• شنبه 20 تیر 1405
  • ٢٥ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jul 11
شنبه 20 تیر 1405
کد مطلب : 278495
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/pQXJ6
+
-

مأموریت: انتقال واقعیت تهران به آمریکا

کن اوکیف، تفنگدار سابق ارتش آمریکا از حجم ویرانه‌های کوچه جاجرودی حیرت‌زده شد

گزارش
مأموریت: انتقال واقعیت تهران به آمریکا

پریسا نوری | روزنامه‌نگار

کن اوکیف، تفنگدار سابق ارتش آمریکا در ادامه سفر خود به ایران برای واکاوی پیامدهای جنگ، راهی منطقه۴ تهران شد. او با حضور در کوچه جاجرودی در محدوده میدان رسالت، از محل شهادت ۲۰شهروند ایرانی در جریان جنگ تحمیلی سوم بازدید کرد. این بازدید میدانی که با همراهی سخنگوی شورای شهر تهران انجام شد، با هدف ثبت مستندات جنایات جنگی و بازتاب مظلومیت مردم ایران در افکار عمومی جهان صورت گرفت. اما در کوچه جاجرودی و این دیدار چه گذشت؟

حیرت تفنگدار آمریکایی از حجم ویرانی‌ها
ساعت نزدیک ۱۱ قبل از ظهر است که کهنه‌سرباز آمریکایی به همراه مترجم خود پا به کوچه جاجرودی می‌گذارد. اگرچه عملیات آواربرداری در این محدوده به پایان رسیده و فرایند نوسازی آغاز شده، اما عمق ویرانی‌ها هنوز چنان پیداست که نگاه او را میخکوب می‌کند. تفنگدار سابق ارتش آمریکا درحالی‌که به بقایای آوارها چشم دوخته، با تعجب می‌پرسد: «مگر در این کوچه چه هدفی وجود داشت که این‌گونه بی‌رحمانه آماج حمله قرار گرفت؟» سیدمحمد موسوی، شهردار منطقه۴ در پاسخ ابعاد فاجعه را این‌طور برایش تشریح می‌کند: «در این حمله ۴موشک به این منطقه اصابت کرد که منجر به آسیب دیدن حدود ۵۰۰واحد مسکونی شد؛ خانه‌هایی که برخی از آنها به‌کلی با خاک یکسان شده است.»‌

مردم دنیا نباید تماشاگر باشند
برای اوکیف که سال‌ها در میدان‌های جنگ، از خلیج‌فارس تا عراق حضور داشته، این حجم از ویرانی در دل بافت مسکونی غیرقابل‌باور است. او نگاهش را میان آوارها می‌چرخاند، گویی در ذهنش ابعاد این فاجعه را با استانداردهای سختگیرانه نظامی‌اش می‌سنجد. این فعال ضدجنگ که به‌خوبی می‌داند هزینه این حملات با دلارهای مالیاتی مردم آمریکا تأمین شده، با تلخی می‌گوید: «صرف‌نظر از تمام ادعاهای نظامی، این جنگ از اساس تهاجمی و غیرقانونی است. تنها هدف احتمالی در این منطقه یک پایگاه بسیج بوده که کارکردش خدمات اجتماعی و امدادرسانی است، نه تأسیسات نظامی تهدیدکننده.» سپس با لحنی هشدارآمیز ادامه می‌دهد: «آمریکا دقیقا همان الگویی را که در غزه پیاده کرد حالا برای ایران دنبال می‌کند. مردم دنیا نباید تماشاگر خاموش این قتل‌عام باشند.»‌

آنچه درباره ویتنام شنیدیم در تهران دیدیم
علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران در بازدید از ویرانی‌های کوچه جاجرودی با اشاره به حجم گسترده تخریب‌ها خطاب به تفنگدار آمریکایی می‌گوید: «ما تصور می‌کردیم یک ابرقدرت نیازی به استفاده از این حجم از توان نظامی برای هدف قرار دادن مردم عادی، کودکان و معلمان ندارد. متأسفانه آنچه درباره ویتنام شنیده بودیم در کوچه‌های تهران با چشمان خود دیدیم. جنایاتی که در حق مردم بی‌پناه و دانش‌آموزان شد چهره واقعی و بدون روتوش آمریکا و اسرائیل را نشان داد؛ همان‌هایی که ادعای حقوق بشر و حمایت از زنان و کودکان را داشتند.» او با تأکید بر اهمیت حضور شاهدانی از داخل آمریکا ادامه می‌دهد: «حضور شاهدانی که از درون آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند بسیار ارزشمند است.»‌

از مرکز پرجنب‌وجوش تا سکوت سنگین ویرانه‌ها
کوچه جاجرودی که تا پیش از ۱۸اسفندماه و لحظه هولناک اصابت موشک‌ها به واسطه بافت مسکونی و همجواری با مراکز اداری یکی از سرزنده‌ترین و پرترددترین معابر منطقه۴ تهران به شمار می‌رفت، اکنون به ویرانه‌ای بدل شده که سکوتی سنگین بر آن حکم‌فرماست. اوکیف با کنجکاوی جویای سرنوشت ساکنان این خانه‌ها می‌شود. در این میان، علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای اسلامی شهر تهران اقدامات حمایتی مدیریت شهری را تشریح می‌کند: «خانواده‌هایی که خانه‌هایشان در جنگ آسیب دیده تا زمان تکمیل روند بازسازی و نوسازی، مهمان شهرداری تهران در هتل‌ها هستند.»

حتی در آمریکا هم چنین امکاناتی نداریم
سرباز سابق ارتش آمریکا که خود در یکی از هتل‌های تهران اقامت دارد و از نزدیک شاهد حضور خانواده‌های آسیب‌دیده در آنجا بوده است، از این اقدام مدیریت شهری تمجید می‌کند و می‌گوید: «این اقدام شهرداری قابل ستایش است. حتی در آمریکا هم هنگام وقوع بلایای طبیعی، مانند توفان کارولینا چنین امکاناتی برای مردم فراهم نمی‌شود.»

روایت واقعی از تهران
اوکیف بازدید خود را به همین‌جا ختم نمی‌کند و اعلام می‌کند که قصد دارد دوباره به این محله بازگردد تا با خانواده‌های آسیب‌دیده گفت‌وگو کند؛ هدفی که می‌گوید برای انتقال روایت واقعی به مردم آمریکاست. او با لحنی تأثیرگذار می‌گوید: «می‌خواهم به آمریکایی‌ها بگویم اینها صرفا عدد نیستند. اینجا خانه‌هایی بوده که بچه‌ها در آن زندگی می‌کرده‌اند، اسباب‌بازی داشته‌اند و دفتر مشق‌هایشان هنوز بوی زندگی می‌دهد.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید