احوالپرسیاز قدیمیترین دواتگر گیلان
چراغ مغازه آخرین بازمانده دواتگری و حلبیسازی صومعهسرا در روستای طاهرگوراب روشن است
راحله عبدالحسینی | روزنامهنگار
بیشتر اهالی روستای طاهرگوراب در خانههای خود از هنر دست «عمو قاسم» یادگاری دارند؛ هنری که این روزها حتی خیلی از جوانان اسمش را هم نمیدانند: دواتگری. عمو قاسم حدود 6دهه است که با شکل دادن به ورق آهنی و حلبی آن را به کرکره، لوله بخاری، چراغ و سماور تبدیل و بعد هم ذوق و هنرش را چاشنی دستساختهاش میکند. قاسم فقیرآزاد، آخرین بازمانده هنر دواتگری در صومعهسراست.
دستساختههای ماندگار
فقط اهالی روستای طاهرگوراب نیستند که قاسم فقیرآزاد را میشناسند. یک صومعهسراست و یک مغازه دواتگری. اهالی عمو قاسم صدایش میزنند. خودش میگوید 72سال از خدا عمر گرفته است. هنوز 10ساله نشده بود که کنار دست پدرش یاد گرفت چطور از ورق حلبی سرد و زمخت کرکره بسازد. قاسم فقیرآزاد به همشهری میگوید: «این کار برایم سخت بود. اوایل آن را دوست نداشتم. بعدها فهمیدم هنر است. از همان زمان هم شروع کردم به ساختن سماورهای زغالی و بخاریهای هیزمی که روی آنها را با نقش و نگار پر میکردم.» دستساختههای عمو قاسم حالا یادگاریهای قدیمی خانه دوست و آشنا شده است. او میگوید: «همان سماورهای کوچک زغالی هم قابل استفاده است و فقط تزئینی نیست اما دیگر حوصلهای برای استفاده از سماور زغالی باقی نمانده. جوانها هم که عطر و طعم چای سماور زغالی را نمیدانند.» عمو قاسم 3دختر و 3پسر دارد.
او میگوید پسرانش کم و بیش با دواتگری آشنا هستند اما در این وادی پا نگذاشتهاند. او ادامه میدهد: «قدیم شاگرد داشتم. حالا سالهاست خودم هستم؛ خودم. این کار صبوری میخواهد؛ مثل اینکه صبوری این روزها کیمیا شده. شاگرد هم دستکم باید 4سال کنار دست اوستا باشد تا چم و خم کار را یاد بگیرد.»
دواتگری؛ شکل دادن به فلز سرد
شکل دادن به فلز سرد بدون حرارت دادن با ذوق و هنر ایرانی چنان درآمیخت که به هنر دواتگری معروف شد. گفته میشود هنرمندان دواتگر ذوق و هنر فلزکاری خود را بهکار گرفتند و مخزن دوات یا جوهر را طوری از فلز ساختند که اگر این مخزن کوچک کاملا برعکس میشد هم حتی قطرهای از دوات بر زمین نمیریخت و همین هنرمندی به آنان لقب دواتگر داد. ساخت انواع ظروف و ابزار کاربردی و مصرفی ازجمله سینی، دیگ و دیگچه، کاسه، بشقاب، پارچ و لیوان، آفتابه و لگن مسی با چکشکاری شمش یا ورق مس را دواتگری سنتی میگویند. این صنعت در اصطلاح عامیانه مسگری خوانده میشود و این روزها بیراه نیست که دواتگری را از هنرهای در آستانه فراموشی بدانیم. عمو قاسم میگوید: «وقتی مشغول ساخت سماور یا به قول شما هنر دواتگری هستم لذت میبرم. متوجه گذر زمان نمیشوم اما برای اینکه چراغ مغازه روشن بماند باید کارهای دیگری را هم قبول کنم؛ مثل همین کرکرهسازی. بارها و بارها دستم با ورق حلبی بریده شده. هر کاری سختی و مشقت خودش را دارد. آنچه از کار من ماندگار میماند، هنری است که در طول این 60سال تجربه کردهام.»
اوایل کارم را دوست نداشتم. بعدها فهمیدم هنر است. از همان زمان هم شروع کردم به ساختن سماورهای زغالی و بخاریهای هیزمی که روی آنها را با نقش و نگار پر میکردم
این کار صبوری میخواهد مثل اینکه صبوری این روزها کیمیا شده. شاگرد هم دستکم باید 4سال کنار دست اوستا باشد تا چم و خم کار را یاد بگیرد