کودک کتابخوان، کودک خلاقتر
کودکی که با کتاب بزرگ میشود، فقط چند داستان و شخصیت را بهخاطر نمیسپارد؛ او آرامآرام یاد میگیرد تصور کند، سؤال کند، فکر کند و برای مشکلات راهحل پیدا کند. شاید به همین دلیل است که کتابخوانی در کودکی را میتوان یکی از سادهترین سرمایهگذاریها برای آینده ذهنی بچهها دانست.
وقتی یک کودک داستان میخواند، همهچیز حاضر و آماده جلوی چشمش نیست. او باید چهره شخصیتها، خانهها، شهرها و حتی اتفاقات داستان را در ذهنش بسازد. همین خیالپردازی ساده، عضله تخیل را قوی میکند. کودکی که عادت دارد در ذهنش دنیاهای تازه بسازد، بعدها هم راحتتر میتواند ایدههای جدید پیدا کند و از کلیشهها فاصله بگیرد.
کتاب از طرف دیگر، دوست خوب زبان است. کودک با خواندن داستان، با واژههای تازه، جملههای متنوع و شیوههای گوناگون بیان احساسات و افکار آشنا میشود. نتیجه فقط دایره لغات بزرگتر نیست؛ او کمکم بهتر حرف میزند، دقیقتر منظورش را بیان میکند و راحتتر با دیگران ارتباط میگیرد.
اما فایده مهم دیگری هم وجود دارد: حل مسئله. قهرمان داستان معمولا با مشکلی روبهرو میشود و باید تصمیم بگیرد چه کاری انجام دهد. کودک هنگام دنبالکردن ماجرا، ناخودآگاه حدس میزند، انتخابهای شخصیتها را بررسی میکند و حتی راهحل خودش را تصور میکند.
البته قرار نیست کودک را با اجبار کتابخوان کنیم. انتخاب کتاب مناسب، آزادی در انتخاب موضوع و لذتبردن از داستان، مهمتر از تعداد صفحاتی است که خوانده میشود.
شاید یک کتاب برای کودک فقط چند صفحه کاغذ باشد، اما میتواند تمرینی روزانه برای ساختن ذهنی خلاق، زبانی قوی و نگاهی متفاوت به زندگی باشد.