آمریکا منفورتر شد
توفان تنفر علیه کودتاچی ینگه دنیا
کتابهای تاریخ معاصر یک رشته تنش و درگیری میان ایران و آمریکا را مکتوب کرده بودند که سالهاست ایرانیان از آن مطلع هستند. حرف از کودتای بیستوهشتم مرداد است و بعدتر قصه شیطنتهای اول انقلاب و آن حکایت معروف طبس و زمینگیرشدن عملیات نظامی آمریکاییها. در یکسال گذشته اما خیلی از سطور تازه کتابهای تاریخ به گواه حافظه عمومی ما رقم خواهد خورد؛ ما که از خرداد سال گذشته جنگ های تحمیلی را تجربه کردیم و اسفند سال قبل را با جنگ و جنایت به پایان بردیم. آمریکاییها حالا نه کشوری متخاصم به بهانه کودتا و تحریم و توهین که کشوری متجاوز به سرزمین آریاییهاست. جالب اینکه حالا در توفانهای توییتری و موجهای فضای مجازی کاملا میتوان حس کرد که بین ایرانیان مخالف با آمریکا و سیاستمدارانش افزون و افزونتر شده است.
از 28مرداد تا امروز
حالا همزمان با سالروز کودتای 28مرداد شبکههای اجتماعی بار دیگر به میدان مرور بخشی از تاریخ پرتنش ایران و آمریکا تبدیل شدهاند. کاربران از زاویههای مختلف به این واقعه تاریخی نگاه میکنند، اما در یک نقطه اشتراک دارند، اعتمادنکردن به سیاستهای آمریکا. موضوعی که این روزها ایرانیها بیش از هر زمان دیگری به آن ایمان دارند و معتقدند کودتای ننگین 28مرداد تنها کودتا علیه یک نخستوزیر قانونی نبود، کودتا علیه آزادی، حاکمیت قانون، استقلال کشور و دمکراسی بود. برخی از کاربران فضای مجازی هم ماجرای کودتا را از زاویه رابطه دولت مصدق با آمریکا روایت کرده و نوشتهاند: «کودتای ۲۸مرداد نشان میدهد آمریکاییها هیچگاه قابل اعتماد نبودهاند. مرحوم مصدق برای نجات ایران از فشارهای انگلیس به آمریکا نزدیک شد، غافل از اینکه آمریکاییها نقشه کودتا علیه دولت او را طراحی میکنند.» این نگاه البته فقط به سال۱۳۳۲ محدود نمانده است. بخشی از کاربران، تاریخ پس از انقلاب را هم در امتداد همین روایت قرار دادهاند و گفتهاند در ۲۸مرداد1332 در کودتایی شاه سرسپرده و فراری دوباره به ایران تحمیل شد و در ۲۶دی1357 در اثر انقلابی ضدآمریکایی دوباره فراری شد و این بار از آمریکا هم اخراج شد.
20 دلیل تنفر
دولتهای غربی بهشدت با ملیشدن صنعت نفت ایران در اوایل دهه 50 میلادی مخالفت کردند.
آمریکا و انگلیس در سال 1953کودتایی را هماهنگ کردند که به کنار رفتن «محمد مصدق» نخستوزیری که بهصورت دمکراتیک انتخاب شده بود، انجامید.
آمریکا و دولتهای غربی از شاه حمایت به عمل آوردند.
از زمان انقلاب، سیاست اصلی ایالات متحده در قبال ایران بر تغییر حکومت از طریق ابزاری همچون تحریم، متمرکز شده است.
پس از انقلاب، بسیاری از دولتهای غربی و بهخصوص آمریکا بهصورت یکطرفه تعهداتشان نسبت به قراردادهایی را که با ایران داشتند، کنار گذاشتند.
در سال 1980، «صدام حسین» دیکتاتور عراق به ایران حمله کرد. ایالات متحده و غرب در این درگیری، از متجاوز حمایت کردند.
سلاحهای شـیــمـیایی
صدام حسین در طول جنگ ایران و عراق 100.000شهروند ایرانی را به شهادت رساند یا مجروح کرد. آمریکا و برخی کشورهای غربی، دانش و مواد مورد نیاز بغداد برای توسعه این تسلیحات را فراهم کردند.
در سال 1988در دوران جنگ عراق با ایران، آمریکا گستردهترین عملیات رزمی نیروی دریایی خود از زمان جنگ جهانی دوم را علیه ایران راهاندازی کرده و سکوهای نفت حیاتی ایران را در خلیجفارس نابود کرد.
در سال 1988نیروی دریایی ایالات متحده یک هواپیمای مسافربری ایرانی را سرنگون کرد که به شهادت 290شهروند بیگناه ازجمله 66کودک انجامید.
در دوره ریـاسـتجمهوری
هاشمی رفسنجانی، ایران با تسهیل آزادسازی گروگانهای آمریکایی و غربی در لبنان، از طرح «حسننیت در مقابل حسننیت» که توسط دولت جورج بوش
( پدر) ارائه شده بود استقبال کرد اما آمریکا این حسننیت را با افزایش فشار و خصومت نسبت به ایران، پاسخ داد.
در دوره ریاستجمهوری «محمد خاتمی،ایران حمله تروریستی 11سپتامبر را محکوم کرده و بهصورت بیسابقهای با ایالات متحده در «جنگ با ترور» خصوصا مبارزه با طالبان در افغانستان همکاری کرد. در عوض، دولت بوش، پاسخ ایران را با نامگذاری آن بهعنوان عضوی از «محور شرارت» داد.
در دوره ریاستجمهوری احمدینژاد، ایران اقداماتی مانند «پیشنهاد نظارت کامل 5ساله به آژانس بینالمللی انرژی هستهای»، «پیشنهاد توقف غنیسازی 20درصد در مقابل دریافت سوخت رآکتور تهران» و... برای حل مشکلات با آمریکا انجام داد اما ایالات متحده این پیشنهاد را با افزایش فشار و تحریم پاسخ گفت.
سیاستهای آمریکا در منطقه و فروش تسلیحات نظامی به کشورهای عربی خلیجفارس، منجر به نظامی شدن بیش از حد منطقه شده است.
محاصره نظامی ایران توسط آمریکا، تهدیدی مهم برای امنیت ملی ایران بوده است.
دولت ایالات متحده، بدون هیچ توجهی به آرمانهای مردم فلسطین و با نقض قوانین بینالمللی از اسرائیل حمایت بیقید و شرط کرده است.
درحالیکه آمریکا خود را طلایهدار دمکراسی و حقوق بشر میداند، سابقه حمایت از مجموعهای از دیکتاتورهای وحشی و رژیمهای فاسد در منطقه را دارد.
سیاست خارجی آمریکا مظهر سیاستهای دوگانه آشکار است؛ نمونه برجسته این سیاستها، برقراری رابطه استراتژیک با هند، پاکستان و اسرائیل با وجود نپذیرفتن معاهده امپیتی توسط آنها و ساختن بمب اتم است.
حمایت آمریکا از گروههای تروریستی در منطقه
از ابتدای انقلاب، آمریکا با حقوق مشروع هستهای ایران مخالفت کرده است. میلیاردها دلار خسارت به ایران وارد شد.
مهمترین و اصلیترین دلیل: جنگ تحمیلی سوم
شیطان بزرگ
مردم ایران همه به این باور رسیدهاند که آمریکا فقط یک رقیب سیاسی نیست، بلکه منشا بسیاری از بحرانهای منطقهای و جهانی است، موضوعی که ایرانیها حالا آن را با ادبیات تندی علیه سیاستهای آمریکا به نمایش گذاشتهاند و معتقدند کشوری که ساختار سیاسی، قضایی و اقتصادی ظالمانه آن صدها سال است در سراسر جهان جنگ، کودتا ، فقر، تبعیض، شکنجه، برادرکشی و فساد اخلاقی را پمپاژ میکند، اگر نامش شیطان بزرگ نیست پس چیست؟