پنتاگون با دروغسنج بهدنبال افشاگر کمبود تسلیحات
یک افشاگری جنجالی بدنه قدرت نظامی آمریکا را به لرزه درآورده است. نیویورکتایمز فاش کرد که پنتاگون برای یافتن درزدهندگان اطلاعات محرمانه به سیمها و حسگرهای دستگاه دروغسنج متوسل شده است. همهچیز از ماه گذشته شروع شد؛ زمانی که سلسلهگزارشهای رسانهای پرده از واقعیتی نگرانکننده برداشت: کاهش شدید و بیسابقه ذخایر مهمات حیاتی آمریکا، بهویژه موشکهای دوربرد و سامانههای رهگیر پاتریوت در پی نبرد با ایران. این زلزله خبری وزارت جنگ را وارد یک تقابل درونسازمانی کرد. در قلب این بدگمانی، حدود ۵۰تن از اعضای ستاد مشترک ارتش به صف آزمایش دروغسنج فراخوانده شدند؛ کانون تصمیمی که بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰افسر و مقام ارشد را در خود جای داده است. پنتاگون در تلاش است بفهمد چهکسی اسرار زرادخانههای تهیشده را به خبرنگاران داده است. با اوجگیری فشارها شان پارنل، سخنگوی پنتاگون با لحنی رسمی اما هشداردهنده سعی در کنترل اوضاع داشت: «درباره مسائل داخلی کارکنان یا تحقیقات اظهارنظری نمیکنیم، اما تمامی موارد افشای اطلاعات طبقهبندیشده را بسیار جدی میگیریم. حفاظت از این رازها برای امنیت ایالات متحده و نیروهای ما در سراسر جهان حیاتی است.» اکنون نبردی پنهان در ستاد کل جریان دارد؛ جایی که دستگاه دروغسنج سایه شک را بر سر ارشدترین فرماندهان پنتاگون سنگین کرده است.
دیپلماسی قضایی در شبهقاره
حجتالاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه روز پنجشنبه ۱۲شهریور ۱۴۰۵ در رأس یک هیأت عالیرتبه قضایی و حقوقی عازم دهلینو شد تا در نشست سران قضایی کشورهای عضو بریکس شرکت کند. وی پیش از این سفر اعلام کرد که امیدوار است در این سفر بتواند صدای مردم غیور و شجاع ایران در این عرصه باشد.
رئیس دستگاه قضا در حاشیه این اجلاس، رایزنیهای فشرده و دیپلماتیک متعددی با عالیترین مقامات قضایی کشورهای هند، روسیه، چین، اندونزی و بلاروس انجام داد. محسنی اژهای در این دیدارها توسعه مناسبات قضایی در منظومه بریکس را یک مأموریت استراتژیک برایگذار از نظم حقوقی یکجانبهگرایانه و تکقطبی کنونی و حرکت بهسوی نظم چندقطبی عادلانه توصیف کرد. وی در مراسم افتتاحیه این نشست نیز بهشدت از تجاوزات و جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی انتقاد کرد و از اعضای بریکس خواست که در قبال این اقدامات بیتفاوت نباشند.
یکی دیگر از برنامههای محوری وی در روزهای اول سفر حضور در جمع فعالان اقتصادی و تجار ایرانی و هندی بود. رئیس عدلیه با اشاره به تروریسم اقتصادی استکبار بهعنوان مانع اصلی توسعه مراودات، آمادگی قوه قضاییه را برای تسهیل و تسریع در رسیدگی به پروندههای تجاری مشترک اعلام کرد.
همچنین در این اجلاس، سایر اعضای هیأت همراه ازجمله معاون بینالملل قوه قضاییه و رئیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات به ارائه سخنرانی و پیشنهادهای ایران در حوزههای اجرای فرامرزی آرای داوری و بهکارگیری فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در دادرسی پرداختند. در بُعد فرهنگی و اجتماعی نیز حضور رئیس عدلیه در نمازجمعه مسجد جامع دهلی در روز ۱۳شهریور بازتاب بسیار گستردهای داشت. محسنی اژهای در میان استقبال گرم هزاران نمازگزار هندی فریضه نمازجمعه را به امامت یک امام جماعت سنی اقامه کرد. این حضور از سوی رسانهها و کاربران هندی در شبکههای اجتماعی بهعنوان نمادی تاریخی و برجسته از برادری و وحدت میان شیعه و سنی مورد ستایش قرار گرفت.
