رمزگشایی از نام برخی معابر و اماکن محله صاحبالزمانعج
چهارراه آبموتور اینجاست
حسن حسنزاده| خبرنگار:
وقتی باد به دل درختان قدبرافراشته محله میزند و بوی گلهای یاس و داودی را از باغ گل به جا مانده از قدیم برای همسایهها هدیه میبرد، خاطر روزهای رفته برای ساکنان قدیمی محله زنده میشود. یاد زمینهای زراعی، کاشت و برداشت انواع صیفی، صدای موتور تق تقی که خواب بعدازظهر کشاورزان محلی را میشکست هنوز هم در حافظه مشترک اهالی محله صاحبالزمان(عج) باقی مانده است. نام برخی از خیابانها تغییر کرده اما نامهایی مانند حاجی قربانی، حاجی بهبودی، چهارراه آب موتور و... که یادآور اصلها و ریشههاست از ذهن اهالی قدیمی محله پاک نمیشود. در این گزارش به محله صاحبالزمان(عج) رفتیم و در گفتوگو با ساکنان قدیمی محله برگهایی از تاریخچه این محله قدیمی را مرور کردهایم.
تصویر پیرمردی که پشت درشکه قدیمیاش نشسته و چند مسافر برای رساندن به مقصد دارد چندان دور نیست. درشکه رانی که میانه راه میایستاد و از توشهاش آب خنکی به مسافران گرمازده گاری میداد. انگار همین دیروز بود که مسافران قلعه اصفهانک سوار گاری و درشکه میشدند و تمام مسیر چشمشان به زمینهای زراعی اطراف و درختانی بود که جلو تابش نور مستقیم آفتاب را به جاده خاکی میگرفت. این، تصویر چند دهه پیش خیابانهای پاسدار گمنام و صاحبالزمان(عج) است. نه خبری از آپارتمانهای بلندبالا بود و نه کسی تصور میکرد که روزی گاریها و درشکهها جایشان با ماشینهای دودزا و پر سر و صدا عوض شود. محلهای در حال توسعه و سرسبز که درست بیخ گوش محله قدیمی دولاب قرار داشت. محله صاحبالزمان(عج) تا همین چند سال پیش هم رسماً محله عباسآباد دولاب نامیده میشد. نامی که حکایت از ماجراهای بسیاری دارد.
«علی بیات» که از دهه 40 در همین محله زندگی میکند در اینباره میگوید: «وقتی پدرم خانهای در خیابان صاحبالزمان(عج) فعلی خرید اینجا هنوز خیابانی وجود نداشت. یک معبر خاکی بود که کشاورزان و گاهی چند گاری و درشکه از آن رفتوآمد میکردند. شمایل خیابان پاسدار گمنام هم همین بود. کشاورزان در زمینهای زراعی اطراف آن بادمجان، کدو و... میکاشتند و اوضاع با امروز بسیار تفاوت داشت.» آن روزها نامهای حسینآباد دولاب، عباسآباد دولاب و... زیاد به گوش میرسید.آبادیهایی که به نام یک فرد به محله دولاب نسبت داده میشد. علی بیات میگوید: «آن روزها محلههایی که بیشتر بافتشان زمین زراعی و باغ بود در اطراف محله قدیمی دولاب زیاد به چشم میخورد. این مناطق معمولاً در تملک دولابیها و یکی از اقوام و بستگان آنها قرار داشت. ظاهراً به همین دلیل هم نام مالکان اولیه یا کسانی که بار اول آن زمینها را آباد میکردند روی آن محله قرار میگرفت. مثل عباسآباد دولاب، حسینآباد دولاب و...»
یادگار حاجی قربانی برای اهالی
امروز تقریباً از آن باغها و مزارع سرسبز و خیالانگیز در محله صاحبالزمان(عج) چیزی باقی نمانده؛ جز باغ گلی که اهالی میگویند یادگار قدیم محله است. باغ گلی که در ضلع شمال خیابان پاسدار گمنام و جنوب باغ موسوم به باغ ارامنه یا قبرستان روسها قرار دارد و هنوز در آن گل و گیاه پرورش داده میشود. اما نام محله صاحبالزمان(عج) و خیابان شهید پاسدار گمنام برای همیشه یادآور چهرهای آشنا برای اهالی است. نام «حاجی قربانی» مالک بسیاری از زمینهای کشاورزی و باغهای اطراف خیابان پاسدار گمنام آنقدر با این محله عجین شده که هنوز هم خیلیها به خیابان پاسدار گمنام، خیابان حاجی قربانی میگویند. «قاسمعلی بیات» یکی دیگر از اهالی قدیمی این محله میگوید: «زمینهای حاجی قربانی که او هم از اهالی دولاب بود تا محدوده موتورآب، محله سرآسیاب و بهویژه در اطراف خیابان پاسدار گمنام امتداد داشت.
به همین دلیل هنوز هم خیلیها به خیابان پاسدار گمنام میگویند خیابان حاجی قربانی.» اما ماندگار شدن نام حاجی قربانی در حافظه همسایهها دلیل دیگری هم دارد. «مصطفی رسولی» یکی دیگر از اهالی میگوید: «روزهایی که تمام محله زمین کشاورزی، باغ و باغ گل بود به تدریج با افزایش جمعیت محله و آمدن همسایههای جدید، تردد از معابر باریک و خاکی سخت شد. حاجی قربانی بخشی از زمینهایش در مجاورت خیابان پاسدار گمنام فعلی را که آن روزها یک معبر خاکی و کمعرض بود، برای ساخت یک راه عریضتر به آن اضافه کرد.» در کنار نام حاجی قربانی اسم دیگری هم در این محله شنیده میشود؛ «حاجی بهبودی» و خانه شیروانیدارش اگرچه دیگر به خاطرهها پیوسته اما هنوز در یادها زنده است. قاسمعلی بیات میگوید: «بخش دیگری از باغها و زمینهای زراعی هم به نام حاجی بهبودی بود. وقتی به این محله آمدیم در همان کوچهای ساکن شدیم که حاجی بهبودی بهعنوان یکی از مالکان بزرگ این مناطق خانه داشت. مردم هم به خاطر شکل خانهاش که شیروانی داشت به کوچه ما میگفتند کوچه شیروانی.»
از موتور تق تقی تا چهارراه آب موتور
اما آب زمینهای زراعی و باغهای عباسآباد دولاب از کجا تأمین میشد؟ در جستوجو برای پاسخ این پرسش برگ دیگری از تاریخ این محله قدیمی و علت نامگذاری برخی معابر و اماکن آن رو میشود. از چهارراه آب موتور در خیابان پاسدار گمنام انگار هنوز صدای تق تق موتورآب به گوش میرسد؛ آب را از دل چاه حفر شده بیرون میکشد و درختان لب تشنه عباسآباد دولاب را سیراب میکند. کمی بعد هم گویی «عربعلی جوکار» از راه میرسد تا آب را برای اهالی که در دل کوچهباغهای محله زندگی میکنند باز کند تا درختان حیاط خانهها هم بهرهای از چاه پرآب محله ببرند. علی بیات میگوید: «2 موتورآب در محله وجود داشت. زمینهای بالادست محله با آبی که از موتورآب نزدیک باغ ارمنیها تعبیه شده بود تأمین میشد و زمینهای پایین دست هم از موتور تق تقی که هنگام بیرون کشیدن آب از چاه همیشه تق تق صدا میکرد. هنوز هم اسم همان موتورآب در خیابان پاسدار گمنام باقی مانده و نام چهارراه موتورآب ورد زبان اهالی است.» مکثی میکند و ادامه میدهد: «آبی که موتورآبها از چاه بیرون میکشیدند علاوه بر استفاده برای آبیاری درختان و زمینهای کشاورزی، کاربرد دیگری هم داشت. میرآب معروف محله، مرحوم عربعلی جوکار هر 10 روز یکبار آبی را که به وسیله موتور تق تقی از چاه خارج میشد در جویهای کوچهها رها میکرد. بعد همسایهها با لوله سیمانی که به داخل هر خانه میرفت آب را در آبانبار خانه، ذخیره و با تلمبه داخل حیاط برای شستوشو و آبیاری درختان حیاط استفاده میکردند.»