• دو شنبه 27 مهر 1405
  • ٨ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 19
دو شنبه 12 شهریور 1397
کد مطلب : 29183
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/6VRz
+
-

دروازه طهرون

فرهنگ بر و بچه‌های ترون

برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی


  چپ افتادن: کدورت پیدا کردن، سرلج افتادن.

  حرف دو پهلو: حرف کنایه دار، حرف طعنه‌دار.

  حرف‌های هش من نوشی: حرف‌های بی‌سر و ته، بی‌مورد و بیجا.

  خَت و خورد: خرده‌ریز، خرت و پرت، خنزر پنزر.

  خداداد: کرامت رسیده از جانب روزی‌رسان.

  در افتادن: دعوا کردن، درگیر شدن، طرف شدن،‌ کشمکش و مبارزه کردن، بگو مگو و مرافعه.

  دردش چیست: چه مشکلی دارد که اشکال‌تراشی می‌کند، چرا چوب لای چرخ می‌گذارد.



نام آوران

گنجینه‌ای برای تمام ادوار


«منتخب اسفندیاری» را وقتی می‌شناسیم که سری به خانه موزه استاد صبا در محله بهارستان بزنیم و از کامل‌ترین موزه مردم‌شناسی تهران دیدن کنیم؛ موزه‌ای که از ساخت عروسک‌ها تا طراحی و دوخت لباس‌های آنها هنر دست منتخب اسفندیاری است. او بیش از 45 کتاب هم در زمینه‌های مختلف هنری مثل آموزش خیاطی و انواع دوخت تألیف کرده. این کتاب‌ها از جمله نخستین کتاب‌های تألیف شده در زمینه هنرهای دستی است که در ایران به چشم می‌خورد. منتخب اسفندیاری همسر استاد صبا و نوه عموی نیما یوشیج(علی اسفندیاری) متولد سال 1296 است و از 8 سالگی سوزن‌دوزی، قالیبافی و ابریشم‌بافی را فراگرفت. از نوجوانی برای تکمیل آموزش موسیقی به شاگردی استاد صبا درآمد و در 16 سالگی با او ازدواج کرد. منتخب اسفندیاری دیپلم «گرلاوین» از روش‌های نوین در طراحی الگو و دوخت را از پاریس دریافت کرد و چند سالی هم برای تکمیل دانش خود به امریکا و ژاپن و ایتالیا سفر کرد. او بعد از بازگشت به ایران، آموزش انواع هنرهای دستی را در دانشگاه‌های تهران آغاز کرد. تألیفات منتخب اسفندیاری در دوره معاصر یکی از مهم‌ترین مراجع آموزشی هنرهای دستی بود. او بعد از ازدواج با استاد صبا به نام «منتخب‌الملوک صبا» شناخته شد و «خانم صبا» نامی بود که از او در ذهن اغلب مردم باقی مانده است. گنجینه مردم‌شناسی او از سال 1391 در خانه موزه صبا، گلچینی از فرهنگ فولکلوریک ایران را به نمایش گذاشته است. در این بخش موزه می‌توان نمونه‌هایی از تألیفات خانم صبا را هم دید که نتیجه سال‌ها دانش و تجربه‌های اوست. 




بازی های تهران

استاجو


بازی یکی از مهم‌ترین عوامل رشد فیزیکی و ذهنی در میان کودکان است. البته این ماجرا شاید برای بچه‌های قدیم که بیشتر از خلاقیت خود استفاده می‌کردند و برای بازی با پدیده‌های طبیعی سر و کار داشتند بیشتر صدق می‌کرد. برای مثال بازی «استاجو‌» از آن دست سرگرمی‌های بچه تهرونی‌های قدیم بود که اجرای آن به هوش، دقت و سرعت‌عمل سریع فیزیکی نیاز داشت. نحوه بازی هم به این شکل است؛ بچه‌ای که سن و سالی بیشتر از بقیه دارد به‌عنوان اوستا و میاندار بازی روی زمین دایره شکلی می‌نشیند و بقیه بچه‌ها همراه با اوستا انگشت سبابه‌شان را همراه با اوستا در نقطه‌ای از زمین قرار می‌دهند. اوستا انگشتش را عمودی در حال خط‌کشیدن به عقب می‌راند و با لحن آهنگینی می‌گوید: «استاجو». بچه‌ها این حرکت را تکرار می‌کنند. اوستا دوباره ادامه می‌دهد: «زن اوستامونو بجو». بچه‌ها این بار انگشت‌ها را وسط خط ثابت نگه می‌دارند. اوستا باز هم ادامه می‌دهد: «علاجک پر». بچه‌ها انگشت‌ها را عمودی از زمین بلند می‌کنند و به هوا می پرند. در این بخش اوستا می‌گوید: «‌مربیجک پر». باز بچه‌ها همان عمل را تکرار می‌کنند. تا اینکه سبک بازی با ترانه دیگری تغییر می‌کند. در این قسمت اوستا می‌خواند: «مرده خرک پر». این بار بچه‌ها باید انگشتان را از زمین بلند نکنند. چون «خر مرده» نمی‌تواند پرواز کند. به همین‌ترتیب اوستا همه حیواناتی را که توانایی پرواز کردن دارند و ندارند و مرده و زنده‌شان را نام می‌برد تا یک نفر خلاف آن عمل کند و بازنده شود. 



روزی روزگاری

میدان متفاوت شهر


میدان امام خمینی(ره) که قبلاً نامش توپخانه بود بیش از 150 سال است که به دستور امیرکبیر در دوره ناصرالدین شاه ساخته شد. این میدان از نظر هندسه و موقعیت ارتباطی، تفاوت‌های آشکاری با دیگر میدان‌های شهر دارد؛ میدان توپخانه از ابتدا به شکل دایره ساخته نشده و مستطیلی شکل بود. از طرف دیگر در اطراف اغلب میدان‌های شهر 4خیابان به چشم می‌خورد اما میدان توپخانه محل تلاقی خیابان‌های فردوسی، لاله‌زار، سپه، امیرکبیر، ناصرخسرو، سعدی و باب همایون است. تا پیش از توسعه حصار تهران در دوره ناصرالدین شاه میدان توپخانه بیابانی در ضلع شمالی میدان ارگ بود و محل قرارگیری توپچی‌ها و استقرار توپ‌های جنگی. بعد از شکل‌گیری میدان توپخانه، دورتادور محوطه آن را ساختمان‌های 2طبقه‌ای محصور کرد که در آن افراد نظامی مستقر شدند و محوطه اولیه ظاهری یکنواخت و یکدست داشت. شاید یکی از دلایل ایجاد هندسه مستطیلی شکل در اطراف این میدان هم حصار منظم و مستطیلی دورتادور میدان بود که با تقلید از میدان نقش‌جهان اصفهان ساخته شده بود. این میدان و خیابان‌های منتهی به آن خیلی زود به یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های تهران تبدیل شد و ساختمان‌هایی مثل نظمیه، بلدیه، تلگرافخانه، اداره عبور و مرور و بانک شاهی و... جای ساختمان‌های طاق ضربی اولیه را گرفت. حوض مستطیلی شکل وسط میدان یکی از بقایای 150 ساله این میدان از اوایل دوره شکل‌گیری است که هنوز هست. 





رسم طهرون

ناهار دنگی کاسبان 

آفتاب که خود را به میانه آسمان می‌کشید عطار، بقال، قصاب، کفاش، دواتگر، خراط و سفیدگر و خلاصه همه کاسبان دست از کار می‌کشیدند و مشغول ناهار خوردن می‌شدند. بیشتر کاسبان یک راسته یا یک خیابان دور هم جمع می‌شدند تا ناهار را دورهمی صرف کنند. در این فرصت کوتاه ظهرگاهی با هم گپ می‌زدند و از حال و روز هم باخبر می‌شدند. ناهار چه پختنی بود و چه حاضری، کاسبان با هم شریک می‌شدند و به اصطلاح سهمشان را دانگی می‌پرداختند. در کنار همه صفایی که این ناهار دسته‌جمعی داشت گاهی رندی برخی کاسبان برای دیگران ناخوشایند بود. مثل آنکه بیشتر از سهمشان لقمه را چرب‌تر برمی‌داشتند یا آنکه در لقمه‌هایشان خورش را بیشتر و نان را کمتر برمی‌داشتند. اما با این احوال با توجه به اینکه این رسم دورهمی ناهار کاسبان مزایای زیادی داشت و باعث می‌شد در همین دقایق گره‌ای از کار فروبسته کاسب دیگری باز شود همچنان تداوم داشت. 

این خبر را به اشتراک بگذارید