بشریخانم خامنهای از زبان همسرش
زندگی و زمانه دختر رهبر شهید به روایت حجتالاسلام محمدی گلپایگانی داماد رهبر شهید انقلاب
وقتی از بشریخانم، دختر امام شهید سخن گفته میشود، شاید مهمترین نکته این نباشد که همسر چهکسی بوده است؛ مهم آن است که چگونه زندگی کرده.
روایتی که همسرش از او ارائه کرده تصویر زنی است که به حلال و حرام و حقالناس بسیار حساس بود، دروغ نمیگفت، غیبت نمیکرد و حتی زمانی که از کسی گلایه داشت، نام او را بر زبان نمیآورد.
در زندگی نیز اهل تجمل و اسراف نبود. دورریز مواد غذایی نداشتند، پیوسته وسایل زندگی را تعویض نمیکردند و حتی برای خرید میوههای نوبرانه صبر میکردند تا قیمت آن کاهش پیدا کند و امکان خرید برای همه فراهم شود.
حقالناس نیز برای او مسئلهای جدی بود. حتی اگر از میوههای باغ داخل بیت چیزی میآوردند، تا زمانی که وزن نمیشد و بهای آن پرداخت نمیشد، از آن استفاده نمیکرد.
از سوی دیگر، زندگی معنوی او بسیار پررنگ بود: نماز شب، روزههای مستحبی، دعا و بهویژه قرآن. در ماه رمضان 3بار قرآن را ختم میکرد و آنقدر با قرآن مأنوس بود که آقا به فرزندانشان میگفتند: «مثل مادرتان قرآن بخوانید.»
حتی حالوهوای مناسبتهای مذهبی را نیز به خانه میآورد. برای محرم و صفر پرچم و کتیبه نصب میکرد و در مناسبتهای ولادت و شهادت، زیارت مربوط به آن امام را میخواند.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا انتخاب خانواده بود.
بشریخانم هم استعداد داشت، هم رتبه بسیار خوبی در کنکور بهدست آورده بود و هم تدریس را بسیار دوست داشت، اما با جدیتر شدن زندگی خانوادگی از بسیاری از این علاقهها گذشت.
۱۱سال پایانی زندگیاش را تقریبا وقف خانواده و مراقبت از آقا کرد. حتی اگر قصد خروج از خانه داشت، هماهنگ میکرد کسی نزد آقا باشد تا تنها نمانند.
و جالب آنکه خودش هیچگاه این مسائل را به رخ نمیکشید. وقتی آقا از زحماتش تعریف میکردند، میگفت: «من کاری نمیکنم.»
حتی با وجود چنین موقعیتی، اهل معرفی خود نبود. در حرم امام رضا(ع) خادم کفشداری بود و نداشتن موبایل و محدود شدن دیدارهای دوستانه را نیز پذیرفته بود.