دلیل نامگذاری خیابان هاشمی چه بود؟
«باغ مظفر» خیابان شد
علی جواهری| خبرنگار:
شلوغی و کمبود جای توقف خودرو یکی از ویژگیهایش محسوب میشود؛ خیابانی که از بزرگراه فتح تا بزرگراه نواب امتداد دارد. خیابان «هاشمی» یکی از معابر طولانی شهر پر از مغازههای جورواجور است که میتوان در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا کرد. در فاصله هرچند دهمتر از هم یک حسینیه و مسجد وجود دارد که ماههای محرم و صفر و روزهای شهادت و ولادت ائمه اطهار(ع) اهالی از کوچههای تو در تو و از نقاط مختلف شهر برای حضور در مراسم به آنجا میآیند. ولی موضوعی که ما در این گزارش به دنبال آن هستیم هیچکدام از این موارد نیست؛ ما در گفتوگو با اهالی قدیمی به علت نامگذاری و تاریخچه این خیابان قدیمی پرداختهایم.
دهههای 20 و 30 جایی که این روزها به نام خیابان هاشمی نامیده میشود یک باغ بسیار بزرگ و زمینهای زراعتی بود. «محمد حنفی» که بیش از 50سال در این محله سکونت داشته است درباره گذشته این خیابان توضیح میدهد: «یک باغ بسیار بزرگ در این خیابان بود معروف به باغ مظفر که میوههای درشت و آبدار داشت. یادم میآید همراه بچههای محله به این باغ میرفتیم و کلی بازی میکردیم. البته چیز زیادی از آن دوران جز همینها در خاطر ندارم.»
«حسین آقایی» یکی دیگر از اهالی محله که بیش از 70سال است در این محله زندگی میکند اطلاعات بیشتری را در اختیارمان میگذارد: «تقریباً بیشتر اراضی منطقه 10 برای مظفرالدین شاه بود. اهالی این محله هم بیشتر از کارگران شهرداری و کارمندانی بودند که وضع مالی چندان مناسبی نداشتند. البته در بین اهالی خیابان هاشمی و محلههای منطقه، افسران نیروهای هوایی هم بودند که اکنون در قید حیات نیستند.»
آب فشاری سر هر کوچه نصب شد
آقایی توضیح میدهد که حدود 60سال پیش و شاید هم کمی بیشتر در خیابان هاشمی کنونی یک باغ پرحاصل وجود داشت. صاحب این باغ مرد ثروتمندی بود که بخش زیادی از محصولات باغ را بین همسایههای باغ توزیع میکرد. خوب یادم است که جای بزرگراه نواب یک رودخانه روان بود که وقتی یک سیل شدید آمد همه مزارع و باغها به جز آن باغ نابود شد.»
در خیابان هاشمی قناتی هم بود؛ قناتی که باعث شد کمکم مردم در اطراف آن ساکن شوند. خانههایی که در این محدوده ساخته شدند بیشتر یک طبقه و با تیر چوبی، کاهگل و آهک بودند. آن زمان افراد از آبانبار برای تهیه آب آشامیدنی و آب مورد نیاز شستوشو استفاده میکردند تا سال 1340 که شهرداری برای اهالی آب فشاری سر هر کوچه نصب کرد. حملونقل هم در محله بیشتر با درشکه صورت میگرفت. «رضا مرادی» 75 ساله یکی دیگر از اهالی قدیمی محله درباره آن دوران میگوید: «زمانی اقوامی از یزد به محله آمدند و بیشتر سر نبش چهارراهها مغازه خریدند. حالا از آنها چند مغازه بیشتر باقی نمانده که یکی از آنها در تقاطع خیابانهای هاشمی و خوش واقع شده است و شیرینیفروشی قدیمی خیابان محسوب میشود.»
