پنتاگون چطور تلفات آمریکا در جنگ ایران را کمتر نشان میدهد؟
تغییر شیوه ثبت آمار: آمار در 2صفحه جداگانه منتشر میشود و تصویر کامل دیده نمیشود.
مثال: ۴۳۱ نفر در یک صفحه و ۲۷۳ نفر در صفحهای دیگر با عنوان «عملیات برون مرزی» ثبت شدهاند.
حذف برخی تلفات: برخی کشتهها و مجروحان در سامانه تحلیل تلفات دفاعی(DCAS) ثبت نشدهاند.
مثال: نام سرگرد سورفلی داویوس، نظامی کشته شده در کویت در فهرست رسمی دیده نمیشود.
نادیده گرفتن عامدانه جراحات غیررزمی: بخشی از آسیبهای حین مأموریت در آمار رسمی نمیآید.
مثال: بیش از ۲۰۰ ملوان آسیبدیده ناو جرالد فورد، ثبت نشدهاند.
اصلاح مکرر ارقام: آمار بدون توضیح رسمی تغییر میکند.
مثال: تعداد تلفات در وب سایت بدون هیچ توضیحی از ۵۰۰ نفر به ۴۳۱ نفر کاهش یافت.
انتشار ناقص اطلاعات: اسناد داخلی پنتاگون تلفات بیشتری را نشان میدهد.
مثال: اسناد داخلی پنتاگون در یک بازه زمانی بیش از ۴۰۰مورد تلفات را ثبت کردهاند که همه آنها در DCAS منعکس نشده است.
کوچکنمایی شدت جراحات: مقامهای آمریکایی شدت برخی جراحات را ناچیز توصیف میکنند.
مثال: ترامپ بارها آسیبهای مغزی نظامیان را فقط سردرد خوانده و گفته است که جدی نیستند.
منبع: تارنمای اینترسپت
اظهارات عجیب رئیسجمهور اندونزی درباره سلاح اتمی ایران
هفته گذشته بود که پرابوو سوبیانتو، رئیسجمهور اندونزی بین جمعی از مدیران اجرایی یکباره ادعا کرد ایران مجهز به سلاح اتمی است و این موجب شده زنجیرهای از رقابت برای تصاحب سلاح اتمی در منطقه بهراه بیفتد. او مشخصا از کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر و امارات نام برد و گفت: آنها هم در تلاش برای ساخت سلاح اتمی هستند. او در ادامه همگان را به شرایط خطرناکی در منطقه انذار داد! هرچند در این ادعاهای عجیب هیچ سندیتی وجود ندارد. این ادعاهای نادرست که پیشتر تنها توسط اسرائیل و آمریکا برای منزویسازی و جنگافروزی علیه ایران مطرح شده بود، توسط هیچ نهاد اطلاعاتی در اندونزی تأیید نشد. اما پشت پرده چنین ادعاهای عجیب سوبیانتو را میتوان در رابطه عجیب او با ترامپ جستوجو کرد. مثلا رسوایی او در گفتوگویش با ترامپ در نشست صلح غزه سال گذشته که میکروفون بدون اطلاع آنها باز بود و صدایشان پخش شد قابل توجه است در این گفتوگو که ظاهرا درباره یک پروژه تجاری خانوادگی ترامپ بود، سوبیانتو از ترامپ درخواست ملاقات خصوصی با «اریک» فرزندش داده بود. اریک هیچ مقام رسمی دولتی در آمریکا ندارد و این درخواست از روابط پنهانی و تجاری خارج از چارچوب رسمی او با ترامپ، پرده برداشت؛ موضوعی که سلامت جایگاه او را بهعنوان رئیسجمهور زیر سؤال میبرد. در آمریکا هم انتقادات زیادی درباره سوءاستفاده غیرقانونی از جایگاه ریاستجمهوری برای ثروت شخصی خانوادگی مطرح شد.
کافه رفتن در اسرائیل حرام شد!
در اراضی اشغالی و در میان جامعه مذهبی حریدیها، هر هفته یک روز مقدس به اسم «شبات» یا «شنبه مقدس» وجود دارد که با فرارسیدن آن، بوقی بلند در سراسر اورشلیم طنینانداز میشود.
وقتی این صدا شنیده میشود همه شهرکنشینها به خانه میخزند؛ نه حق دارند سوار تاکسی و اتوبوس و قطار شوند و نه حتی درباره پول و کسبوکار سخن بگویند. در این روز حتی رفتن به مراکز عمومی مثل کافهها هم حرام میشود؛ یعنی همین که در کافه بنشینی و سیگاری روشن کنی و دور از جان قهوهای سفارش بدهی، اتوماتیک مرتکب فعل حرام شدهای!
