سفر ناتمام پرواز 655
درباره سیوهشتمین سالروز حمله به پرواز655 ایران ایر و پیکر مسافرانی که هرگز پیدا نشدند
سحرجعفریان عصر | روزنامهنگار
صبح ١٢ تیر ١٣۶٧ درحالیکه خلبان پرواز 655 بندرعباس-دوبی، ارتفاع ایرباس 300A را از 7به حدود 14هزار پا، تغییر میداد، مسافران از پنجره به آبهای خلیجفارس حوالی ساحل روستای «شیبدراز» جزیره قشم و کمی آن طرفتر، جزیره هنگام چشم دوختهبودند؛ 208مرد و زن همراه ۶۶ کودک و 16خدمه پرواز. همان وقت در ساحل شیبدراز و جزیره هنگام، بچههایی سرگرم شنبازی بودند و ماهیگیرانی مشغول در قایقهایشان؛ اما چند کیلومتر دورتر ویلیام راجرز، کاپیتان رزم ناو آمریکایی وینسنس فرمان شلیک موشکها را صادر کرد... دود غلیظ و صدای مهیب ناشی از برخورد ٢ موشک به ایرباس و 290سرنشینش را همه آن بچهها و ماهیگیران سواحل شیبدراز و هنگام دیدند و شنیدند. 38سال از آن روز گذشت و گزارش زیر روایتی از این جنایت است که براساس بازخوانی گزارشها و فیلمهای مستند حمله موشکی به پرواز 655ایرانایر تنظیم شدهاست.
ساعتی قبل از جنایت
2ناو آمریکایی وینسنس و مونتگُمِری که از میانه جنگ ایران و عراق به بهانه جنگ نفتکشها بر آبهای خلیجفارس شناور بودند، سحرگاه 12تیر 1367بیش از هر روز دیگر به حریم دریایی ایران در تنگههرمز نزدیک و نزدیکتر شدند. این اتفاق، آتش درگیری میان ناوچههای نیروی دریایی ایران و افسران عرشه ناو وینسنس را روشن کرد. دقایقی بعد، بر تعداد ناوچههای توپانداز ایرانی افزوده شد و ناو وینسنس تا حدودی از پیشروی بازماند اما همچنان آتش رد و بدل میشد. عقبتر از جبهه درگیری آنها، در یکی از باندهای پرواز فرودگاه بینالمللی بندرعباس، مسافران سوار ایرباس 300A میشدند و کادر پرواز همراه با محسن رضاییان، خلبان، درصدد فراهم آوردن مقدمات یک سفر خوش بودند.
پرواز 655 از رادار پرید
«صبح بهخیر، پرواز 655. شما برای برخاستن از باند شماره2 آزاد هستید. آسمان صاف و آفتابی، دریا آرام و هیچ ترافیک گزارششدهای در مجاورت شما وجود ندارد. پروازی ایمن داشته باشید...»؛ این را میرزاحسینی، مسئول برج مراقبت فرودگاه بینالمللی بندرعباس به خلبان ایرانایر که قصد حرکت بهسمت فرودگاه دوبی را داشت، میگوید: «...خلبان، کد پروازی خود را به رادارهای هوایی منطقه اعلام کرد تا وضعیت پرواز هواپیما مطابق قوانین بینالمللی هوانوردی غیرنظامی ایکائو مشخص و ثبت شود.» ساعت حدود 10:17، ایرباس پرواز 655 با 20تا 30دقیقه تأخیر از باند بلند میشود تا بعد از 27دقیقه طول سفر به مقصد برسد... اما 7دقیقه بعد، سفر سرنشینان آن، ناتمام میان زمین و آسمان به پایان رسید. «پرواز 655 روی رادار نیست...»؛ این جمله یکی از کارشناسهای برج مراقبت است که در گوش میرزاحسینی زنگ میزند.
