• پنج شنبه 11 تیر 1405
  • ١٦ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jul 02
پنج شنبه 11 تیر 1405
کد مطلب : 278231
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/XokWA
+
-

پرونده قتلی که پس از سال‌ها با توبه و حفظ قرآن از سوی قاتل به بخشش ختم شد

بخشش به نفع کودکان کم‌شنوا

گزارش
بخشش به نفع کودکان کم‌شنوا

الهه فراهانی| روزنامه‌نگار

پرونده قتلی که از یک مشاجره ساده میان 2همکار آغاز شده بود پس از سال‌ها به بخشش قاتل ختم شد. خانواده مقتول با این شرط که قاتل برای کودکان ناشنوا و کم‌شنوای بی‌سرپرست سمعک تهیه کند از قصاص او گذشتند.
به گزارش همشهری، این پرونده در مهرماه سال۹۸ در یکی از شهرهای استان فارس به جریان افتاد. آن روز گزارش قتلی در دفتر یک شرکت به پلیس اعلام شد. مأموران بلافاصله خود را به محل جنایت رساندند و پس از ورود به دفتر شرکت با جسد خونین مردی ۳۵ساله مواجه شدند که با ضربه جسم سخت به سرش به قتل رسیده بود. بررسی‌های اولیه و تحقیقات پلیس نشان داد که مقتول در جریان درگیری با یکی از همکاران خود به نام فرهاد، جان خود را از دست داده است. آنطور که شاهدان می‌گفتند، مقتول و قاتل بر سر مسائل کاری با یکدیگر بحثشان شد و درگیری که بالا گرفت، ناگهان قاتل با قندان ضربه‌ای به سر مقتول زد. در ادامه تحقیقات، مشخص شد که فرهاد پس از آنکه ضربه را زد از محل فرار کرد.

۲۴ساعت بعد
به‌دنبال این حادثه، جسد مقتول به پزشکی قانونی انتقال یافت و تلاش برای شناسایی مخفیگاه قاتل فراری آغاز شد. پس از پیگیری‌های پلیس، معلوم شد که او در خانه خواهرش مخفی شده است. به این ترتیب، 24ساعت بعد، قاتل فراری در مخفیگاهش دستگیر شد و در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد. فرهاد در بازجویی‌ها گفت: آرش(مقتول) از همکارانم و حسابدار شرکت بود و من همیشه با او شوخی داشتم. وی ادامه داد: روز حادثه من به شوخی و با لحنی تند به او گفتم که از حساب‌های شرکت پول برمی‌دارد. او به‌شدت عصبانی شد و گفت: چرا به من تهمت می‌زنی؟ ناگهان بحث میان ما شکل گرفت و درحالی‌که هردو به‌شدت عصبانی بودیم، دست‌به‌یقه شدیم. در میان آن آشفتگی، ناگهان چشمم به قندانی افتاد که روی میز بود. بدون اینکه فکر کنم، قندان را برداشتم و ضربه‌ای به سرش زدم. او افتاد و من از ترس ‌پا به فرار گذاشتم و در خانه خواهرم مخفی شدم، اما می‌دانم تا لحظه‌ای که نفس می‌کشم عذاب وجدان دست از سرم برنخواهد داشت، چون همه‌‌چیز اتفاقی بود و من هرگز قصد گرفتن جان همکارم را نداشتم.

فرصت زندگی دوباره
فرهاد پس از طی مراحل قانونی، پای میز محاکمه قرار گرفت و در نهایت حکم قصاص برای وی صادر شد. پرونده پس از تأیید در دیوان عالی کشور به اجرای احکام ارسال شد. او حتی یک‌بار نیز تا پای چوبه دار رفت، اما در واپسین لحظات با گرفتن مهلت از خانواده مقتول اجرای حکم متوقف شد.
در این دوران، فرهاد که در زندان به سر می‌برد، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. او شروع به حفظ کردن قرآن کرد و توانست چند جزء از کتاب خدا را حفظ کند. این موضوع به گوش اولیای دم رسید و در میان تلاش‌های تیم صلح و سازش، ریش‌سفیدان و سفیران صلح برای جلب رضایت خانواده مقتول، فضای تازه‌ای در پرونده ایجاد شد.

مکث
شرطی برای بخشش

ماه‌ها از این ماجرا گذشت. خانواده مقتول همچنان با غم از دست دادن فرزندشان دست‌به‌گریبان بودند. در همین دوران، با میانجیگری اعضای تیم صلح و سازش، نشست‌هایی بین 2خانواده برگزار شد. اولیای دم پس از بررسی شرایط و مشاهده تغییر رفتار متهم، تصمیم مهمی گرفتند. آنها اعلام کردند حاضرند از حق قصاص خود بگذرند، اما با یک شرط مشخص.
آنها گفتند: ما می‌بخشیم، اما به شرطی که این بخشش برای دیگران سودمند باشد. از سوی دیگر، قاتل باید تعهد بدهد که تا وقتی زنده است، ‌از کوچک‌ترین کمکی به دیگران دریغ نکند.
شرط اولیای دم این بود که فرهاد باید ‌برای جبران گناه خود، تهیه سمعک کودکان ناشنوا و کم‌شنوای بی‌سرپرست را بر عهده بگیرد. این شرط با موافقت کامل قاتل و خانواده‌اش روبه‌رو شد.
فرهاد که در زندان با قرآن پیوند خورده بود، با تمام توان خود برای اجرای این نذر تلاش کرد و موفق شد اقدام به تهیه سمعک برای تعدادی کودک بدسرپرست و یتیم کند. با انجام این شرط و اعلام رضایت رسمی اولیای دم، پرونده به پایان رسید. 2روز پیش، فرهاد پس از طی مراحل قانونی، از زندان آزاد شد. او اکنون با نگاهی متفاوت به زندگی، پس از گذشت 7سال از آن حادثه تلخ، بار دیگر فرصت زندگی و جبران اشتباهاتش را یافته است.




 

این خبر را به اشتراک بگذارید