مردی که تا آخر ایستاد
دیدار با خانوادهشهید سردار وحید فاطمینژاد
سیده فاطمه مطهری | خبرنگار
سردار شهید وحید فاطمینژاد، سرتیم حفاظتشهید علی لاریجانی بود؛ مردی که 20سال از عمرش را متعهدانه کنار دکتر لاریجانی گذراند و سرانجام، همراه با او به شهادت رسید. همراه با حجتالاسلاموالمسلمین علی ذوعلم، رئیس اندیشکده بیانیه گام دوم انقلاب و جمعی از اعضای دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب به دیدار همسر شهید، 3فرزندش فاطمه 11ساله، معصومه 9ساله و علی 7ساله و برادر همسر شهید در خانه حضور داشتند.
همان ابتدای ورود، 2بنر در دوطرف خانه توجهم را جلب میکند؛ روی هردو، تصویر شهیدی است و زیر هر تصویر، جملهای با دستخط خود او نوشته شده است. یکی تصویر شهید وحید فاطمینژاد است. تصویر دیگر، جوانی است که از چهرهاش پیداست سنوسالی نداشته؛ نام خانوادگیاش فاطمینژاد است، اما نمیدانیم کیست. همسر شهید توضیح میدهد: «برادرزاده وحید است؛ محمدجواد فاطمینژاد. چند روز قبل از عمویش، در تونل اشتهارد شهید شده؛ از بچههای هوافضاست و تکفرزند.» توجهم به استفاده از زمان افعال جلب میشود؛ وقتی از شهید حرف میزند، از فعل «است» استفاده میکند نه فعل «بود». چقدر زیبا در عمل و کلام، اعتقادش را به زندهبودن شهدا را نشان میدهد. حجتالاسلام ذوعلم پس از قرائت آیاتی درباره حیات شهدا، از جایگاه آنان میگوید؛ از اینکه اگر این حجابهای دنیایی کنار میرفت و ما میتوانستیم آن سوی عالم را ببینیم، جایگاه شهدا را میدیدیم و خودشان به ما بشارت میدادند که در چه جای خوبی هستند. میگوید: «شهدا نه غمگین هستند و نه پشیمان؛ در یک حیات معنوی و متعالی حضور دارند که برای ما قابل درک نیست. برکت شهدا پایانناپذیر است.» از امامخمینی(ره) یاد میکند که با حسرت از شهدا سخن میگفتند و میفرمودند: «ما از این قافله جا ماندهایم.» بعد به جمله معروف شهید مطهری اشاره میکند که شهدا شمع محفل بشریتند و توضیح میدهد که یعنی راه را روشن میکنند و مسیر را نشان میدهند.
بعد به جملهای که با دستخط شهید، زیرعکس او روی بنر نوشته شده اشاره دارد: «درباره چیزی که به آن علم نداریم، قضاوت نکنیم و حرف نزنیم.» و از همسر شهید درباره این دستخط میپرسد. خانم فاطمینژاد میگوید: «این جمله را در دفترچهای، همین سالهای اخیر نوشته؛ دستخط زیادی از او باقی نمانده است. حتی وصیتنامهای هم از او نداریم.» حجتالاسلام ذوعلم احتمال میدهد این جمله که برگرفته از آیه قرآن، «لا تقل ما لیس لک به علم» است، تحتتأثیر سالهایی نوشته شده که شهید در کنار دکتر لاریجانی بوده است؛ سالهایی که حرفها و قضاوتهای زیادی درباره دکتر میشده و شاید او ترجیح داده بود به جای واردشدن به آن حرفها، این جمله را برای خودش یادداشت کند. همسر شهید از سال ۱۳۹۰ میگوید؛ از روزهای خواستگاری. همان موقع آقا وحید گفته بود برنامهاش این است که شهید شود و برای او، این فقط یک حرف نبود. هر چیزی را که میخواسته، برایش برنامهریزی میکرد و به آن میرسید. برای شهادت هم برنامه داشت و زندگیاش را بر همان اساس پیش برد. حالا وقتی به آن حرف قدیمی همسرش فکر میکند، میگوید رسیدنهای وحید نتیجه توکل و توسلش بوده است. بعد با آرامش میگوید: «الحمدلله که روزیاش شد شهادت.» حجتالاسلام ذوعلم با شنیدن این جمله میگوید: «الحمدلله که شما شاکر هستید.»
بعد بخشی از دعایماه رجب را میخواند:
«اللهم انی اسئلک صبرالشاکرین لک.»
ارادت به اهـلبیــت ع
شهید فاطمینژاد ارادت ویژهای به حضرتزهرا (سلاماللهعلیها) داشته است؛ ارادتی که فقط در حرف و علاقه خلاصه نمیشده و در سبک زندگیاش هم خودش را نشان میداده. همسرش میگوید حتی زمان خواستگاری دنبال دختری بوده که سیدباشد، با این نیت که داماد حضرتزهرا (سلاماللهعلیها) شود. ارادتش به اهلبیت(ع) به اندازهای بوده که اگر در جمعی هیچ نشانهای از اهلبیت(ع) پیدا نمیکرد، اصلاً وارد آن جمع نمیشد و ترجیح میداد در چنین فضایی حضور نداشته باشد.