شاهدان یک فاجعه
ساعت نزدیک 10:25، صدایی هولناک از سمت دریا به گوش آنها که در سواحل روستای شیبدراز و جزیره هنگام بودند، رسید. اجسامی آتش گرفته بود و داشت با سرعت به دریا سقوط میکرد... اجسامی که تصور نمیکردند بقایای یک فروندهواپیمای ایرانایر و 290مسافر آن باشد. ناوچههای نیروی دریایی ایران از سمت شرق به سوی محل سقوط رفتند: «هواپیما رو زدن... مسافربری بود...» خبر میان اهالی روستای شیبدراز و هنگام پیچید... مادران آمدند سراغ بچههایشان که در ساحل بازی میکردند: «...دریا، جسد میاره... دیگه اینجا بازی نکن...» و پدران آمدند برای کمک ساعتی گذشت و کمکم دیگر، جای سوزن انداختن در آن سواحل نبود. خانوادههایی که کسی را در پرواز 655 ایرانایر داشتند، آنجا شیون میکردند
و یزله عزا میخواندند.
لحظه صفر برخورد
2موشک ریم-66 از ناو وینسنس، یکی به سمت بال و دیگری به هدف دم هواپیمای ایرانایر شلیک شد... در آن لحظه، مسافران هر یک به حال و کار خود بودند؛ بعضی ابرها را تماشا یا آبها را نگاه میکردند، بعضی خیلی زود دلتنگ خانه و خانوادههایشان شده و کودکان نیز به خوشزبانی و بازیگوشی مشغول بودند. مهمانداران پذیرایی میکردند و خلبان بر ارتفاع پرواز میافزود. سه، دو، یک و ناگهان انفجار... ایرباس ایرانایر صد تکه شد و مسافران هزارپاره و خونین... بقایای مسافران و هواپیما در 64 کیلومتری سواحل شیبدراز و هنگام سقوطکردند. ویلیام راجرز، خوشحال از رهگیری دقیق هدف بود که بعدها بیشرمانه درباره آن ادعا کرد:«سیستم راداری وینسنس آن را جنگنده اف4 نشانمی داد. درحالیکه هواپیما کد شناسایی غیرنظامی ارسال میکرد.»
مکث
کوسههایی که سرعت تجسس را کم کردند
با رسیدن آمبولانسها و به آب زدن غواصان محلی، عملیات جستوجوی پیکرهای شهدا، آغاز شد. امیردریادار ناصر سرنوشت در آن زمان به فرماندهی عملیات انتخاب شد: «منطقه گشت و جستوجوی اجساد را 8کیلومتر در 8کیلومتر تعیین کردیم... عمق آب 20تا30 و حتی 40متر هم بود. 80غواص
با کلی تجهیزات و به شکل شبانهروزی در دمای بالاتر از 40درجه شنا میکردند. اما در نهایت تنها پیکر و قطعات بدن ۱۷۸نفر از ۲۹۰ مسافر هواپیما پیدا شد.»
راشد بندری، یکی از بومیهای جزیره هنگام نیز روزهای جستوجوی پیکر مسافران را اینگونه روایت کرده بود: «باور کردنی نبود... بدنها تکهتکه بودند و ورم کرده... هر کدام را که غواصان با قایق به ساحل میآوردند خانوادههای منتظر، سویش میدویدند... از جسد دختربچه 8ساله، یک دست پیدا شد که عروسکی به آن گیر کردهبود...»
راشد از علت کند پیش رفتن عملیات جستوجو در عمق ۳۷متری حوالی روستای شیبدراز نیز گفت: «خیلی از شبهای جستوجو، کوسهها و سفرهماهیها به غواصان حمله میکردند... خدا میداند که چه بقایایی از اجساد، خوراک آن کوسهها و سفرهماهیها شده...» افراد عملیات جستوجو، ساعتهای زیادی هم صرف یافتن جعبه سیاه ایرباس موشک خورده، کردند اما به گفته سرهنگ منصور قاسمی، فرمانده یکی از تیمهای غواصی نیروی دریایی سپاه پاسداران این جعبه سیاه هیچ وقت پیدا نشد. حالا 38سال گذشته و هر سال در 12تیر بسیاری به آبهای خلیجفارس گل میاندازند تا یاد مسافران ابدی پرواز 655 را گرامی بدارند.