از ریگان تا گراهام؛ ایرانستیزانی که آرزوی نابودی ایران را به گور بردند
رهبر شهید انقلاب اسلامی در ۱۹اردیبهشت ۱۳۹۷، همزمان با تهدیدهای دونالد ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش، جملهای گفتند که امروز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است: «خیلی از آنها استخوانهایشان هم خاک شد، بدنشان هم زیر خاک خوراک کرم و مور و مار شد، اما جمهوری اسلامی همچنان خواهد ایستاد.»
مرور تاریخ 4دهه گذشته نشان میدهد بسیاری از سیاستمداران و نظریهپردازان آمریکایی و صهیونیستی که از نابودی جمهوری اسلامی سخن میگفتند، خود از صحنه روزگار خارج شدند، اما ایران همچنان پابرجاست.
رونالد ریگان، رئیسجمهور آمریکا در سالهای جنگ تحمیلی، از اصلیترین حامیان رژیم صدام بود؛ در دوره او استفاده گسترده عراق از سلاحهای شیمیایی، فروش بمبهای خوشهای به بغداد، حضور ناوهای آمریکایی در خلیجفارس و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو وینسنس رقم خورد.
پس از او، جورج بوش پدرنیز با مواضع ضدایرانی خود شناخته شد و حتی پس از شهادت ۲۹۰مسافر ایرباس ایرانی، اعلام کرد که هرگز از طرف ایالات متحده عذرخواهی نخواهد کرد. این رویکرد در دولت جورج دبلیو بوش نیز ادامه یافت؛ دولتی که پس از اشغال افغانستان و عراق، در اندیشه حمله به ایران بود، اما هرگز به این هدف نرسید.
در میان نظریهپردازان صهیونیست نیز نام برنارد لوئیس جایگاه ویژهای دارد؛ استراتژیستی که با طرح ایده تجزیه ایران و تلاش برای سوق دادن آمریکا به جنگ با جمهوری اسلامی شناخته میشد. او همچنین از نزدیکترین چهرهها به آریل شارون، نخستوزیر پیشین رژیم صهیونیستی و عامل کشتار صبرا و شتیلا بود. شارون در سال۲۰۱۴ و لوئیس در سال ۲۰۱۸ درگذشتند؛ بیآنکه رؤیای خود درباره ایران را محقق کنند.
در سالهای اخیر نیز حلقه ایرانستیزان سنای آمریکا با چهرههایی مانند جان مککین، لیندسی گراهام و میچ مککانل شناخته میشد. جان مککین همان سناتوری بود که با خواندن شعار مشهور
«Bomb، bomb، bomb... Iran»آشکارا از بمباران ایران سخن میگفت اما در سال2018به جهنم رفت.
اکنون لیندسی گراهام نیز از صحنه سیاست کنار رفته و میچ مککانل، رهبر پیشین جمهوریخواهان سنا، آخرین چهره برجسته این حلقه به شمار میرود.