جهان، محتاج تنگه هرمز
کنترل هوشمند تنگه هرمز برگ برنده ایران است
سینا احدیان | روزنامهنگار
« تداوم انسداد تنگه هرمز قیمت نفت را به ۱۷۰دلار میرساند و آمریکا را با ناپایداری سیاسی روبهرو میکند.» مهدی عربصادق،کارشناس دیپلماسی انرژی، در میز اقتصاد همشهری با بیان این نکته، تحلیلی چندلایه از جایگاه تنگه هرمز در جنگ تحمیلی اخیر و نظم نوین انرژی جهان ارائه کرد. به باور وی، فشار اقتصادی ناشی از اختلال در تنگه هرمز چنان آمریکا را در آستانه انتخابات کنگره آسیبپذیر کرده که بعید است بتواند بیش از ۵۰روز دیگر آتش جنگ را تاب بیاورد.

جهانی که بر مدار انرژی میچرخد
عربصادق صحبت خود را با ترسیم تصویری از جهان کنونی آغاز کرد؛ جهانی که به گفته او، جنگها، اتحادها و نظم بینالملل همگی بر پایه انرژی تعریف میشوند. اما نکته کلیدی تحلیل او این بود که برخلاف تصور رایج، منابع فقط یک ضلع از مثلث قدرت انرژی است و نه مهمترین آن. ایران با وجود داشتن دومین ذخایر نفت و چهارمین ذخایر گاز جهان، هرگز به هاب انرژی منطقه تبدیل نشده است. چرا؟ چون ما از 2رکن دیگر این مثلث غافل ماندهایم: کریدورهای انرژی و بازیگران.او توضیح داد که در قرن جدید امنیت انرژی و مسیرهای ترانزیتی حرف اول را میزنند: امروز 4کریدور اصلی انرژی در جهان بالفعل شدهاند. تنگهها و آبراههای دریایی نقش تعیینکنندهای در آنها دارند. ناپلئون بهدرستی گفته بود اگر ارباب تنگههای جهان باشید، آقای جهان خواهید بود.
وقتی آمریکا طعم اختلال در نبض انرژی را چشید
عربصادق سپس به وقایع ۱۵۰روز گذشته اشاره کرد و آن را نقطه عطفی در تاریخ جنگهای انرژی نامید. او با مرور آمارهای رسمی و روندهای بازار نشان داد که بسته شدن تنگه هرمز چگونه یکی از قویترین اقتصادهای جهان را تحت فشار قرار داد. او توضیح داد: تورم آمریکا در جهشی بیسابقه از ۲.۴درصد به ۴.۲درصد رسید؛ قیمت بنزین در جایگاههای این کشور از ۳دلار به بالای ۴دلار در هر گالن افزایش یافت، نفت از کانال ۶۸دلار به ۱۱۱دلار صعود کرد و حتی یک روز ۱۲۰دلار را هم دید. اوره که برای کشاورزی حیاتی است، از ۴۰۰دلار به ۸۵۰دلار رسید و سوخت جت در جهان 2برابر شد.به گفته او، این اعداد فقط بخشی از ماجرا هستند.
به مصدق زمانه نیاز داریم
عربصادق برای جمعبندی، نقطه کانونی تحلیل خود را متوجه ضعف تاریخی دستگاه دیپلماسی ایران در حوزه انرژی کرد و گفت: ما از دوره قاجار و دارسی تا امروز، دیپلماسی انرژی منفعل و ضعیفی داشتهایم، درحالیکه امروز باید مصدق زمان خودمان باشیم. این تنگه، این ابزار بازدارنده با خون شهدا و هزینههای سنگین این جنگ به دست آمده است. مسئولان سیاست خارجی باید هرچه سریعتر این مثلث قدرت(منابع، کریدورها، بازیگران) را در راهبرد انرژی کشور تعریف کنند.
چرا خط لولههای جایگزین، سراب هستند؟
در بخش دیگری از این گفتوگو، کارشناس دیپلماسی انرژی به سراغ یکی از پرتکرارترین استدلالهای منتقدان رفت. منتقدان میگویند اگر تنگه را ببندیم، کشورهای منطقه خطوط لوله جایگزین را تقویت میکنند و خاصیت تنگه از بین میرود. پاسخ عربصادق قاطع و مبتنی بر دادههای فنی بود. او توضیح داد: خط لوله فجیره و خط شرقی-غربی عربستان رویهمرفته ظرفیتی حدود ۶میلیون بشکه دارند، آن هم با هزینه احداث بیش از ۱۰میلیارد دلاری. این در حالی است که روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت و فرآورده از تنگه هرمز عبور میکند. ضمن اینکه یک خط لوله را با یک پهپاد یا یک موشک میتوان ماهها از کار انداخت. شما بگویید بازیابی یک خط لوله ۱۲۰۰کیلومتری در دل بیابان سادهتر است یا مدیریت هوشمند عبور و مرور در یک آبراه ۳۳کیلومتری؟
۵۰روز تا نقطه جوش
مجری برنامه از عربصادق خواست برآوردی واقعبینانه از میزان تابآوری آمریکا و متحدانش درصورت تداوم بسته بودن تنگه هرمز ارائه دهد. پاسخ او هشداردهنده بود: اگر جنگ ادامه یابد و تنگه کاملا مسدود بماند، با توجه به کاهش تصاعدی ذخایر استراتژیک جهان و نزدیک شدن به فصل پاییز، من گمان میکنم ظرف ۵۰روز آینده قیمت نفت به ۱۷۰دلار خواهد رسید. این فاجعهای است که آمریکا، بهویژه جناح جمهوریخواه در آستانه انتخابات اکتبر کنگره مطلقا تحملش را ندارد. ترامپ باید تا آن زمان قیمت انرژی، تورم و نرخ رشد اقتصادی را برگرداند که این روندی زمانبر است. به همین دلیل معتقدم آنها بیش از ما نیازمند پایان این وضعیت هستند.با این حال، او یک نکته مهم هم داشت: قابلیت بازیابی زیرساختهای ما در برابر حمله بسیار کمتر از کشورهای عربی حوزه خلیجفارس است. ما تا امروز نزدیک به ۴۰۰میلیارد دلار خسارت دیدهایم. برای بازسازی این زیرساختها چارهای جز استمرار در کنترل تنگه نداریم، اما همزمان باید از ابزار بازدارنده هم استفاده کنیم. اینکه پالایشگاه و نیروگاه ما آسیب ببیند عینا برای فجیره، آرامکو و تأسیسات گازی قطر هم قابل تکرار است. کشورهای عربی اگر زیرساختهای استخراج، انتقال و ذخیرهسازیشان از کار بیفتد، عملا هیچ نیستند. پس دست ما در این میدان بسته نیست.