از مجسمه طغرل تا ماجرای سیل ویرانگر تجریش
حسن روشن به نمادهای قدیمی تجریش اشاره میکند و از مجسمه قدیمی سر دربند که به طغرل معروف بود میگوید: «اهالی میگفتند طغرل چون سرمای شمیران را دوست داشته به اینجا میآمده و آخر سر هم از شدت سرما جان باخته و به همین خاطر شمیران (منطقه سرد) نام گرفته است.» اما تلخترین خاطره شمیران برای او، سیل ویرانگر ۵ مرداد سال ۱۳۶۶ است. سیلاب مهیبی که در یک ظهر تابستانی رخ داد و شماری از بستگانش را در این سیل از دست داد. او درباره آن روز میگوید: «بالای دربند، سد خاکی ساخته بودند. سنگ بزرگی هم آن بالا بود که ما بچگیها وقتی به کوه میرفتیم و به شب میخوردیم، زیر آن پناه میگرفتیم و زیرش آتش درست میکردیم. سیل این سنگ را حرکت داد و باعث شد تا دهانه پل تجریش را ببندد. آب که راه خروج نداشت، برگشت و به خانههایی که در نقاط پایینتر قرار گرفته بود، هجوم برد. مثل خانه پدربزرگم که آنها هم زیر سیل دفن شدند. آن روز آژیر شهرداری را به صدا درآوردند، اما مردم چون زمان جنگ بود، فکر کردند حمله هوایی شده و به زیرزمینها پناه بردند که متأسفانه همانجا گرفتار سیل شدند و افراد زیادی فوت کردند. حتی به خاطر دارم برای پیدا کردن پیکرها در پایین رودخانه تور انداخته بودند تا وقتی حرکت آب آنها را به پایین میآورد، در تور گیر بیفتند. سیل حتی مغازه «احمد کلهپز»، کلهپز معروف و قلدر تجریش را هم که برای دربار کلهپاچه میبرد، با خود برد؛ همان مغازهای که پاتوق «جهانپهلوان تختی» بود. خانه تختی در محله مقصودبیک بود. صبحها پس از مشتومال در حمام گلشن که متعلق به پدربزرگ من بود، به دکان احمد کلهپز میآمد.»