فریاد خاموش مردگان
اگر ادبیات بتواند همزمان شعر، سیاست و اسطوره را در دل یک روایت پرکشش گرد آورد، حاصلش رمانی چون «چشمانتظار در خاکرفتگان» اثر میگوئل آنخل آستوریاس، برنده جایزه نوبل ادبیات، خواهد بود؛ اثری که با ترجمه درخشان سروش حبیبی و به همت نشر ماهی در اختیار فارسیزبانان قرار گرفته است.
این رمان خواننده را به گواتمالایی میبرد که زیر سایه دیکتاتوری، استعمار اقتصادی و سلطه شرکتهای بزرگ خارجی نفس میکشد. در متن اعتصاب گسترده کارگران و خیزش مردم، آستوریاس روایتی میآفریند که واقعیت و رؤیا، تاریخ و اسطوره و سیاست و شعر را به شکلی خیرهکننده در هم میآمیزد. عنوان کتاب نیز از باوری کهن در فرهنگ مایا الهام گرفته است؛ اینکه مردگان تا زمانی که عدالت برقرار نشود آرام نمیگیرند و چشمانتظار میمانند و فریادی خاموش در گلویشان وجود دارد.همین باور به رمان بُعدی نمادین و فراموشنشدنی میبخشد.
آستوریاس با زبانی سرشار از تصویر، موسیقی و خیال، تنها داستان یک انقلاب را روایت نمیکند بلکه از مقاومت انسان در برابر استثمار، فساد و قدرت سخن میگوید. فضای سورئالیستی اثر، اگرچه گاه خواننده را به چالش میکشد اما در نهایت تجربهای متفاوت و عمیق از ادبیات آمریکای لاتین پیش روی او میگذارد؛ تجربهای که سالها پیش از شکوفایی رئالیسم جادویی، راه را برای بسیاری از نویسندگان این جریان هموار کرد.
ترجمه سروش حبیبی با نثری روان، دقیق و وفادار به لحن شاعرانه نویسنده یکی از مهمترین امتیازهای این نسخه است و سبب شده پیچیدگیهای زبانی و بازیهای کلامی آستوریاس بهخوبی به فارسی منتقل شوند. «چشمانتظار در خاکرفتگان» رمانی برای دوستداران ادبیات جدی، تاریخ، سیاست و روایتهای چندلایه است؛ کتابی که نشان میدهد عدالت، حتی اگر دیر برسد، در حافظه انسان و در نگاه مردگان زنده میماند.
این رمان 768صفحهای با جلد گالینگور منتشر شده است.