• پنج شنبه 5 شهریور 1405
  • ١٤ ربيع الأول ١٤٤٨
  • 2026 Aug 27
پنج شنبه 5 شهریور 1405
کد مطلب : 280784
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/7LY3w
+
-

یک دریا بی‌خبری

درباره سرنوشت نامعلوم 13 ماهیگیر بندر لنگه در گفت‌وگو با خانواده‌های چشم به راه و شاهدان عینی

گزارش
یک دریا بی‌خبری

 سحر جعفریان عصر | روزنامه‌نگار 

عصر ۲۴ مرداد بود که امیرمحمد، مجتبی، مهدی و محمد از پارکینگ قایق‌ها در اسکله گِشه قصد صید کردند. از روزهای جنگ و پس‌از آن درگیری گاه‌وبی‌گاه در روزهای آتش‌بس دستشان حسابی تنگ شده‌بود و چاره‌ای جز دل به دریا زدن نداشتند. قرار بود صبح فردای ۲۴مرداد به اسکله بازگردند اما بازنگشتند... نه آن صبح و نه حتی صبح‌های بعدش تا به امروز که 13روز گذشته‌است. بی‌بی زینت، مادر جاشو امیرمحمد ۱۷ساله از صبح فردای ۲۴مرداد تا امروز کارش شده گریه و پیگیری و ساحل‌نشینی. صبح تا ظهر می‌رود فرمانداری، استانداری و نمایندگی وزارت امور خارجه در استان، عصرها هم تا نیمه‌های شب رودرروی دریا می‌نشیند و التماس می‌کند تا یکی‌یک‌دانه پسرش را برگرداند. به روایت شاهدان عینی، سرنوشت امیرمحمد و 3هم‌قایقی‌اش متفاوت با ماهیگیران کنارکی یا یک حادثه دریایی یا حتی یک ماجرای مفقودی است. شاهدان عینی مدعی‌اند نیروهای نظامی ناوچه‌ای اماراتی امیرمحمد و مجتبی و مهدی صادقی و محمد اسمعیلی مزیدی را بازداشت کرده‌اند؛ نکته‌ای که به عنوان یک گزینه احتمالی از سوی نمایندگی وزارت‌خارجه در هرمزگان نیز مطرح شده بود. پیش‌تر، ‌9‌ماهیگیر لنگه‌ای نیز از تاریخ 21‌مرداد به دریا رفته و بازنگشته‌اند. در مجموع از سرنوشت 13‌ماهیگیر لنگه‌ای هنوز خبری در دست نیست.

شاهدان عینی در قایق سنگار

ساعت حدود 10شب24مرداد دل بی‌بی زینت شور افتاد. این درست وقتی بود که امیرمحمد و هم‌قایقی‌هایش کیلومترها دورتر از بندر لنگه، حوالی جنوب جزیره سیری به سرنوشتی نامعلوم گرفتار شدند؛ سرنوشتی که میلاد صادقی، یکی از شاهدان عینی چنین روایت می‌کند: «2تا قایق بودیم. تو هر قایق 4نفر. مجتبی و مهدی(صادقی) برادرای دوقلوی من هستن که همراه امیرمحمد حسین‌زاده و محمد اسمعیلی مزیدی، توی یه قایق بودن. اونا جلوتر از قایق ما تاب می‌خوردن. از اسفند پارسال (شروع جنگ تحمیلی سوم) جی‌پی‌اس دریایی قطع شد و صیادا مجبور شدن موقعیتشون رو تجربی یا چشمی حدس بزنن. اون شب، نزدیک سیری، سکوهای نفتی امارات رو با سکوهای نصرت ایران اشتباه گرفتیم و فکر کردیم هنوز تو حریم آبی ایرانیم، اما نبودیم. یهو سروکله یه ناوچه نظامی پیدا شد. از شکل و شمایلش مشخص بود اماراتیه. تا به‌خودمون بیایم قایق جلویی ما رو با خودش بُرد. رفتن طرف راست که بندر شارجه بود.»  میلاد و 3شاهد عینی دیگر که در قایق دوم بودند بعد از کمی سرگردانی روی آب‌های خلیج، سوی بندر لنگه بازمی‌گردند. ابوذر بهمنی، دیگر شاهد عینی و حاضر در قایق دوم می‌گوید: «یکی‌دو کیلومتر مونده بود به اسکله گشه موبایلامون خط داد و زنگ زدیم به خونواده‌ها.» برای میلاد اما این سخت‌ترین کار بود که تلفنی به پدر و مادرش بگوید چه دیده و چه بر سر برادران دوقلویش آمده‌است. حالا حال مادر دوقلوها هم دست کمی از حال بی‌بی زینت ندارد. روزی هزار بار از نگرانی احوال نامعلوم دوقلوهای 27ساله‌اش می‌میرد و زنده می‌شود. توان گفت‌وگوی طولانی ندارد و فقط یک جمله می‌‌گوید: «تازه 6‌ماه بود که رخت دومادی تن مجتبی کرده بودم.» 

