متهمان به بهانه واکسیناسیون هانتاویروس، نقشه سرقتهای سریالی را اجرا میکردند
نقشه دوقلوهای چشم آبی برای سرقت
الهه فراهانی | روزنامهنگار
2 برادر دوقلو نقش مأمور بهداشت را بازی میکردند و با ترفند واکسیناسیون هانتاویروس، وارد خانه سالمندان میشدند و آنها را هدف سرقتهای خشن قرار میدادند و درنهایت دستگیر شدند.
به گزارش همشهری، نخستین برگ این پرونده، از اواخر سال گذشته و بهدنبال گزارش سرقت از خانهای در شمال تهران ورق خورد. آن روز وقتی مأموران پلیس به محل رسیدند، مردی میانسال را دیدند که بهشدت کتک خورده بود. آثار طناب روی دستها و پاهایش نشان میداد که ساعتی قبل، سارقان او را بستهاند. مرد میانسال که هنوز از این حادثه شوکه بود، گفت: چند ساعت قبل زنگ خانه به صدا درآمد و 2 مرد جوان را دیدم که لباسهایی شبیه لباس کارکنان حوزه درمان به تن داشتند و ماسک زده بودند. آنها گفتند از طرف اداره بهداشت آمدهاند تا درباره واکسیناسیون مربوط به بیماری هانتاویروس اقدام کنند.او ادامه داد: من هم تصور کردم آنها مأمور واقعی هستند و بدون اینکه به موضوع مشکوک شوم، اجازه دادم وارد خانه شوند. اما همین که داخل شدند، رفتارشان تغییر کرد. به من حمله کردند و بعد از کتک زدن، دستهایم را با طناب بستند. آنها تهدیدم کردند و رمز گاوصندوق را خواستند. من هم از ترس جانم رمز را در اختیارشان قرار دادم و سارقان پس از بازکردن گاوصندوق، حدود ۵۰۰گرم طلا، مقداری دلار و سکه را برداشتند و از خانه گریختند.
پژویی با پلاک مخدوش
پس از شکایت این مرد، پروندهای در دادسرای ویژه سرقت تشکیل و تحقیقات کارآگاهان برای شناسایی سارقان آغاز شد. بررسی دوربینهای مداربسته اطراف خانه نشان داد 2سارق پس از پایان سرقت، سوار یک دستگاه خودروی پژو شده و محل را ترک کردهاند. با این حال، پلاک خودرو مخدوش بود و همین موضوع شناسایی آنها را دشوار میکرد. تحقیقات میدانی نیز در آن مرحله نتیجهای نداشت و پرونده در حالی دنبال میشد که پلیس هنوز سرنخ مشخصی از هویت متهمان در اختیار نداشت. تا اینکه اواخر اردیبهشت امسال، گزارش سرقت مشابهی به پلیس اعلام شد؛ سرقتی که در آن نیز 2 مرد با پوشش کادر درمان وارد خانه دیگری در شمال پایتخت شده و با همین ترفند، حدود ۱۵۰گرم طلا را به سرقت برده بودند.
سرنخ: چشمان آبی
شاکی دوم، زنی میانسال بود که میگفت اگرچه سارقان، ماسک بهصورت داشتند و چهرهشان قابل تشخیص نبوده، اما نکتهای درباره ظاهر آنها بهخاطر داشت که مسیر تحقیقات را تغییر داد.
او به مأموران گفت: هر دو نفر ماسک پزشکی داشتند و بخش زیادی از صورتشان پوشیده بود، اما چشمهایشان کاملاً مشخص بود. چیزی که توجهم را جلب کرد، رنگ آبی چشمهای هر دو نفر بود. همچنین بالای پیشانی یکی از آنها، رد زخمی وجود داشت. این زن اضافه کرد: از نظر قد، هیکل و حالت چهره، بهنظرم رسید که با هم برادر هستند. حتی احتمال دادم دوقلو باشند، چون شباهت زیادی به هم داشتند.
ثروت ناگهانی 2 برادر
کارآگاهان با بررسی آلبوم مجرمان سابقهدار، به 2برادر دوقلوی همسان رسیدند که سابقه چندین فقره سرقت و تحمل حبس داشتند. بررسی سوابق آنها نشان داد هر دو برادر مدتی قبل از زندان آزاد شده بودند و در آن زمان وضعیت مالی مناسبی نداشتند. اما تحقیقات بیشتر نشان داد شرایط زندگی آنها از اواخر سال گذشته بهطور ناگهانی تغییر کرده است. 2برادر خودروی مدلبالایی خریده بودند و سبک زندگیشان نیز با گذشته تفاوت زیادی داشت. این تغییر ناگهانی، شک کارآگاهان را بیشتر کرد.
با هماهنگی قضایی، 2برادر دوقلوی چشمآبی بازداشت شدند. آنها ابتدا تلاش کردند خود را بیگناه نشان دهند، اما وقتی در برابر مدارک و شواهد پلیسی قرار گرفتند، به سرقتهای سریالی از خانه افراد سالمند اعتراف کردند.
گفت و گو
فکر نمیکردیم لو برویم
یکی از برادران دوقلو که تنها تفاوت ظاهری با برادرش جای زخمی است که روی پیشانیاش وجود دارد، میگوید وقتی نقشه سرقت به بهانه واکسیناسیون را کشیدند، فکرش را نمیکردند که لوبروند.
چرا سرقت از سالمندان را انتخاب کردید؟
ما در پروندهمان جرائم مختلفی داریم؛ آخرین بار که زندان بودیم، تصمیم گرفتیم بعد از آزادی سرقتی انجام دهیم که برایمان دردسر کمتری داشته باشد. شکستن قفل خانه یا بازکردن در، ممکن است سر و صدا ایجاد کند. به همین دلیل فکر کردیم سراغ سالمندان برویم، چون تصور میکردیم مقاومت زیادی نمیکنند.از سوی دیگر، سرقت طلا با توجه به گرانبودن آن بهترین گزینه برای پولدارشدن بود.
از کجا میدانستید آنها در خانه طلا و پول دارند؟
افراد بالاشهرنشین، اغلب در خانههایشان طلا دارند. از طرفی فکر میکردیم افراد مسن طلا و پولشان را در خانه و نزدیک خودشان نگه میدارند، چون احساس میکنند اینطور امنتر است.
ایده پوشیدن لباس مأموران بهداشت از چه زمانی به ذهنتان رسید؟
از زمان شیوع کرونا این فکر به ذهنمان رسید. مردم معمولا به افرادی که لباس پزشکی پوشیدهاند اعتماد میکنند. ما هم از همین اعتماد سوءاستفاده کردیم و گفتیم برای واکسیناسیون آمدهایم. چون در آن زمان، خبر شیوع هانتاویروس، پخش شده بود و افراد مسن نیز بهدلیل ترسشان از مرگ و بیماری، خیلی سریع و راحتتر به ما اعتماد میکردند.
چرا بیماری هانتاویروس را مطرح میکردید؟
فکر میکردیم اسم بیماری برای مردم ناآشناست و کمتر درباره آن سؤال میکنند. لباس، ماسک و تجهیزات هم باعث میشد قربانیان تصور کنند واقعاً از طرف بهداشت آمدهایم.
اگر قربانیان مقاومت میکردند چه میکردید؟
سعی میکردیم آنها را طوری بترسانیم یا کتک بزنیم که آسیب جدی نبینند؛ فقط میخواستیم رمز گاوصندوق یا محل نگهداری طلاها را بگویند.