مزار علامه حائری
در تقاطع خیابانهای هاشمی و کارون مزار عارفی قرار دارد که در زمان حیات و حتی پس از وفات به اقرار خود غریب بود. این عالم بزرگ شیعی معاصر در طول عمر پربرکتش فعالیتهای تبلیغی ارزندهای برای جهان اسلام انجام داده است. استاد شیخ عبدالرحمان صاحبالفصول (علامه حائری) سال 1256 شمسی در کربلای معلای دیده به جهان گشود. اصالتش اصفهانی و پدربزرگش آیتالله محمدحسین صاحبالفصول بود که این لقب را به دلیل تألیف کتابی به همین نام داشت. او استعداد و نبوغی خاص داشت و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که موفق به نگارش 3 کتاب با عنوانهای «هدایهالعامه فی اثباتالامامه»، «منظومه موجزالمقال در علم درایه» و «منظومه ادربیع فصولی» میشود.
علامه در 17 سالگی مطابق با سال 1310 شمسی وارد اصفهان میشود. این حضور بیش از 10 سال به طول میانجامد و دوباره به کربلا باز میگردد تا اینکه با شروع جنگ جهانی دوم و اوضاع نابسامان و ناامن آن روزگار در تهران ساکن میشود و با دختر میرزا محمد مجتهد طباطبایی با نام عذرا بیگم ازدواج میکند. همسر فاضل و مؤمنش مدت کوتاهی با او زندگی میکند و به دیار باقی میشتابد. او باغی را که در خیابان کارون داشت به علامه هدیه میدهد که وقتی علامه سال 1327 شمسی فوت میکند پیکرش در همین باغ طبق وصیتش آرام میگیرد. اکنون مزار علامه در کنار مسجد حائری قرار دارد. روی سنگ مرمر آن اشعاری حک شده که علامه سروده است: «این قبر کسی است که در دنیا غریب آمد و در آن غریب زندگی کرد و از آن غریب رفت». در بخش دیگری از متن سنگ قبر آمده است: «هر که آید از صفا بر این مزار/ مشکلش را حل نماید کردگار/گر جفا دیدی قدم دیگر منه/ ور وفا دیدی دل از ما بر مدار». نقل است امامخمینی(ره) زمانی که تبعید میشوند برای خداحافظی با استاد خود به این مقبره میآیند. اهالی قدیمی محدوده خیابانهای هاشمی و کارون معتقدند باغی که در هنگام سیل از تخریب در امان ماند متعلق به علامه حائری بوده است که بعد زمینهای این باغ توسط علامه به تعدادی از نیازمندان واگذار میشود تا برای خود سرپناه بسازند.
خیابان هاشمی حالا یکی از طولانیترین خیابانهای تهران محسوب میشود که از مناطق 9 و10 گذر میکند. بیشتر اهالی قدیمی از اینجا نقل مکان کردهاند و آپارتمانهای جدید جایگزین ساختمانهای قدیمی شده است. این روزها هریک از فروشگاههای زنجیرهای شعبهای در این خیابان پرازدحام دارند و زندگی با سرعت بسیار زیاد در این خیابان جریان دارد.
زندگی با سرعت بالا جریان دارد
از نامگذاری خیابان هاشمی روایتهای مختلفی وجود دارد. «مصطفی حمیدی» از اهالی محله میگوید: «از ابتدا تا انتهای این خیابان به فاصله هرچند قدم یک حسینیه قرار دارد که سالهای زیادی محلی برای راز و نیاز اهالی بوده که اغلب به نام ائمهاطهار(ع) است. احتمالاً به همین دلیل نام این خیابان را هاشمی گذاشتهاند.» در لغتنامه دهخدا آمده است: «هاشمی یعنی منسوب به هاشم؛ که جد عبداﷲ و پدر عبدالمطلب و پسر عبد مناف بود. در واقع یعنی کسی که ازنژاد هاشم جد پیغمبر اسلام باشد.»
«رضا گلرو» یکی دیگر از اهالی قدیمی محله روایت دیگری را بیان میکند: «هاشمی نام خانواده روضهخوانی است که در محدوده این محله اسم و رسم داشتند. آخرین بازمانده آنها همین چند سال پیش در 90سالگی به رحمت خدا رفت.» برخی تهران شناسان هم روایت اخیر را درباره نامگذاری خیابان هاشمی به واقعیت نزدیکتر میدانند.