شرایط غیرعادی‌ یک پدیده عادی دریایی

نیمه‌شب 24مرداد تلفن همراه خلیل اسمعیلی مزیدی، برادر بزرگ‌تر محمد (یکی از ماهیگیران بازنگشته لنگه‌ای) به صدا درآمد و کسی با هول‌وهراس در آن گفت: «خویی خالوجان؟ ببخش ای موقع زنگ زدم. راستی‌اتش، چطو بگم، شرطه‌ها (نیروهای دوبی-امارات) قایق بچه‌ها رو گرفتن، محمد هم تو او قایق بوده.» از آن نیمه‌شب خلیل با شنیدن زنگ تلفن پریشان می‌شود: «هر بار زنگ تلفن رو می‌شنوم دنیا دور سرم می‌چرخه. هم می‌ترسم خبر بدی باشه، هم امید دارم خبر خوشی برسه.» خلیل راننده لیفتراک است، اما پیش‌تر مانند بسیاری از مردان بندر ماهیگیر بوده: «از 10سالگی رفتم دریا. همه چم‌وخمشو می‌دونم. معمولا برای صید 2یا 3قایق با هم سنگار (همراه) می‌شن تا اگه اتفاقی برای یکی از قایقا پیش اومد، قایق همراه، کمک باشه... شب 24مرداد جاشوهای قایق دوم یا سنگار به چشم خودشون دیدن که نیروهای اماراتی برادر منو با 3تا از ماهیگیرای دیگه دستگیر کردن... اونا مفقود نشدن، جاشون معلومه؛ پیگیری دیپلماتیک می‌خواد، نه جست‌وجوی دریایی.» او ادامه می‌دهد: «اتفاقایی مثل این اتفاق تو شرایط عادی خیلی نگران‌کننده نبود، چون همه می‌دونیم ماهیگیر یا ماهیگیرایی که به هر جهت وارد حریم آبی کشورای همسایه می‌شن، بعد از دستگیری یه تماس تلفنی با خونواده‌شون می‌گیرن و خبر می‌دن که مثلا قراره 2 تا 4‌ماه تو کشوری که حریمش رو نقض کرده‌‌ن، بازداشت شن. ولی شرایط الان عادی نیست، ضمن اینکه برادر من و باقی بازداشت‌شده‌ها تا الان تماسی نگرفته‌ن و هیچ خبری از وضعیت‌شون نداریم. وای از این بی‌خبری.» 

