مسیرهای جدید برای عبور از تحریم
رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق: ایران منابع و مسیرهای جایگزین برای ادامه تجارت را دارد
سینا احدیان | روزنامهنگار
یحیی آلاسحاق، وزیر بازرگانی پیشین و رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق، در میزگرد اقتصادی تلویزیون همشهری، مسئله اقتصاد ایران در شرایط تحریم و جنگ را بیش از آنکه کمبود منابع یا نبود راهحل بداند، ناشی از نوع حکمرانی اقتصادی و شیوه تصمیمگیری میداند. او با تکیه بر تجربه چند دهه حضور در مدیریت اقتصادی کشور معتقد است در شرایط بحران، اقتصاد به «وحدت فرماندهی»، اختیار تصمیمگیری و سازوکارهایی متفاوت از شرایط عادی نیاز دارد؛ تجربهای که بهگفته او در سالهای جنگ، با منابع بسیار محدودتر نیز آزموده شده است.
تحریم؛ فشار واقعی اما نه بدون محدودیت
آلاسحاق با اشاره به مطالعهای که بهگفته او در شورایعالی امنیت ملی درباره تجربه چند دهه تحریم کشورهای مختلف انجام شده، مدعی شد حتی موفقترین تحریمها نیز بهطور کامل به اهداف تحریمکننده دست پیدا نکردهاند و اثرگذاری آنها محدود بوده است.این بخش از سخنان آلاسحاق را باید در چارچوب تجربه و ارزیابی او از تحریمها خواند، نه بهعنوان یک رقم قطعی و مستقل. استدلال او این است که برای موفقیت کامل یک تحریم، مجموعهای از شرایط باید همزمان فراهم شود؛ ازجمله نبود کالای جایگزین، نبود مسیر جایگزین تجارت، وابستگی کامل طرف هدف به کالای تحریمشده و هماهنگی بازارهای مختلف.او معتقد است« ایران طی چند دهه با تحریم زندگی کرده و بخشی از هزینه آن را نیز پرداخته است؛ کالاها گرانتر شدهاند، واردات و صادرات با دشواری بیشتری انجام شده و هزینه مبادلات افزایش یافته است، اما در عین حال اقتصاد ایران توانسته است بخشی از تجارت خود را از مسیرهای جایگزین ادامه دهد».
اقتصاد جنگی با قواعد عادی اداره نمیشود
مهمترین بخش سخنان آلاسحاق اما به نحوه اداره اقتصاد در شرایط بحران بازمیگردد. او معتقد است اقتصاد ایران در شرایطی قرار دارد که نمیتوان با همان قواعد و فرآیندهای دوران عادی با آن برخورد کرد.او تجربه دوران وزارت بازرگانی در دولت ششم را مثال میزند؛ زمانی که منابع ارزی محدود بود و در مقطعی موجودی گندم کشور، بهگفته خودش، تنها برای چند روز کفایت میکرد. آلاسحاق میگوید «در آن دوره حدود 3 میلیارد دلار یوزانس 6ماهه برای تأمین ۲۴ قلم کالای اساسی در اختیار داشتند. برای مدیریت منابع، کالاها را به گروههای مختلف تقسیم کردند و برای کالاهای حساس، تأمین را در اولویت قرار دادند.یکی از ابزارهای مورد استفاده نیز تهاتر بود».او خاطره خرید گندم با استفاده از اعتبار خارجی را نیز روایت میکند. بهگفته آلاسحاق، با استفاده از اعتبار دفتر کالای شرکت نفت در لندن، امکان خرید نسیه گندم فراهم و در فاصله کوتاهی چندین کشتی گندم وارد بنادر ایران شد.
3 ضلع تابآوری در جنگ
در پایان گفتوگو، مسئله اصلی بار دیگر به «هماهنگی» بازمیگردد.آلاسحاق معتقد است «در شرایط جنگ و بحران، تصمیمگیری اقتصادی باید از انسجام و اقتدار بیشتری برخوردار باشد». بهگفته او، اگر هر دستگاه اقتصادی مسیر متفاوتی را دنبال کند، حتی وجود منابع و راهکارهای متعدد نیز نمیتواند به نتیجه مطلوب منجر شود.
مهمترین هشدار او متوجه ادبیات مسئولان اقتصادی بود. آلاسحاق تأکید کرد که« اعلام مکرر کمبود منابع و ناتوانی در برابر تحریم، خود میتواند به یک عامل تشدیدکننده بحران تبدیل شود». جمعبندی دیدگاه او ساده است: ایران منابع و مسیرهای جایگزین برای ادامه تجارت را در اختیار دارد، اما استفاده از این ظرفیتها مستلزم تغییر رویکرد است؛ اقتصاد باید با تصمیمگیری سریعتر، اختیارات بیشتر، هماهنگی میان دستگاهها، استفاده از ابزارهای غیرمتعارف تجاری و اعتماد بیشتر به فعالان اقتصادی اداره شود.