ثبت جهانی الموت؛ از مالکیت ملی تا امانتداری میراث بشری
سیدمحمد بهشتی، عضو شورایعالی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی|
ثبت جهانی یک اثر در فهرست یونسکو، فقط افزودن نام یک محوطه تاریخی به فهرستی بینالمللی نیست؛ این اتفاق، جایگاه آن اثر را از یک میراث ملی به بخشی از میراث مشترک بشریت ارتقا میدهد. به این معنا که اگرچه مالکیت مادی اثر همچنان در اختیار ایران است، اما از منظر معنوی، آن اثر متعلق به همه جهان محسوب میشود و ایران مسئولیت امانتداری و حفاظت از آن را بر عهده دارد.

نکته دیگر اینکه سهم ایران در میراث بشری با هر کدام از این پروندهها که ثبت میشود در واقع افزایش پیدا میکند؛ یعنی ما سهم بیشتری در میراث جهانی داریم.
هر پروندهای که در یونسکو به ثبت میرسد، سهم آن کشور را در میراث جهانی افزایش میدهد. به همین دلیل، کشورهای مختلف برای افزایش تعداد آثار ثبتشده خود رقابتی جدی دارند؛ زیرا هر اثر ثبتشده، به نوعی معرف فرهنگ، تاریخ و هویت آن کشور در سطح بینالمللی است. ایران نیز امروز با برخورداری از شمار قابل توجهی اثر ثبت جهانی شده که به 30 اثر رسیده، در زمره کشورهای شاخص این حوزه قرار گرفته است.
با این حساب، ثبت پرونده جهانی الموت بدین معناست که ایران به سهم بیشتری در میراث بشری دست یافته است. روزگاری بود که ما فقط 3اثر ثبت جهانی داشتیم ولی اکنون تعداد آثار 10برابر شده و به 30اثر رسیده است.
اکنون بحث ما در مورد الموت و امتیازات خاصش است. البرز مرکزی بهدلیل ویژگیهای طبیعی خود، همواره یک دژ طبیعی بوده و در دورههای مختلف تاریخی، پناهگاه گروهها و شخصیتهایی بوده که با حکومتهای مرکزی اختلاف داشتند. در دوره حکومت سلجوقیان نیز اسماعیلیان از همین ویژگی بهره گرفتند و شبکهای از قلعههای دفاعی را در این منطقه ایجاد کردند.

مجموعه قلعههای اسماعیلیه در البرز مرکزی، حدود
۱۳ قلعه را در بر میگیرد که از حوالی قزوین تا نزدیکی تهران امتداد یافتهاند و قلعه الموت، بهعنوان محل استقرار حسن صباح، مرکز این شبکه دفاعی به شمار میرفت. این مجموعه، یکی از شاخصترین نمونههای معماری و دفاعی ایران در یکی از مهمترین دورههای تاریخ کشور است. بخش عمده آثار تاریخی این منطقه را قلعههای دفاعی و برجهای یادمانی تشکیل میدهند؛ بناهایی که نشان میدهند این ناحیه در طول تاریخ، پناهگاه رجال سیاسی، مذهبی و شخصیتهای برجسته بوده است.
فراوانی این آثار، بیش از هر چیز، نقش راهبردی البرز مرکزی را در تاریخ ایران بازتاب میدهد. باز هم تأکید میکنم که ثبت جهانی قلعه الموت تنها ثبت یک بنای تاریخی نیست؛ بلکه معرفی بخشی از تاریخ، جغرافیا و هویت ایران به جامعه جهانی و گامی مهم برای شناساندن ظرفیتهای فرهنگی و توسعه منطقهای است که قرنها در قلب تاریخ ایران نقشآفرینی کرده است.

از سوی دیگر، این نکته را هم از یاد نبریم که یکی از چالشهای مدیریت سرزمین ایران طی یک قرن اخیر مناطق ناشناخته و دورافتادهای است که با وجود ارزشهای تاریخی و فرهنگی، کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. ثبت جهانی میتواند این وضعیت را تغییر دهد؛ زیرا هر اثر ثبتشده، آن نقطه را از گمنامی خارج میکند و به مکانی شناختهشده تبدیل میکند. به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که شناخته شدن یک منطقه فقط بهمعنای افزایش ورود گردشگران نیست. تجربه نشان داده است که هر نقطهای که در سطح ملی و جهانی شناخته میشود، بیش از گذشته در کانون توجه قرار میگیرد و زمینههای توسعه در آن فراهمتر میشود؛ بنابراین ثبت جهانی علاوه بر رونق گردشگری، زمینهساز توسعه متوازن و پایدار هم هست.