مواج بین امید و سوگ
آسیه، همسر جاشو رجب کریمی است: «شوهرم با 8ماهیگیر دیگه غروب 21مرداد به دریا زده و هنوز هم برنگشته. اون شبی که سی صید رفتن دریا، آسمون هیچ باری نداشت؛ نه ابری، نه بادی. قرار بود مثل همیشه 2روز تور بندازن و برگردن. چند تا صیاد همون شب اونا رو نزدیک سیری دیده بودن.» اغلب امیدوار است یا سعی دارد خود را امیدوار نشان دهد؛ شاید چون نمی‌خواهد 3فرزندش خیلی از چشم‌به‌راه‌بودن برای پدرشان رنج بکشند: «دلم مثل آب همی دریا روشنه که برمی‌گردن.» بااین‌حال گاهی که دچار ناامیدی می‌شود، بسیار فکر و خیال می‌کند: «یکی از ناخداهای بازنشسته بندر می‌گفت احتمالش زیاده رجب و 8ماهیگیر دیگه رو هم امارات گرفته باشه؛ چون تقریبا همه‌شون توی یه محدوده ناپدید شده‌‌ن! اگه اینطور باشه پس چرا دولت امارات چیزی در موردشون نمی‌گه؟ آخه مسئولای استان به ما گفتن که نامه‌زدن به امارات و پیگیرن.» عبدالله سرپرست، پدر یکی دیگر از ماهیگیران لنگه‌ای بازنگشته به خانه است: «پسرم احمد 22سالشه. راستش خوب یادم نیست 18مرداد بود یا 21مرداد که با 2تا از دوستاش (فاروق ملاحی و منصورزادگان) رفتن دریا. ساعت نزدیکای 3نصفه‌شب بهم زنگ زد، گفت کلی ماهی گرفتیم و شاید فردا‌شب برگردیم. مادرش ناراحتی قلبی داره و بی‌قراره؛ مدام تو راه بیمارستان و فرمانداری‌ایم. هیچی نمی‌خوایم جز اینکه بهمون بگن که احمد زنده‌اس.»

یک بندر به جست‌وجو و انتظار
چند روز پس از 21مرداد خبر بازنگشتن نخستین گروه (9نفر) از ماهیگیران در بندر لنگه پیچید. اهالی بندر، آنها که قایقی داشتند، بی‌توجه به کمبود و گرانی سهمیه سوخت به جست‌وجوی دریایی پرداختند و آنها که جاشوهایی بدون قایق‌اند نیز به همدردی با خانواده‌های ماهیگیران بازنگشته مشغول شدند. شماری از فعالان شبکه‌های اجتماعی و مجازی هم به انتشار حداکثری اخباری با موضوع 13مفقودی یک بندر پرداختند. مهیار خسروی، مسئول انجمن پیشگیری از حوادث دریایی (نخستین تشکل مردم‌نهاد در حوزه ایمنی، آموزش و نجات دریایی) در ارتباط با جست‌وجوی دریایی می‌گوید: «مفقودی 13ماهیگیر لنگه‌ای به‌صورت محرز تأیید و ابلاغ نشده‌است، بنابراین عملیات جست‌وجوی دریایی از سوی نیروهای ما در محدوده‌ای خاص برای ساعت‌هایی متوالی تاکنون صورت نگرفته‌است.» محمد سلیمانی، رئیس نمایندگی وزارت امورخارجه در هرمزگان نیز در گفت‌وگو با فارس از دستگیری این صیادان به عنوان یک گزینه احتمالی یاد کرده بود:«با توجه به گزارش خانواده‌ها و هرگونه احتمال از فوت تا دستگیری توسط گاردهای ساحلی کشورهای حاشیه خلیج فارس، کار اداری و مکاتبه نمایندگی وزارت امورخارجه در هرمزگان با دفاتر و سفارتخانه‌های کشورمان در کشورهای عمان، امارات و قطر در دستور کار قرار گرفت.»
 با این‌همه هنوز هم کار بی‌بی زینت، گریه و پیگیری و ساحل‌نشینی است و هنوز هم مادر مجتبی و مهدی روزی هزار بار از نگرانی احوال نامعلوم دوقلوهایش می‌میرد و زنده می‌شود. باقی خانواده‌های ماهیگیران بازنگشته از دریا نیز هنوز چشم‌به‌راهند.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید