محسن مهدیان؛ مدیرمسئول
این سفر معنایی را مرور کنید: از تهران تا قم تا کربلا تا برسیم مشهد.
اگر خواستید پیروان امام را بشناسید، تصویر نهایی از تشییع تهران را نظاره کنید؛ دریایی از رنگ سرخ و سیاه؛ سرخ خونخواهی و حماسه، سیاه عزا و مظلومیت.
ترکیب اشک و اقتدار؛ همان تصویری که از شیعه میشناسیم.
اگر خواستید خود امام را بشناسید، تصویر برجسته از تشییع قم را ببینید.
نماز آیتالله جوادی آملی.
آنجا که امام شهید را در نماز فهرست کردند...
خواندند و دیگران تکرار کردند:
مجاهد بود، مبلغ بود، موحد و متأله بود؛ کشته راه اسلام و قرآن، کشته راه امت اسلامی و برپادارنده عزت، وحدت و سیادت امت.
اگر خواستید جهت حرکت را بشناسید، تصاویر کربلا را ببینید؛ جایی که همهچیز به سیدالشهدا میرسید.
همه تصاویر، همه نوحهها، همه اشکها، حول حسین بود.
همان منطق روشن:
من زیر بیرق هیچکس جز ابوالفضل العباس نمیروم؛ و همان فریاد جاودانه: «مثلی لا یبایع مثل یزید.»
و اگر خواستید سرنوشت را ببینید، مشهد را نگاه کنید.
«إنا لله و إنا إلیه راجعون.»
پایان راه، آغوش امام رئوف بود؛ آن هم در جایی که «دارالذکر» نام گرفت.
تمام زندگی امام شهید ما در همین یک نام خلاصه میشد: دارالذکر.
او اقامه ذکر بود؛ همین و بس.
همان حقیقتی که سالها پیش در «طرح کلی اندیشه اسلامی» از آن گفته بود.
4تصویر از 4شهر و 4معنا
در همینه زمینه :
یادداشت