با گسترش محلههای مذهبی و افزایش نفوذ اجتماعی آنها مخصوصا در رژیم نتانیاهو، فشار بر سبک پوشش، حضور اجتماعی و نوع فعالیت کسبوکارها در اراضی اشغالی بیشتر شده است.
با این حال بعضی کافهها که صاحبانشان کمتر مذهبی هستند یا اصلا مذهبی نیستند، جرأت به خرج میدهند و در روز شبات، خلاف عادات و رسوم حاکم عمل میکنند.
کافه «بسیمتا» واقع در مرکز بیت المقدس یکی از همین کافههاست. الان چند هفتهای میشود که صاحب این کافه، ورودی کسبوکارش را تیر و تخته نمیگذارد و بر عکس، با راه دادن جوانها به کافهاش، به رژیم و اعتقاداتش دهنکجی میکند.
خبر این دهنکجی خیلی سریع در میان محلههای مذهبی شهر رسید و صدها تن از جوانان مذهبی خود را روبهروی کافه رسانده و شروع به عربدهکشی کردند. شاید بد نباشد بدانید عربدهکشی برای ترویج دین و شعائر مذهبی، در روزهای «شبات» مستحب است.
در اراضی اشغالی حریدیها از حق زندگی ویژهای برخوردارند. علاوه بر اینکه میتوانند در روز شبات، به کافهها و مراکز عمومی دیگر حمله کنند و عربده بزنند، از خدمت در ارتش رژیم هم معاف هستند. حق ویژه زندگی برای حریدیها یکی از شکافهای جدی در اراضی اشغالی است. نتانیاهو اخیرا برای کاستن از شدت تبعیض در میان شهرکنشینان گفت که اگر پس از انتخابات پارلمان موفق به تشکیل دولت شود درباره خدمت سربازی حریدیها تصمیم خواهد گرفت.
روایت فارن افرز از درک اشتباه آمریکا و اسرائیل از محور مقاومت
نشریه فارن افرز در تحلیلی جامع به قلم 3 کارشناس مسائل امنیتی، استدلال میکند که راهبرد نظامی و تحریمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، براساس درک اشتباهی از ساختار «محور مقاومت» شکل گرفته است. به نوشته این تحلیلگران، برخلاف تصور رایج که این شبکه را ساده و متمرکز بر تهران میپندارد، محور مقاومت امروزه به «شبکهای به هم پیوسته، خودتولیدشونده و بسیار منعطف» تبدیل شده که دانش، منابع و تصمیمگیری در آن توزیع شده است.
فارن افرز تأکید دارد که این تغییر ساختاری، عامل اصلی تابآوری شگفتانگیز گروههای محور مقاومت با وجود ضربات مهلکی چون جنگ غزه، ترور رهبران حزبالله، سقوط اسد در سوریه و حملات گسترده به ایران بوده است. کلید این تابآوری، برنامه ۲۰ ساله سپاه پاسداران برای «ارتقای توانمندیها» است که گروههای نیابتی را به سازمانهایی با توانایی تولید پهپادهای پیشرفته و برد بالا تبدیل کرده است.
به گزارش فارن افرز، مهمترین تحول، تغییر در زنجیره تأمین تسلیحات است. گروههای محور دیگر کاملاً به محمولههای مستقیم ایران وابسته نیستند، بلکه قطعات پهپادها را از طریق شرکتهای پوسته در سراسر جهان (بهویژه از چین) تهیه و در نزدیکی محل استفاده مونتاژ میکنند. حجم عظیم تجارت جهانی و تولید انبوه قطعات دومنظوره توسط چین، ردیابی و قطع این زنجیرهها را برای آمریکا تقریباً غیرممکن ساخته است.
این گزارش نتیجهگیری میکند که راهبرد کنونی شکست خورده و آمریکا به راهبرد جامعتری شامل ادامه اختلال در شبکههای مالی، مذاکره سیاسی با گروههای مستقر و مهمتر از همه، همکاری بینالمللی (بهویژه با چین) برای کنترل گسترش فناوری پهپادی نیاز دارد، در غیراین صورت، حملات مکرر تنها به جنگهای فرسایشی جدید منجر خواهد شد.
روایت خبر
در همینه زمینه :