تحولات اخیر نشان میدهد الگوی نبرد در منطقه وارد مرحلهای تازه شده است. در این چارچوب، عملیات پیشدستانه ایران در اردن تنها یک حمله تاکتیکی نبود، بلکه تلاشی برای خنثیسازی طرحهای عملیاتی آمریکا و اسرائیل پیش از اجرا و انتقال ابتکار عمل به دست ایران تلقی میشود.
بر اساس این تحلیل، ایران از راهبرد واکنش به راهبرد کنش پیشدستانه عبور کرده و تلاش میکند با اتکا به اطلاعات دقیق، برنامههای دشمن را پیش از عملیاتی شدن از کار بیندازد. همزمان، گسترش جبهههای درگیری در عراق، یمن و دیگر نقاط منطقه، فشار بر آمریکا و متحدانش را افزایش داده و در عین حال، هر جبهه استقلال عملیاتی خود را حفظ کرده است.
در حوزه اقتصادی نیز، مدیریت همزمان میدان و دیپلماسی، بهویژه در موضوع تنگه هرمز و بازار انرژی، بخشی از این راهبرد توصیف میشود؛ رویکردی که هدف آن افزایش هزینههای طرف مقابل در کنار حفظ اهرمهای سیاسی است.
این تحلیل، راهبرد جدید ایران را بر چند اصل استوار میداند: حملات پیشدستانه، بهرهگیری از نقاط ضعف دشمن، همافزایی جبهههای مقاومت با حفظ استقلال آنها، استفاده همزمان از مذاکره و فشار نظامی، توسعه توان اطلاعاتی و تسلیحاتی و گسترش دامنه جغرافیایی عملیات.
جمعبندی این است که ایران در پی تثبیت الگویی جدید از جنگ است؛ الگویی که میدان و دیپلماسی را بهصورت همزمان بهکار میگیرد و میکوشد قواعد درگیری را به نفع خود بازتعریف کند.
تهران چگونه ابتکار عمل را از واشنگتن گرفت؟
در همینه زمینه :