محسن مهدیان؛ مدیرمسئول
ترامپ از «تحریمهای سخت و شکننده اقتصادی» علیه ایران گفته است. این یعنی چه؟ بازگشت از میدان به اقتصاد. شکست مطلق در میدان و دیپلماسی و حالا دوباره به همان ابزاری برگشته که پیش از جنگ در اختیار داشت: تحریم.
اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد. ترامپ به نقطه قبل از جنگ برنگشته است. معادلات صحنه تغییر کرده است. اولا ایران در این جنگ تبدیل به یک ابرقدرت نوظهور شده است.
این همان حرفی است که ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و تحلیلگر برجسته خاورمیانه میگوید که موازنه جنگ برای ایران بهتر از آمریکا رقم خورده و ایران بعد از جنگ اعتمادبهنفس بالاتری پیدا کرده است.
فارینپالیسی، رسانه معتبر سیاست خارجی آمریکا نیز همین را مینویسد و تصریح میکند که تحریمها مشکلی را حل نمیکند، چون ایران بعد از جنگ اهرمهایی دارد که پیش از جنگ نداشت.
ثانیا اینکه ترامپ نیز به گذشته برنمیگردد. آسوشیتدپرس بازگشت ترامپ به «جنگ اقتصادی» را در کنار 2واقعیت قرار داده: اول فرسایشیشدن جنگ؛ یعنی دیگر تهدید نظامی جواب نمیدهد و دوم کاهش ذخایر مهم تسلیحاتی آمریکا.
جالب اینکه سیانان، گاردین و نیویورکر و حتی اکسیوس نزدیک به ترامپ نیز همین تحلیل را دارند؛ یعنی کسری قدرت نظامی و تسلیحات جنگی باعث اتخاذ چنین تصمیمی شده است.
پس مسئله فقط تحریم نیست؛ مسئله کاهش گزینههاست. رابرت مالی، نماینده سابق ویژه آمریکا در امور ایران میگوید: اگر فشار نظامی جواب نداده، این تصور که فشار اقتصادی بیشتر حتما جواب میدهد، یک مغالطه است.
ریچارد نفیو، از معماران اصلی تحریم ایران در دولت اوباما هم نسبت به بیاثری تهدید جدید ترامپ همین مسئله را هشدار داده است. اما سؤال مهمتر اینکه تحریم جدید قرار است چه کاری انجام دهد؟
اولا ابزارهای تحریم علیه ایران تماما قبلا بهکار گرفته شده است. ایران هم مسیر دورزدن را کاملا مسلط است. چین و روسیه نیز بهعنوان شرکای استراتژیک ایران صریحا گفتهاند که تحریمهای جدید را به رسمیت نمیشناسند.
پس تحریم تازه فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ یک عملیات روانی است علیه مسئولان و مردم؛ یعنی فشار آنقدر بالا برود که مردم بگویند دیگر نمیشود و مسئولان هم بگویند پس باید امتیاز بدهیم. حالا ایندو را بزند که چه دستاوردی داشته باشد؟ همان کهنهپروژه سابق یعنی آشوب.
اینجاست که «خیابان» مهم میشود. خیابان نه اینکه جبهه مقابل آشوب قرار بگیرد بلکه مانع شکلگیری آشوب شود. چطور؟ تحریم اقتصادی چه ربطی به خیابان دارد؟ اما دقیقا ربط دارد.
چون قدرت خیابان فقط در تجمع نیست؛ باطن خیابان مهم است. باطن خیابان چیست؟ انسجام. ایستادن مردم کنار یکدیگر.
حول چه چیزی؟ حول ایران.
اگر این انسجام حفظ شود، فشار اقتصادی دشوار است، اما شکننده نیست. فشار وقتی خطرناک میشود که به اختلاف تبدیل شود؛ وقتی هر مسئله اقتصادی تبدیل به یک دوقطبی شود. از سویی وقتی مسئول مردم را در میدان ببیند، محاسبهاش تغییر میکند.
پس ترامپ یک جنگ تازه آغاز نکرده؛ ابزارش را عوض کرده است. از اینجا به بعد، بخش مهمی از جنگ در خیابان است؛ نه صرفا خیابان بهمعنای تجمع. امتداد خیابان مهم است؛ خیابان بهمعنای جامعه.
اگر جامعه منسجم بماند، تحریم نمیتواند کاری را بکند که جنگ نتوانست. این شاید مهمترین میدان مرحله جدید جنگ باشد.
آخرین برگ ترامپ و چه باید کرد؟
در همینه زمینه :