جنگ علیه ایران ارتش آمریکا را چگونه فرسوده کرد؟
در راهروهای خلوت پنتاگون و پهنه پرتنش خلیجفارس، سایه سنگین جنگی بیسرانجام بر سر ارتش آمریکا سنگینی میکند. روزنامه انگلیسی تلگراف در گفتوگویی صوتی با برایان کلارک، افسر سابق نیروی دریایی آمریکا پرده از بحران عمیق فرسودگی، کمبود شدید تسلیحات و آشفتگی در بدنه نظامی ایالات متحده برداشته است؛ نبردی علیه ایران بدون افق پایان و بدون بودجه اضطراری. ابعاد این بحران ناوبری زمانی آشکارتر میشود که به اذعان داریل کودل، رئیس عملیات نیروی دریایی تنها حدود یکچهارم ناوشکنهای آمریکا آماده استقرارند؛ وضعیتی که تصمیمگیری را برای دونالد ترامپ سختتر از همیشه کرده است. دریاسالاران ارشد هشدار میدهند که ادامه محاصره دریایی ایران توان ناوگان را تحلیل برده، ناوها را از چرخه نگهداری خارج ساخته و آمریکا را در برابر بحرانهای احتمالی دیگر مانند تایوان آسیبپذیر کرده است. نماد عینی این فشار ناو آبراهام لینکلن بود که پس از مأموریت ۷ماهه به دلیل فشارهای طاقتفرسایی که موجی از فرسودگی روانی و حتی اقدام به خودکشی را میان پرسنل رقم زد بلافاصله به غرب آسیا اعزام شد و واشنگتن را مجبور به بازگرداندن آن کرد.
همزمان با فرسایش در حوزه دریایی، در وزارت جنگ نیز زلزلهای سیاسی برپاست. اختلافات داخلی شدیدتر شده و چندین فرمانده ارشد استعفا کرده یا مجبور به بازنشستگی زودهنگام شدهاند. فشارها بر پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا به اوج رسیده است؛ فردی که پیشتر بهدلیل مصرف زیاد الکل و رفتارهای نابهنجار شایستگیاش زیر سؤال رفته بود و اکنون با سرکوب فرماندهان مخالف جنگ، خود را در تنگنای شدیدتری یافته است.
در سطح سیاسی نیز ترامپ با تحمیل هزینهها و تورم به مردم آمریکا هنوز دلیل قانعکنندهای برای این جنگ ارائه نکرده است. ادعای او مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هستهای در حالی مطرح میشود که بازرسیهای مکرر آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارشهای اطلاعاتی هیچیک آن را تأیید نمیکنند.
۵هزار سرباز آمریکایی در پاتایا؛ چرا؟
بعد از فرسایش شرایط روحی ملوانان آبراهام لینکلن و جایگزینی آن با ناو جورج واشنگتن، حالا خبر رسیده که بعد از گذراندن حدود 8ماه روی آب، برای استراحت در شهر بندری پاتایای تایلند پهلو گرفته، یعنی مقصد تفرجی شهره به امور جنسی و فحشا برای ملوانانی که پیشتر توسط پیت هگست، وزیر جنگ به کمبود تستوسترون و ترس از جنگآوری و تابآوریکم متهم شده بودند.
هرچند این بار اول نیست که ملوانان آمریکایی برای استراحت به این شهر جنسی سرازیر میشوند؛ بعد از جنگ ویتنام در دهه1960، همان جنگی که اتفاقا سرنوشت و وضعیت مشابه آن با جنگ ایران مرتب مثال آورده میشود، پاتایا برای دههها به یکی از مقاصد اصلی تفریح و استراحت آنان تبدیل شد.
پاتایا شهری کوچک و سالم بود که بعد از ورود مرتب ملوانان آمریکایی رفتهرفته به این وضع رسید. الیزابت بکر، نویسنده کتابی درباره گردشگری جنسی در این باره نوشته که «سربازان آمریکایی در دوران جنگ ویتنام بهسوی پاتایا که در آن زمان روستایی آرام و محل ماهیگیری بود، سرازیر شدند و این منطقه به یک تفرجگاه ساحلی پرهیاهو و جنسی تبدیل شد.»
با اینکه پاتایا به ارائه خدمات جنسی معروف است پلیس و مقامات محلی از ترس خشونت و قانونشکنیهای نیروهای نظامی آمریکایی که به گزارش خود پنتاگون، تنها در سال2025 حدود 8هزار مورد خشونت جنسی را علیه همکاران خود ثبت کردند، محدودیتهای جدی در رفتوآمد ملوانان در مناطق خاص، محدودیت خرید و مصرف گل و درنهایت تأکید زیاد بر ممنوعیت پرداخت خدمات جنسی همراه با پیگرد قانونی وضع کردند.
درکنار همه این محدودیتها، باز پلیس تایلند پیش از ورود 5هزار ملوان آمریکایی، طی عملیاتهایی بسیاری از مناطق و خیابانهای این شهر را پاکسازی و 40تا 50کارگر جنسی غیرقانونی در تجمعات شبانه را بازداشت کرد. همزمان با این تدابیر، خود نیروی دریایی آمریکا هم در قالب «گشت محلی» در کنار پلیس پاتایا حضور دارد و تا به حال 2ملوان بهدلیل مستی و درگیری با یکدیگر به کشتی برگردانده شدهاند.
کاسپین؛ دریا یا گنج استراتژیک؟
شاید فکر کنیم دریای کاسپین فقط یک دریاست، اما پشت همین آبها رقابتی بزرگ برای تجارت، انرژی و مسیرهای ترانزیتی در جریان است؛ رقابتی که میتواند مستقیما به منافع ایران مربوط شود.
داستان از اینجا شروع میشود که ایران از طریق کاسپین میتواند به روسیه و کشورهای آسیای مرکزی وصل شود؛ یعنی بخشی از کالاهایی که امروز از مسیرهای دیگر جابهجا میشوند میتوانند از شمال ایران عبور کنند. بنادر امیرآباد، انزلی، نوشهر و کاسپین در همین مسیر قرار دارند و با اتصال بندر کاسپین به راهآهن، انتقال کالا از کشتی به قطار هم آسانتر شده است.
اما کاسپین فقط برای جابهجایی کالا مهم نیست. زیر این دریا هم منابع قابلتوجه نفت و گاز وجود دارد و کشورهای مختلف سالهاست برای انتقال این انرژی به بازارهای جهانی، مسیرهایی را توسعه دادهاند که در بسیاری موارد ایران را دور میزنند.
از طرف دیگر، مسیرهای جدیدی در حال شکلگیری است که چین و آسیای مرکزی را از راه کاسپین به اروپا وصل میکند؛ مسیری که میتواند بخشی از تجارت منطقه را بدون عبور از ایران انجام دهد. حالا اهمیت ماجرا بیشتر میشود، چون قرار است چارچوب حقوقی استفاده از کاسپین در مجلس بررسی شود.
بنابراین سؤال فقط این نیست که مرز آبی ایران کجاست؛ سؤال بزرگتر این است که ایران در اقتصاد آینده کاسپین چه جایگاهی خواهد داشت.
اروپا شریک آمریکا در تحریم نشد
یک جمله از وزیر خزانهداری آمریکا کافی بود تا این خبر منتشر شود که اروپا هم وارد جنگ اقتصادی با ایران شده، اما وقتی پای متن بیانیه اروپا وسط میآید، ماجرا کمی فرق میکند.
وزیر خزانهداری آمریکا گفته اتحادیه اروپا رسما به کارزار واشنگتن برای قطع ارتباط ایران با نظام مالی جهان پیوسته است، اما یورونیوز با بررسی بیانیه بروکسل میگوید چنین تعهدی در متن بیانیه وجود ندارد.
اروپا در این بیانیه از تلاش آمریکا برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران استقبال کرده و گفته به همکاری با آمریکا و دیگر شرکای خود ادامه میدهد، اما نگفته که خودش وارد عملیات تحریمی آمریکا شده است. بروکسل نه تحریم تازهای علیه ایران اعلام کرده، نه فهرست تحریمهای آمریکا را پذیرفته و نه تغییری در نظام تحریمی خودش ایجاد کرده است. حتی برخلاف خواست واشنگتن، اروپا تأکید کرده که ادامه تلاشهای دیپلماتیک برای رسیدن به توافق صلح همچنان ضروری است.
اما چرا این تفاوت مهم است؟ چون عملیات آمریکا فقط به تحریم ایران محدود نمیشود؛ واشنگتن شرکتها و بانکهای خارجی را هم تهدید میکند که اگر با ایران معامله کنند، خودشان مجازات خواهند شد. حالا شرکتهای اروپایی ممکن است در این موقعیت قرار بگیرند، درحالیکه قانون مسدودساز اتحادیه اروپا تبعیت شرکتهای اروپایی از برخی تحریمهای آمریکا علیه ایران را بدون مجوز بروکسل ممنوع میکند.
روایت خبر
در همینه زمینه :