• چهار شنبه 7 مرداد 1405
  • ١٤ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Jul 29
چهار شنبه 7 مرداد 1405
کد مطلب : 279427
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/Q0vgl
+
-

ساحلی به نام ایران

خاطره
ساحلی به نام ایران

لباسی که هرگز نپوشید
مادر شهید محمدطاها جعفری از آخرین دیدارش با پاره تنش اینگونه می‌گوید: «روز پیش از شهادتش، برای خرید لباس عید فرزندانم به قشم رفته بودم و آنها را با خود نبرده بودم. محمدطاها بارها با من تماس می‌گرفت و با شوق و ذوق بسیار از زمان بازگشتم می‌پرسید. آن شب دیر به خانه بازگشتم و بچه‌ها به خواب رفته بودند. صبح روز بعد، محمدطاها را بیدار کردم. لباس‌ها را دید و کلی ذوق کرد اما دیرش شده بود. گفت: «مامانی، برم مدرسه بیام این لباس‌های قشنگی رو که برای عید خریدی بپوشم.» این آخرین حرفی بود که از زبان پسرم شنیدم. حالا من دلخوشم به تماشای این لباس‌ها و منتظرم که بیاید و آنها را بپوشد؛ چه آرزوی محالی!»

مظلومیت کودکان میناب ابدی است
این روزها همه مردم با داغ خانواده‌های میناب، همدردی می‌کنند اما معدود افراد غافلی هستند که با حرف‌هایشان دل مادر شهید را سوزانده‌اند. خودش می‌گوید: «دلم از حرف‌های بعضی از مردم ناآگاه گرفته؛ آنهایی که آرزوی حمله‌ رژیم کودک‌کش اسرائیل و آمریکا به ایران را داشتند و آنهایی که این روزها می‌گویند «خب، این فاجعه میناب جزئی از تلفات جنگ است.» با این حرف‌ها نمک بر زخم دل ما می‌ریزند. این بچه‌ها مظلوم و بی‌گناه بودند. تا دنیا، دنیاست، این جنایت جنگی از تاریخ پاک نخواهد شد. ما می‌رویم و فراموش می‌شویم اما مظلومیت کودکان میناب ابدی است. پدر محمدطاها در یک مصاحبه تلویزیونی در فراق پسرمان حرفی زد که دوست دارم دوباره تکرار کنم. در تمام کوچه‌ها و خیابان‌های میناب کودک شهیدمان را زنده می‌بینیم و از عمق جان باور داریم که شهیدان زنده‌اند و طاهای ما هم زنده است.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید