه‌ها
رقیه خانم، زنی که چادر گلدارش را با گوشه دهان نگه داشته است، و عباس، پسر 12 ساله‌اش، را به زور داخل خانه می‌برد، بیشتر از امروز، نگران فرداست. رقیه می‌گوید: «عباس بسیار تیزهوش و درسخوان است، اما اینجا پسرها وقتی کمی بزرگ‌تر می‌شوند و از خانه بیرون می‌روند، گرفتار اعتیاد می‏شوند و به کل درس خواندن را کنار می‏گذارند. برای همین از بیرون رفتن بچه‌هایم می‌ترسم.»
دغدغه این مادر برای دختر 7 ساله‌اش هم کم نیست. دختری که رنگ امکانات شهری را ندیده و اگر هنگام بازی در کنار زباله‌هایی که همه‌جا و در کنار همه خانه‌ها دیده می‌شود بیمار شود، به دلیل نبود امکانات درمانی در محل زندگی‌شان و فقر مالی، راهی برای مداوایش وجود ندارد.
    
کوچ مردانه
مردان روستا همه برای پیدا کردن کار فصلی و کارگری در کارخانه‌ها یا باغ‌های کاشان راهی شهر شده‌اند. شاه‌مراد، پیرمرد خمیده‌ای که لهجه جنوبی دارد و از قدیمی‌ترین ساکنان این محدوده است، می‌گوید: «هیچ‌کس نمی‌خواهد زندگی در شهر و شرایط ایده‌آل شهرنشینی را ترک کند و به حاشیه شهر بیاید. وقتی زندگی آن‌قدر سخت است که نمی‌توان حتی به خرج خوراک روزانه زن ‌و فرزند رسید، باید بیایی جایی زندگی کنی که یک روز از ترس باران و یک روز از ترس ماموران آرامش نداشته باشی.»

ازدواج؛ راه چاره 
فرزانه، دختر 17 ساله‌ای که چشمان سیاه دارد و موهای سیاه‌ترش از 2 سوی روسری آبی رنگ بیرون زده، از پنجره ساختمان 2 طبقه با ما صحبت می‌کند. تازه ازدواج کرده و بالای خانه بدقواره و سست پدرشوهر ساکن شده است. فرزانه از شرایط سخت زندگی در این بیغوله می‌گوید. این‌که راهی به غیر از ازدواج با مهاجران نیست و هیچ شهرنشینی حاضر به ازدواج با دختران این منطقه نمی‌شود. «ما تا چشم باز کردیم در این ناکجاآباد بودیم. جایی که نه نام روستا دارد و نه حتی ده. مردم این‌جا مجبورند با بدبختی زندگی را ادامه بدهند. دختران نمی‌توانند به غیر از مردان اطرافشان را انتخاب کنند و پسران هم با این درآمدها قادر به ازدواج با کسی دیگر نیستند. از جهیزیه و مراسم مفصل ازدواج هم خبری نیست. همه تنها به فکر کم شدن یک نانخور از سر سفره‌شان هستند.»

دردسرهای کودکان 
با همه این‌ها اما هم‌چنان بچه‏ها دردناک‏ترین بخش از معضلات یحیی‏آباد محسوب می‌شوند، زیرا آن‌ها ناچارند برای دستیابی به مهم‌ترین حق خود که همان تحصیل است، هر روز صبح مسیری خطرناک را طی کنند تا به مدرسه خود در شهر کاشان برسند. آن‌ها در این مسیر نه تنها از پل راه‌آهن، بلکه بعد از آن از بزرگراه هم عبور می‌کنند که بسیار خطرناک است. تنها محبتی که شهرداری آران‌و‌بیدگل در حق آن‏ها کرده است، اختصاص یک ون بوده تا صبح زود دانش‌آموزان را به مدرسه برساند که البته گاهی دانش‏آموزان از آن باز می‏مانند.

یحیی‌آباد را بپذیریم
نماینده شهرداری آران‌وبیدگل در منطقه یحیی‏آباد در توضیح مشکلات اهالی منطقه با بیان این‌که کاربری همه این زمین‏ها کشاورزی است و خانه‏های ساخته‌شده همه بدون مجوز هستند، به همشهری می‌گوید: «این خانه‏های بدون مجوز چطور توانسته‏اند امتیاز آب و برق را از دولت بگیرند، اما خدمات بهداشتی، آموزشی و تفریحی، فضای سبز و دسترسی آسان به آن‏ها ارائه نمی‏شود؟ 2 حسینیه و یک مسجد تنها خدماتی هستند که به آن‏ها ارائه شده است. این یعنی دولت در این سال‏ها به گونه‌ای متضاد عمل کرده است.» محمد عصارمفرد توضیح می‌دهد: «تاکنون 2 طرح برای یحیی‏آباد ارائه شده است. ابتدا قرار بود یحیی‌آباد به عنوان یک منطقه به شهر آران‌‌وبیدگل اضافه شود که در کمیسیون ماده 5 استانداری مطرح و سپس رد شد.
 پس از آن هم فرماندار منطقه طرح تبدیل آن به یک روستا را مطرح کرد که قرار بود تا ابتدای سال 97 به نتیجه برسد، برنامه‌ریزی‌های لازم برای آن صورت بگیرد، بر ساخت‌وساز‏ها نظارت شود و خدمات لازم به اهالی آن ارائه شود، اما به نظر می‌رسد این موضوع هم فراموش شده است. البته حالا دوباره نقشه‏کشی‏ها از سر گرفته شده است و مشخص نیست دولت چه تصمیمی برای این منطقه خواهد گرفت.»

او ادامه می‌دهد: «وقتی نتیجه را از فرمانداری و استانداری جویا می‏شویم تنها پاسخی که دریافت می‌کنیم این است که هنوز هیچ چیز مشخص نیست. شهرداری و شورای شهر آران‌وبیدگل هم با وجود آن‏که این منطقه بخشی از شهر محسوب می‌شود خود را کنار می‏کشند و هیچ مسئولیتی را متوجه خود نمی‏دانند.» نماینده شهرداری آران‌وبیدگل در منطقه یحیی‏آباد در بخش دیگری از صحبت‌های خود توضیح می‌دهد: «500 خانوار در این منطقه زندگی می‏کنند و جمعیت آن روز به روز در حال افزایش است. به هر حال باید توجه کنیم که این جمعیت بخشی از جامعه محسوب می‌شوند و باید خدمات لازم به آن‏ها ارائه شود، زیرا دیگر جمع‌کردن آن‏ها غیرممکن است. دولت در قبال این جمعیت مسئول است و باید جلو ساخت‌وساز در منطقه را بگیرد یا آن‏که منطقه را سامان دهد.»

رودخانه طغیانگر
مشکل دیگر اما این است: یحیی‏آباد یک رودخانه فصلی هم دارد. رودخانه‏ای که هر چند سال یک بار طغیان می‌کند، اما برخی از اهالی بدون توجه به این موضوع اقدام به ساخت خانه‏هایی در حریم درجه یک رودخانه کرده‏اند؛ خانه‏هایی که حالا شرکت آب منطقه‌ای آن‏ها را به شناسایی کرده است و به‌زودی دستور تخریب آن‌ها را خواهد داد.


در شهر خبری نیست...
اسفند سال گذشته بود که فرمانداری آران‌و‌بیدگل در خبری اعلام کرد: دشت‏های کشاورزی یحیی‏آباد تبدیل به منطقه‌ای حاشیه‌نشین شده است و 2 هزار نفر بدون هیچ خدمات بهداشتی و آموزشی در آن ساکن شده‏اند. این مشکل قرار بود ابتدای امسال به نتیجه برسد، اما هنوز خبری از ساماندهی وضع مردم این منطقه نیست. 

این خبر را به اشتراک بگذارید