حوضخانهها و گلخانههایی برای سردماغ شدن
لیلا باقری؛ خبرنگار
در تهران اتاقها را گرداگرد حیاط میساختند بدون هیچگونه نفوذ از بیرون درست مثل مادری که فرزند خودش را آغوش بگیرد. به آن معماری درونگرا میگفتند. اما بعد از سفر ناصرالدینشاه به فرنگ کمکم ساختن خانههایی در وسط حیاط که گرداگردش درخت باشد باب شد. به این نوع بناها کوشک میگفتند. با اینحال چه اتاقهایی میساختند دور تا دور حیاط و چه کوشکهایی وسط حیاط، بهدلیل گرمای طاقتفرسای تابستان مجبور بودند زیرزمینی در زیرخانه بسازند؛ زیرزمینهایی مجهز به حوضخانه و بادگیر که در گرمای تابستان دلچسبترین مکان برای گذراندن شب و روز بود. هم دلچسب بود و هم صاحبان خانه را بینیاز از ییلاق میکرد. این حوضخانه زیر تالار و معمولا پشت به قبله ساخته میشد. یعنی سمت جنوب قرار میگرفت و رشتهای از قنات هم از حوضخانه میگذشت. سقف حوضخانه اغلب آجرهای ضربی بود و هنرنمایی کار با آجر. حوضی مرمر و کاشی در وسط با فواره و پاشویهای برای سرریز آب، طاقچههایی دور تا دور حوضخانه، در و پنجرههای مشبک و کاشیکاریهای چند ضلعی زیبا ازجمله عناصر ثابت در حوضخانه بودند. حالا این حوضخانهها در بناهای قدیمی اغلب کارکرد تازهای پیدا کردهاند.
مانند حوضخانه کوشک انتهای حیاط عمارت مسعودیه که تبدیل به سالن آمفیتئاتر شده است یا حوضخانه عمارت معیرالممالک - همان موزه سینما- که با آن سقف پوشیده از مقرنسهای قرینه و زیبا سالن نمایش فیلم شده است. پس شک نکنید که زیرزمین این بناهای قدیمی حتما حوضی بوده است که در تغییرات برای کارکرد جدید، رویشان پوشانده شده است.
در برخی خانهها، گلخانهای هم در زیرزمین و رو به قبله ساخته میشد؛ یعنی رو به جنوب و در عمق 2متری با دری سراسر شیشه برای رسیدن آفتاب به گلها و چاهی در وسط برای آبیاری. در کنار این گلخانه زیرزمین بزرگ دیگری رو به جنوب برای نگهداری گلدانهای بزرگ نارنج و پرتقال و لیمو میساختند. این گلدانها برای مطبوع کردن هوا در زمستان بود و پراکندن بوی خوش نارنج و لیمو در هوا.