• پنج شنبه 29 مرداد 1405
  • ٧ ربيع الأول ١٤٤٨
  • 2026 Aug 20
پنج شنبه 29 مرداد 1405
کد مطلب : 280393
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/nr8vW
+
-

طلوع بعد از 7روز جست‌وجو

پدر شهید علی خدایاری از سبک زندگی پسر و نحوه شهادتش می‌گوید

گزارش
طلوع بعد از 7روز جست‌وجو

سیده‌کلثوم موسوی| خبرنگار

علی خدایاری، از مهندسان ‌ یک تیم تولید محتوای مجازی، ۱۱ اسفند 1404، در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به شهادت رسید. او که ۲۶ دی سال ۷۷ مصادف با ۲۸ رمضان، به دنیا آمد با زبان روزه در محل کارش  آسمانی شد. حجت‌الاسلام مالک خدایاری، پدر شهید،  از پسرش می‌گوید.

شب عروسی 
حالا در محله، حجت‌الاسلام مالک خدایاری را پدری می‌شناسند که دعایش در حق پسرش بعد از 2ماه برآورده شد. روحانی است و ساکن خاوران؛ حوالی میدان خراسان. کلامش را اینطور شروع می‌کند: «در جشن عروسی علی، رو به همه گفتم علی 2تا آرزو داشته؛ اول ازدواج موفق، دوم شهادت. شما مهمانان عزیز دعا کنید انشاءالله شاه‌داماد ما به این آرزویش هم برسد. همه آمین گفتند و مجری گفت که حاج‌آقا، علی می‌خواهد کاری برای شما انجام بدهد، ولی شرطش این است که شما چشم‌هایت را ببندی. تا چشم‌هایم را بستم متوجه شدم یکی افتاده روی پایم. چشمم را باز کردم، دیدم علی جلوی مهمان‌ها با کت و شلوار دامادی مثل ابر بهار اشک می‌ریزد و پاهای مرا می‌بوسد که برایش آرزوی شهادت کردم. خم شدم و او را در آغوش گرفتم. از خیلی سال پیش به من و مادرش می‌گفت که برایش دعا کنیم تا به شهادت برسد. شب دامادی‌اش هم وقتی شوقش را برای دعای شهادتی که در حقش کردم دیدم جا خوردم و در دلم گفتم خدایا اینجا چه خبر است؟ من برای شهادت پسرم دعا می‌کنم، آن هم در شب عروسی‌اش و پسرم پاهای مرا می‌بوسد.»  او به جزئیات برگزاری عقد پسرش هم اشاره می‌کند: «عقد پسرم با همسرش در سالروز میلاد حضرت‌فاطمه زهرا(س)، سال‌۱۴۰۳، جاری شد. حلقه ازدواجی که برای خودش انتخاب کرد، انگشتری بود که روی نگین آن یا زهرا(س) حک شده بود. به عشق امام‌زمان (عج) دسته‌گل عروس را گل نرگس انتخاب کرد و مکان عقد حرم علی‌ابن‌موسی‌الرضا(ع) بود.»

مدام صلوات می‌فرستاد 
حجت‌الاسلام خدایاری می‌گوید: «از ۹ سالگی زندگینامه شهدا را می‌خواند. اولین کتابی که از شهدا خواند «سلام بر ابراهیم» بود. از آن به بعد شیفته شهدا شد و شروع کرد به خواندن زندگینامه شهدا؛ مثل صیاد شیرازی، هادی ذوالفقاری، طالب طاهری  و.... شاید برای همین بود که مزد یک عمر ارادت به اهل‌بیت‌علیهم‌السلام را  با اربا اربا‌شدن گرفت. از آن قد رعنا، بعد از 7روز تفحص، فقط یک قطعه کوچک از پا پیدا شد.» پس از مکث کوتاهی ادامه می‌دهد: «وقتی موذن اذان می‌گفت، همین که می‌رسید به‌نام‌ امیرالمومنین(ع)، علی پا می‌شد با صدای بلند می‌گفت که بر شمس جمال زیبای امیرالمومنین(ع) صلوات. از بس صلوات می‌فرستاد و مردم را تشویق به صلوات فرستادن می‌کرد  در شرکتشان معروف شده بود به آقای صلواتی. حالا هم بین دوستانش به شهید صلواتی معروف است. علی در کانون نخبگان برای بچه‌ها رایگان تدریس می‌کرد. در شروع کلاس یکی  از فضیلت‌های امیرالمومنین(ع) را می‌گفت. عید غدیرکه می‌شد همه بچه‌ها را مهمان می‌کرد. »  

گریه‌های سوزناک علی 
حجت الاسلام خدایاری می‌گوید: « معمولا عزاداران وقتی چراغ‌های هیئت خاموش می‌شود شروع می‌کنند به گریه کردن، اما علی اصلا برایش مهم نبود چراغ مراسم خاموش باشد یا روشن. تا اسم ابا عبدالله می‌آمد صدای گریه‌هایش را همه می‌شنیدند. این ویژگی گریه کردن از بچگی همراه شهید بود. از همان بچگی شیفته اهل بیت (ع) بود. وقتی در هیئت ها حاضر می‌شد برای گریه کردن بر غم اهل بیت (ع) از کسی خجالت نمی‌کشید. با صدای بلند گریه می‌کرد. یک مرتبه از شدت گریه حالش بد شده بود اورا به خانه آوردند. دوستانش می‌گفتند وقتی علی گریه می‌کند ما هم از خود بی‌خود می‌شویم. ارادت خاصی هم به رهبر داشت. در سنین پایین لباس‌هایی می‌خواست که عکس رهبر روی آن چاپ شده باشد. ما هم وقتی علاقه اش را می‌دیدیم برایش لباس با چاپ چهره رهبری تهیه می‌کردیم حتی عکس‌هایی را که با آن لباس‌ها گرفته هنوز هم داریم. »

ایستاده بمیرم به احترام علی ع 
در صدای مالک خدایاری غم از دست‌دادن پسر مشخص است؛ «علی در بیوگرافی حساب کاربری فضای مجازی خودش نوشته بود، قسم به وعده شیرین من یمت یرنی/ که ایستاده بمیرم به احترام علی(ع). از چند شرکت خارجی به او پیشنهاد کار دادند با حقوق چند برابر شرکتی که در آن مشغول  به‌کار بود اما می‌گفت من همین جا می‌مانم؛ کاری که اینجا انجام می‌دهم رضایت مقام معظم رهبری و امام‌زمان‌(عج) پشت سرش هست. گمنام بود، گمنام رفت و طبق وصیت خودش کنار مزار شهید والامقام طالب طاهری به خاک سپرده شد.»‌



 

این خبر را به اشتراک بگذارید