• سه شنبه 13 خرداد 1399
  • الثُّلاثَاء 10 شوال 1441
  • 2020 Jun 02
پنج شنبه 1 خرداد 1399
کد مطلب : 101223
+
-

گفتمان رسمی فلسطین و واقعیت میدانی


لمیس عزام؛ نویسنده و تحلیلگر فلسطینی

تحولات اخیر منطقه در زمینه عادی‌سازی روابط عربی-اسلامی با اسرائیل به شکل رسمی و همچنین تلاش‌هایی که برای آماده‌سازی افکار عمومی ملت‌ها در جهت اجرای «معامله قرن» صورت می‌گیرد بدون شک تأثیر منفی بر آینده مسئله فلسطین داشته و مردم این کشور را در موقعیت سختی قرار داده است. البته این توطئه را نمی‌توان صرفا مربوط به مقطع زمانی فعلی دانست. شاید بتوان گفت ریشه وضعیت کنونی به «توافق اوسلو»بازمی‌گردد؛ سندی که با عقب‌نشینی‌های قابل توجه از جانب فلسطینی‌ها تنظیم شده و در ابتدا قرار بود تنها پیمانی موقت به‌مدت 5سال به‌منظور برپایی کشور فلسطین با حق حاکمیتی محدود باشد. اما در سایه واقعیتی که از زمان جنگ 6روزه تا‌کنون در سرزمین‌های فلسطینی به‌وجود آمده، توافق اوسلو مفهوم مقاومت را تقلیل داده و حتی تضعیف کرد. در واقع این توافق پیامدهای فاجعه‌باری برای مسئله فلسطین داشت که نشانه‌های آن تا امروز هم قابل مشاهده است؛ از مصادره بخش‌های بیشتری از زمین‌های فلسطینی گرفته تا شهرک‌سازی‌های جدید، ویران کردن منازل شهروندان فلسطینی و...
اگرچه مردم فلسطین از طریق خیزش اجتماعی و افزایش چشمگیر عملیات‌های فدائیان علیه اشغالگران اسرائیلی در دهه 70میلادی، مخالفت خود با اوسلو را نشان داده و آن را ساقط کردند اما این توافق در عمل، تصور ملت‌های حامی فلسطین، مخصوصا ملت‌های منطقه خاورمیانه را نسبت به این بحران تغییر داد. در واقع نمی‌توان از این واقعیت چشم‌پوشید که اوسلو به یک ایدئولوژی و روش تبدیل شد و دیگر توافقی عادی نبود، چرا که مجوز و بهانه لازم را در اختیار تمام غیرفلسطینی‌هایی که خواستار عادی‌سازی‌ روابط خود با اسرائیل اشغالگر بودند، قرار داد. آنها حالا در پوشش صلح و گشایش روابط نسبت به دشمن اسرائیلی از اختیار عمل و مشروعیت کافی برخوردار بودند.
محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان که از سوی یاسر عرفات مأمور به امضای توافق اوسلو بود و البته مهندس این توافق نیز شناخته می‌شود روز گذشته از خروج کامل فلسطین از تمام توافقنامه‌های امضا شده با اسرائیل و آمریکا و همچنین انحلال تمام تفاهمات صورت گرفته با این دودولت، ازجمله تفاهمنامه‌های امنیتی سخن گفت. اتخاذ چنین موضعی از سوی عباس، شخصیتی که بارها از افتخار و التزام خود به توافق اوسلو سخن گفته و همکاری امنیتی را با اسرائیل اشغالگر امری «مقدس» به شمار آورده نشان می‌دهد حاکمیت فلسطین سرانجام بعد از سال‌ها غفلت، نسبت به حجم مخاطراتی که مسئله تاریخی فلسطین را تهدید می‌کند آگاه شده است.
در اینجا باید به اهمیت نقش دیپلماسی در رابطه با مسئله فلسطین نیز اشاره کرد. مشهور است که دستاوردهای نظامی یا کنش برخاسته از مقاومت باید به زبان دیپلماسی ترجمه شود تا پیروزی ملت‌ها به لحاظ تاریخی تکمیل شود، اما آنچه در عمل از سوی رهبری تشکیلات خودگردان فلسطین انجام شده هیچ ارتباطی با این اصل ندارد. طی تمام این سال‌ها، رهبری فلسطین به کلی از واقعیت مردم و جامعه خود جدا بوده است. واکنش این نهاد که باید ضامن حقوق فلسطینیان باشد در مقابل تخریب مداوم خانه‌ها، بازداشت غیرقانونی شهروندان و حتی الحاق زمین‌های فلسطینی بیشتر از سوی اسرائیل، یا انکار واقعیت بوده و یا در بهترین حالت، تهدیدهای تکراری و بی‌اساس مبنی بر توقف همکاری‌های امنیتی! تهدیدهایی که هرگز از سوی طرف اسرائیلی جدی گرفته نشد.
خروج تشکیلات خودگردان از توافقنامه‌های امضا شده می‌توانست رخدادی قابل اتکا باشد، چرا که از یک سو آزادی عمل بیشتری به مقاومت مردمی در کرانه غربی می‌بخشید و از سوی دیگر موضع فلسطین در جهت حمایت از حقوق خود را در چندین محور تقویت می‌کرد. اما محمود عباس خیلی سریع در پایان سخنان خود این انتظار را هم بر باد داد؛ زمانی که تأکید کرد همچنان به مذاکرات بر سر «راه‌حل دو کشوری» پایبند است.
 این ابهام باعث می‌شود اشغالگر اسرائیلی هیچ موضعی از سوی تشکیلات خودگردان را جدی تلقی نکند، درحالی‌که تمرکزش بر مقاومت مردمی و عملیات‌های فدائی معطوف است. گفتمان رسمی فلسطین همچنان هیچ تناسبی با واقعیت میدانی در این کشور ندارد و بر همین اساس هم نه‌تنها شهروندان فلسطینی نسبت به آن بی‌تفاوت هستند بلکه با نوعی نارضایتی و خشم به آن واکنش نشان می‌دهند. مذاکره با اسرائیل در این شرایط بی‌فایده و عبث است، چرا که نسبتی با واقعیت ندارد. هم‌اکنون اسرائیل برای اجرای طرحی آماده می‌شود که نه‌تنها حق بازگشت، بلکه تمامی حقوق ملت فلسطین به موجب آن نقض خواهد شد. بدون شک نقش و اهمیت دیپلماسی در این صحنه بر هیچ‌کس پوشیده نیست، اما زمانی که دیپلماسی هیچ تناسبی با واقعیت میدانی ندارد، تأکید مداوم بر آن موضعی بی‌ارزش و غیرقابل‌قبول است. به‌طور خلاصه می‌توان گفت، سخنان اخیر محمود عباس تا زمانی که به زبان میدانی در واقعیت ترجمه نشود، تنها حکم جوهری روی کاغذ را دارد.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید