پیشبینی سید مقاومت از زبان نتانیاهو
نتانیاهو حرف مهمی زده؛ حرفی که سیدحسن نصرالله 2سال قبل تقریباً آن را پیشبینی کرده بود.
نتانیاهو میگوید اگر رقبایش در انتخابات پیروز شوند، جنگها تمام میشود؛ اسرائیل از غزه، لبنان و سوریه عقب مینشیند و کشور فلسطینی تشکیل میشود.
بعد میگوید: «این تازه آغاز پایان اسرائیل خواهد بود و ما وارد سقوط آزاد میشویم.»
البته این حرف با هدف انتخاباتی زده شده و نتانیاهو میخواهد مردم را از پیروزی رقبایش بترساند.
اما یک سؤال مهم باقی میماند:
چرا پایان جنگ باید آغاز پایان اسرائیل باشد؟
سیدحسن نصرالله ۱۶فوریه ۲۰۲۴ جواب این سؤال را داده بود.
او گفت طوفانالاقصی پایههای اسرائیل را لرزانده، اما همه آثار این ضربه همان موقع دیده نمیشود؛ بخشی از آن در سالهای بعد خودش را نشان میدهد.
سید حتی تأکید کرد که دولتها و احزاب مختلف اسرائیل هم نمیتوانند این آسیب را بهسادگی جبران کنند.
و مهمتر اینکه گفت: «بهویژه هنگامی که جنگ متوقف شود، این نتایج برای همه آشکار خواهد شد.»
یعنی از نگاه سید، پایان جنگ تازه زمان آشکار شدن بحرانهای اسرائیل است.
حالا 2سال بعد، نتانیاهو هم با زبان خودش همان نگرانی را بیان میکند: جنگ که تمام شود، سقوط آزاد آغاز میشود.
4هدف جذاب حملات ایران
4هدف، 4نقطه روی نقشه؛ اما یک پیام واحد.
کمپ تیتین در جنوب اردن، پرنس حسن در شرق اردن، حریر در اقلیم کردستان و شیخ عیسی در بحرین؛ اینها حملاتی پراکنده نیستند و اگر آنها را کنار هم قرار بدهید، یک شبکه دیده میشود: شبکه نظامی آمریکا در منطقه.
کمپ تیتین یک پیام جغرافیایی دارد: حتی فاصله زیاد از مرز ایران برای پایگاههای آمریکا حاشیه امن نمیسازد.
پرنس حسن مهمتر است، محل استقرار ظرفیتهایی مثل امکیو-9 و آرکیو-4، یعنی بخشی از چشم آمریکا در آسمان منطقه.
حریر هم یک پایگاه معمولی نیست. با کاهش حضور آمریکا در بخشهایی از عراق، وزن اقلیم کردستان در آرایش نظامی واشنگتن بیشتر شده و حریر یکی از نقاط اصلی این آرایش است.
و در نهایت هم بحرین، یکی از مراکز مهم حضور نظامی آمریکا در خلیجفارس.
حالا نخ تسبیح را میشود دید: اردن، عراق و بحرین.
عمق جغرافیایی، چشم اطلاعاتی، عقبه عملیاتی و حضور خلیجفارس.
ایران فقط چند ساختمان را هدف نگرفته؛ اجزای یک شبکه را زده است، همان شبکهای که آمریکا سالها برای مهار ایران و کنترل محیط امنیتی منطقه ساخته است.
پیام ایران روشن است: شبکهای که برای محاصره ایران ساخته شده خودش در تیررس این کشور است.
دروغهای آمریکایی درباره تنگه
یک جنگ مهم در تنگه هرمز جنگ عدد و روایت است؛ عملیاتی روانی که متأسفانه بعضیها در داخل هم ناخواسته آن را تکمیل میکنند.
چند نمونه را ببینید. میگویند برای باز کردن مسیر عمان، صخرهها را تراشیدهاند، درحالیکه عبور کشتیها در آن محدوده از گذشته با همین مختصات طبیعی انجام میشده و ادعای عملیات مهندسی برای ایجاد مسیر جدید محل تردید جدی است. یا آمار ترددها را ببینید. تردد روزانه نفتکشها ۱۳ تا ۱۶فروند عنوان میشود. آمریکاییها میگویند ۱۰ تا ۱۱نفتکش با مجوز آنها و چند کشتی دیگر با خاموش کردن جیپیاس و حرکت شبانه عبور میکنند اما حجم انتقال نفت همچنان حداکثر یک تا 2میلیون بشکه در روز برآورد میشود، یعنی جنگ اصلی بر سر این است که چه تصویری از هرمز ساخته شود. در تازهترین برخورد نیز یک سوپرتانکر سعودی که در خلیجفارس بارگیری کرده بود و بنا به روایت ایران از اقدامات جنگال برای انحراف موشک استفاده میکرد، با 3موشک هدف قرار گرفت، درحالیکه هشدارهای قبلی با یک موشک انجام میشد. در مقابل، کشتیهای کوچک ۴۰۰تا ۵۰۰تنی برای انتقال محدود سوخت فعالیت میکنند؛ ظرفیتی که تأثیری جدی بر بازار جهانی نفت ندارد.
فشار را در ذخایر آمریکا هم میتوان دید: ذخیره راهبردی نفت این کشور حدود ۲۹۰میلیون بشکه عنوان شده، زیر مرز روانی ۳۰۰میلیون و نزدیکتر به سطح ۲۴۵میلیون بشکهای که در این روایت آستانه عملیاتی دانسته میشود.
همزمان صحبت از ۶۵میلیارد بشکه نفت ونزوئلا، قرارداد ۲۵ساله و ۱۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری مطرح میشود؛ اعدادی بزرگ. اما تبدیل این ذخایر به عرضه سریع با محدودیت زیرساخت و ویژگی نفت سنگین و ترش ونزوئلا روبهروست. ادعای دیگر جمعآوری ۲۰۰مین دریایی از مسیر میانی تنگه است. عملیات مینروبی، حتی با پهپاد، زیردریایی بدونسرنشین و بالگرد عملیات پیچیدهای است و ادعای چنین حجمی در مدت کوتاه بدون شواهد مستند قابل اتکا نیست. درباره تلفات هم ارقام ۷۰ تا ۸۰نفره منتشر شده، درحالیکه روایت رسمی ایران از شهادت 2نیرو و مجروح شدن تعدادی دیگر میگوید. پس دعوا فقط سر نفتکش و مین نیست. دعوا بر سر تصویر هرمز است؛ اینکه چهکسی بتواند افکار عمومی را قانع کند کنترل واقعی تنگه در دست اوست.
3نفر از هر 4ایرانی: هر طور شده هرمز را نگه دارید
۷۵درصد ایرانیها میگویند حتی اگر دوباره جنگ شود، هرمز را رها نکنید. این فقط یک عدد در یک نظرسنجی نیست؛ یک پیام سیاسی مهم است. طبق نظرسنجی مرکز تحلیل اجتماعی «متا» در مردادماه، 3نفر از هر 4ایرانی معتقدند ایران باید کنترل خود را بر تنگه هرمز حفظ کند، حتی اگر نتیجهاش شروع دوباره جنگ باشد.
جالبتر اینکه این عدد نسبت به اردیبهشت ۸درصد افزایش پیدا کرده است. این یعنی با بالا رفتن تنشها حمایت از حفظ اهرم هرمز نهتنها کمتر نشده، بیشتر شده. چرا؟ چون هرمز فقط آبراه میان ایران و عمان نیست؛ یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. هر اتفاقی در این تنگه میتواند بازار نفت و اقتصاد کشورهای مختلف را تحتتأثیر قرار دهد.
عدد بعدی هم مهم است:
۷۵درصد با حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در پاسخ به حملات آمریکا موافقند.
درباره مدیریت هرمز نیز ۵۰درصد مدیریت مشترک ایران و عمان را میخواهند و ۳۷درصد معتقدند ایران باید بهتنهایی آن را مدیریت کند.
یعنی در مجموع ۸۷درصد برای ایران نقشی مستقیم در مدیریت هرمز قائلند و اختلاف فقط بر سر شکل این نقش است.
این اعداد یک تغییر مهم را نشان میدهد:
برای بخش بزرگی از جامعه، هرمز دیگر فقط یک مسئله نظامی نیست؛ بخشی از امنیت ملی و قدرت اقتصادی ایران است؛ اهرمی که حاضر نیستند بهآسانی از دست برود.
آیا آمریکا میتواند فروش نفت ایران را متوقف کند؟
آمریکا ایران را محاصره دریایی کرده است. سؤال روشن است: آیا در این شرایط هنوز میتوانیم نفت بفروشیم؟
اعداد جواب جالبی میدهند. براساس دادههای رصد نفتکشها، از ابتدای امسال تا آغاز دور دوم محاصره، حدود ۲۷۰میلیون بشکه نفت ایران از کشور خارج شده؛ حدود ۱۸۰میلیون بشکه قبل از دور اول محاصره و حدود ۹۰میلیون بشکه پیش از دور دوم. بخشی از این نفت هنوز روی آب و در مسیر فروش است. پس درآمد نفتی یکشبه قطع نمیشود؛ بین خروج نفت، تحویل محموله و وصول پول فاصله وجود دارد. حالا عدد مهمتر: ارزش نفت صادرشده تا امروز حدود ۲۲ تا ۲۳میلیارد دلار برآورد میشود. این یعنی بیش از ۶۳درصد درآمد نفتی پیشبینیشده در بودجه۱۴۰۵ از محل همین نفت صادرشده محقق شده یا در مسیر وصول قرار دارد. برای مقایسه، این رقم تقریبا معادل کل درآمد نفتی ایران در سالهای۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ روی هم است. آیا این یعنی شرایط عادی است؟ اصلا.
تحریم و محاصره فروش را سختتر کرده، هزینه انتقال و بیمه را بالا برده و دسترسی به پول را دشوارتر کرده است. بخشی از منابع ایران در کشورهایی مثل چین و عراق هم وجود دارد که مسئله اصلی درباره آنها دیگر فقط فروش نیست؛ دسترسی و انتقال پول است. اما یک واقعیت را نباید گم کرد: جنگ نفتی آمریکا علیه ایران ادامه دارد، اما تا اینجا سختتر شدن فروش با متوقف شدن فروش یکی نبوده است.
روایت خبر
در همینه زمینه :