دیدار با آتشنشانی که درمسابقات کشتی آتشنشانان جهان خوش درخشید
غرورآفرینی به شیوه آقا امیر
زهرا بلندی| خبرنگار:
منطقه 19
سالهاست عاشق مردم و خیر رساندن به آنهاست. جوان 32 سالهای که از کودکی آستین همت را برای کمک به همسایهها و بچههای محله بالا برده، همین دغدغه همیشگیاش را به شغل آتشنشانی کشاند و 8 سال است به واسطه این انتخاب، جانش را کف دست میگذارد و در حوادث به دل آتش میزند. این برگی از کتاب زندگی «امیر حمیدی» است، جوانی که چندی پیش با کسب مقام اول کشتی فرنگی و مقام دوم کشتی آزاد در مسابقات جهانی آتشنشانان، قدم دیگری برای شادی دل مردمش برداشته است. این موفقیت بزرگ بهانهای شد تا در هفتمین روز از پاییز که روز آتشنشان است، با او دیدار تازه کنیم و از احوالش بپرسیم.
دست و پنجه نرم کردن با شغلی سخت و درخشش در ورزش قهرمانی کار آسانی نیست. اما امیر سالهاست لحظات زندگیاش را به تمرینات سخت ورزشی، نبرد روی تشک کشتی و حضور در موقعیتهای مختلف شغلی و حوادث میگذراند. او میگوید: «از 12 سالگی فعالیت ورزشی را با کشتی آغاز کردم و با کسب مهارت، حضور در مسابقات برایم رقم خورد. نخستین مقام کشتی را سال 1379 کسب کردم و قهرمان تهران شدم.» این کشتیگیر که هر روز 2 ساعت در مجموعه ورزشی شهدای گمنام منطقه 19 زیرنظر «علیرضا اماناللهی» ورزش میکند، به پایان رسید.» ادامه میدهد «مقامهای کشوری و استانی زیادی در کارنامه ورزشیام ثبت شده، اما نخستین حضورم در مسابقات جهانی با کسب مدال طلا و نقره در کشور کره به پایان رسید.» او با بیان اینکه این دوره از مسابقات در همه رشتههای ورزشی بین آتشنشانان جهان برگزار شد، اضافه میکند: «در این دوره در مسابقات مچاندازی هم شرکت کردم که 2 مدال نقره و برنز نصیبم شد.»
قهرمان آتشنشان
پیامهای محبتآمیز همسایهها به مناسبت قهرمانی کشتیگیر محلهشان روی چند دیوار نصب شده و همه شاد و خوشحالند. همسایهها معتقدند خیر این جوان هممحلهای به همه میرسد، چه آن روزها که کمسن و سال بود و از هیچ کمکی دریغ نمیکرد و چه امروز که برای مردمش تلاش میکند. این قهرمان رؤیای آتشنشان شدن را همیشه در سر داشت و دوره سربازی به آرزویش رسید. بعد از آشنایی با تعدادی از همخدمتیها که امریه آتشنشانی داشتند، اطلاعات دقیقی درباره این کار کسب کرد و برای اشتغال در این حوزه تصمیم جدی گرفت. حمیدی که از سال 1389 فعالیتش را با ورود به ایستگاه 87 آتشنشانی یافتآباد در میدان الغدیر شروع کرده، میگوید: «یک سال بعد به ایستگاه 96 بوستان ولایت و بعد از مدتی به ایستگاه 47 آتشنشانی منطقه 20 منتقل شدم و تا الان بهعنوان کاردان و راننده خودرو آتشنشانی در این مجموعه فعالیت میکنم.»
غم پلاسکو و قدردانی مردم
رانندگی در ترافیک و نگرانی دیر رسیدن به محل حادثه فشارها و استرس ناشی از حوادث، نگرانی خانواده و دغدغههای دیگر از ویژگی شغل آتشنشانی است. مسائلی که طی این سالها میتوانست حمیدی را از ادامه این شغل منصرف کند. وقتی این مسئله را با او در میان میگذاریم میگوید: «مهمترین دلیل ماندگاریام در این شغل، عشق و علاقه و همچنین صبر و حمایتهای همیشگی خانواده خوبم است.» او اشتیاق چندانی به یادآوری خاطرات کاریاش ندارد. وقتی اسم پلاسکو را به زبان میآوریم، بعد از مکث کوتاهی میگوید: «پلاسکو غم بزرگی بود که تا ابد در دل همه ما باقی خواهد ماند. آن صبح سرد شیفتکاری من نبود. زمانی به آنجا رسیدم که ساعت از 11 گذشته بود. وقتی تعداد زیادی آتشنشان در داخل ساختمان در حال خاموش کردن آتش بودند کل ساختمان پلاسکو بهطور عمودی ریزش کرد.» با مرور آن لحظات تلخ بیش از هرکسی یاد شهید «امیرحسین داداشی» افتاده و میگوید: «امیرحسین یکی از بهترین دوستانم بود. فعال، بامرام، خوشقلب، بامحبت، ورزشکار و.... او در رشتههای مختلف ورزشی فعالیت میکرد و پشتکارش مثالزدنی بود.» او با تأیید این موضوع که بعد از حادثه پلاسکو محبت و لطف مردم به این قشر از جامعه چند برابر شده و به خوبی سختی کار آنها را درک میکنند، میگوید: «این حادثه تلخ و فراموش نشدنی باعث شد اطلاعات و آگاهی مردم نسبت به شغل ما بیشتر شود. تا حدی که مدام بابت فعالیت در این حوزه از ما قدردانی و دعاهای خیرشان را بدرقه راهمان میکنند.»