از این طرف که منم راه کاروان باز است
نخستین دیدار افشین علا، شاعر و نویسنده، با رهبر شهید، به سال ۱۳۸۸ بازمیگردد؛ زمانی که جمعی از شعرا به دیدار ایشان رفتند: «اولین دیدارم با رهبر شهید برمیگردد به بعد از وقایع سال ۸۸. بنده در جمع شاعران جای بعضی از دوستان را خالی دیدم. احساس وظیفه کردم که بروم خدمت آقا، هم عرض ادب کنم و هم به ایشان بگویم اگر بعضی از دوستان نیامدند، نشانه این نیست که از شما دور شدهاند؛ کمااینکه همه ما شما را دوست داریم.» علا ادامه میدهد: «ایشان بعد از حرفهای من، با لبخند و شوخی گفتند: دوری و دوستی. بعد با محبتی مثالزدنی که خیلی هم در رسانهها زبانزد شد، گفتند: از قول من به همه این عزیزانی که نیامدند بگویید از این طرف که منم، راه کاروان باز است.» او توضیح میدهد که بیت کامل شعر چنین است: «تو قاصد ار نفرستی و نامه ننویسی/ از این طرف که منم، راه کاروان باز است» علا میگوید این مکالمه میان او و رهبر شهید بسیار منتشر شد و تأثیر زیادی نیز بر جای گذاشت.
خواهیم دید چهکسی ضعیف شده است
شهادت رهبر شهید برای افشین علا، تنها یک سوگ نبود؛ سوگی بود که از همان ابتدا با حماسه درآمیخت: «وقتی رهبر به شهادت رسید، سوگ ما با حماسه آمیخته شده بود؛ چون ایشان قبل از شهادتشان، در جواب به قلدری آمریکا فرموده بودند: خواهیم دید چهکسی ضعیف شده است. و اگر حادثهای اتفاق بیفتد، خداوند ملت ایران را مبعوث خواهد کرد.» علا میگوید: «آنچه پس از شهادت رهبر شهید در میان مردم شکل گرفت، یادآور همین سخن بود؛ از همان لحظه شهادت ایشان، واقعاً مردم مبعوث شدند؛ یعنی ما دچار تحولی شدیم که دریافتیم الان موقع سوگواری نیست. باید بایستیم در مقابل دشمنی که آیین و آب و خاک و تمدن ما را هدف قرار داده است.»
نخستین شعری که افشین علا پس از شهادت رهبر شهید سرود، با همین نگاه حماسی شکل گرفت: «اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد/ از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد...»