• پنج شنبه 25 تیر 1405
  • ١ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Jul 16
پنج شنبه 25 تیر 1405
کد مطلب : 278795
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/pQ7wX
+
-

روایت 2خبرنگار آمریکایی از چگونگی ورود ترامپ به جنگ

داوود منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت سیزدهم: کتاب «تغییر رژیم؛ درون ریاست‌جمهوری امپراتورگونه دونالد ترامپ» نوشته مگی هابرمن و جاناتان سوان، 2خبرنگار باسابقه کاخ سفید در نیویورک‌تایمز، روایتی نقادانه از نخستین سال دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ ارائه می‌کند؛ دوره‌ای که به باور نویسندگان، قدرت اجرایی بیش از گذشته در شخص رئیس‌جمهور و حلقه‌ای بسیار محدود از نزدیکان او متمرکز شده است.
کتاب در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ از سوی انتشارات سایمون‌اند شوستر در ۴۹۶صفحه منتشر شد. عنوان «تغییر رژیم» در درجه نخست به ایران اشاره ندارد. کنایه نویسندگان این است که نوع حکومت‌داری در خود آمریکا تغییر کرده و ریاست‌جمهوری از نهادی محدودشده به‌وسیله قانون، کنگره، بوروکراسی و مشورت کارشناسی، به ساختاری شخصی‌تر و متمرکزتر تبدیل شده است.
یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب به چگونگی ورود آمریکا به جنگ با ایران اختصاص دارد.
براساس روایت هابرمن و سوان، ترامپ در آغاز تمایلی به ورود به یک جنگ گسترده با ایران نداشت. او با شعار پایان‌دادن به جنگ‌های پرهزینه به قدرت بازگشته بود و بخشی از حامیانش نیز هرگونه مداخله تازه در خاورمیانه را خیانت به وعده‌های انتخاباتی او می‌دانستند. بااین‌حال، فاصله میان احتیاط اولیه و پذیرش جنگ، در یک فرایند نهادی گسترده و پس از بحث عمومی در کنگره طی نشد بلکه در مجموعه‌ای از جلسات محرمانه و در حلقه‌ای کوچک از تصمیم‌گیران شکل گرفت.
نقطه عطف روایت کتاب، دیدار بنیامین نتانیاهو با ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید است. نخست‌وزیر اسرائیل طرحی را مطرح کرد که براساس آن، عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا می‌توانست هم برنامه هسته‌ای ایران را از میان ببرد و هم زمینه فروپاشی حکومت را فراهم کند؛ آن هم پیش از آنکه ایران بتواند با بستن تنگه هرمز یا گسترش جنگ، هزینه سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند.
برخی مقام‌های ارشد آمریکایی نسبت به این سناریو تردید جدی داشتند. در روایت کتاب، وزیر خارجه طرح نتانیاهو را غیرواقع‌بینانه می‌دانست و رئیس سازمان سیا نیز امکان اجرای موفق آن را به‌شدت زیر سؤال برده بود. با وجود این مخالفت‌ها، وعده یک پیروزی سریع، قاطع و کم‌هزینه برای ترامپ جذاب بود. او طرح را پذیرفت و پس از آن، دستگاه دولت به‌جای ادامه ارزیابی انتقادی، خود را با تصمیم رئیس‌جمهور هماهنگ کرد.
اهمیت این روایت فقط در نقش نتانیاهو نیست. تصویر اصلی کتاب، رئیس‌جمهوری است که بیش از گزارش‌های رسمی و فرایندهای بوروکراتیک، تحت‌تأثیر ارائه مستقیم، روابط شخصی و برداشت خود از قدرت قرار دارد؛ طرحی که پیروزی را سریع و بزرگ نشان می‌داد، بر هشدارهایی غلبه کرد که از پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر جنگ، واکنش ایران و دشواری تغییر حکومت سخن می‌گفتند.
یکی از مهم‌ترین نکات کتاب، محدودبودن حلقه تصمیم‌گیری است. به روایت سوان، وزیر خزانه‌داری و وزیر انرژی آمریکا با وجود مسئولیت مستقیم در مدیریت آثار احتمالی جنگ بر قیمت نفت، بازارهای مالی و امنیت انرژی، در جلسات اصلی تصمیم‌گیری حضور نداشتند و تنها یک روز پیش از آغاز عملیات از تصمیم نهایی مطلع شدند. محرمانگی برای جلوگیری از افشای عملیات، عملاً به حذف بخشی از تخصص اقتصادی و انرژی از مرحله تصمیم‌سازی انجامیده بود.
این مسئله نشان می‌دهد که پرسش اصلی در کاخ سفید بیش از آنکه «پیامدهای جنگ چه خواهد بود؟» باشد، به «آیا می‌توان حمله را با موفقیت انجام داد؟» تقلیل یافته بود. میان موفقیت عملیاتی و موفقیت راهبردی تفاوت اساسی وجود دارد. امکان هدف‌گرفتن تأسیسات یا رهبران یک کشور، لزوماً به‌معنای توانایی کنترل تحولات پس از حمله، تعیین جانشینان سیاسی، مهار واکنش‌های منطقه‌ای یا جلوگیری از بحران انرژی نیست.
روایت کتاب همچنین نشان می‌دهد که مرز میان هدف محدود هسته‌ای و هدف گسترده تغییر حکومت، به‌تدریج مبهم شد. آنچه می‌توانست حمله‌ای برای آسیب‌زدن به تأسیسات هسته‌ای معرفی شود، با تصور فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران پیوند خورد. چنین برداشتی بر این فرض استوار بود که حذف رأس قدرت، کل نظام را از کار می‌اندازد و جامعه نیز در جهت مطلوب مهاجمان حرکت خواهد کرد؛ فرضی که تجربه عراق، افغانستان و لیبی بارها نادرستی یا دست‌کم پرریسک‌بودن آن را نشان داده است.
«تغییر رژیم» در نهایت فقط کتابی درباره جنگ ایران نیست. عنوان آن بیش از هر چیز به تغییر شیوه حکمرانی در خود آمریکای ترامپ اشاره دارد که به کاهش نقش نهادهای مهارکننده، تقدم وفاداری بر استقلال کارشناسی و تمرکز تصمیم‌های بزرگ در دست رئیس‌جمهور و چند مشاور نزدیک است. حمله به ایران، در این چارچوب، نمونه‌ای از پیامد جهانی این نوع ریاست‌جمهوری است.
البته روایت هابرمن و سوان سند رسمی دولت آمریکا نیست و بخش مهمی از آن بر مصاحبه‌ها و منابع محرمانه استوار است. ازاین‌رو، باید در آینده با اسناد رسمی و روایت دیگر حاضران در جلسات سنجیده شود. بااین‌حال، ارزش آن در طرح یک پرسش اساسی است که چگونه تصمیمی با پیامدهای گسترده برای جان انسان‌ها، امنیت منطقه و اقتصاد جهان، می‌تواند در حلقه‌ای کوچک، تحت‌تأثیر وعده یک پیروزی سریع و بدون بررسی کامل پیامدهای روز بعد از جنگ اتخاذ شود.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید