حکایت عجیب «ماهیهای زردآب» در چشمهعلی
چشمهعلی فقط یک جاذبه تاریخی برای اهالی ری نبود؛ در دورهای، این چشمه محل شکلگیری یکی از عجیبترین شیوههای درمانی میان مردم بود. از دوره پهلوی اول، ماهیهای کوچکی که در آب چشمه میزیستند به «ماهی زردآب» شهرت پیدا کردند و بهتدریج پای بیماران مبتلا به یرقان و خانوادههایشان را به صفائیه باز کردند. این رفتوآمدها تا زمانی ادامه داشت که آب چشمه خشک شد و یکی از سنتهای عجیب پیرامون این مکان تاریخی نیز از میان رفت.
ماجرای این ماهیها با زندگی روزمره اهالی چشمهعلی هم گره خورده بود. در سالهایی که قالیشویی در این منطقه رونق داشت، قالیشویان علاوه بر شستن قالی، گاهی ماهیهای کوچک چشمه را نیز صید میکردند و به مشتریانی میفروختند که با امید درمان بیماری عزیزانشان به صفائیه آمده بودند. ماهیها در تنگهای شیشهای قرار میگرفتند و بیماران آنها را با خود میبردند.
در باور بعضی در آن روزگار، خوردن زنده این ماهیها میتوانست به درمان زردی کمک کند. حتی توصیه میشد بیمار تعداد مشخصی از آنها را مصرف کند. منطق این باور بر این تصور استوار بود که ماهی پس از ورود به دستگاه گوارش، میتواند مواد مرتبط با زردی را جذب کند و مانع وخیمترشدن بیماری شود؛ برداشتی که از نگاه پزشکی امروز پشتوانه علمی ندارد.
با خشکیدن چشمهعلی، این سنت هم آرامآرام پایان یافت و ماهیفروشها به سمت قناتهای جاده ورامین رفتند؛ جایی که زیستگاه ماهی زردآب بود. داستان این ماهیها امروز بیش از آنکه روایت یک درمان باشد، تصویری از باورهای پزشکی، امید و سبک زندگی مردم گذشته تهران و ری است.