حنای مازاریها هنوز رنگ دارد
درباره حناسابی و کوچه مازاریهای یزد که با قدمتی 700ساله هنوز زنده است
سحر جعفریان عصر | روزنامهنگار
کوچه مازاریها کمی دورتر از میدان تاریخی مارکار یزد واقع شدهاست. مازاری یعنی حناسابی... کوچهای پهن، به درازای ۵٠٠متر در یزد که بیش از 10کارگاه حناسابی سنتی در آن همسایهاند. بنای کارگاهها خشتی است و روی بامشان گنبدی کوچک و کمخیز نمایان است. زیر طاق هر گنبد، سنگی سنگین، ساعتها، صدها کیلوگرم گیاه حنا را میسابد تا حسابی گرد شوند؛ گردهایی سبز و بیشتر صادراتی که اغلب چند کیلوگرم از آنها در هوای طاق و حجره و دالانهای نیمهتاریک کارگاههای مازاری پراکندهاند. از همین رو است که بر فرق سر تا نوک انگشتان پای کارگران حناساب، گَرد حنای تازه نشستهاست. کارگران مازاری یا بلوچند یا افغان و روزانه 12ساعت به این پیشه 700ساله مشغولند. به بهانه آغاز برداشت نخست گیاه حنا (تیرماه) در مزارع گرمسیر بم، جیرفت، ایرانشهر تا دلگان و نزدیکیهای بندرعباس و اطراف دریاچه جازموریان، روایتهایی خواندنی از کوچه مازاریها، حناییترین کوچه کشور را مرور میکنیم.
حناسابی با سنگ و موتور بهجای شتر
در محله نعیمآباد یزد تابلوی کوچه مازاریها بالای گذری آجری نصب شده که شکل و شمایل بناها در آن چندان دور از فضای معماری سنتی یزد یعنی همان گنبد و بادگیر نیست. پیشتر تعداد حناسابخانههای (نام قدیم کارگاه) گذر مازاری بیش از 50باب بود که کشاورزان و تاجران بسیاری در آن رفتوآمد داشتند، اما حالا تعدادشان به 10کارگاه میرسد که دیواربهدیوار شماری از آنها دکان ادویهفروشی دایر است. «فقط یکی، دو مازاری پیشکسوت باقی مونده...»؛ این را علی کرباسی از حناسابخانهدارهای قدیمی گذر میگوید؛ «حدود 70، 80سال قبل، کارگاههای مازاری دوروبَر تکیه میرچخماق مرکز شهر بهخاطر بوی بد فضولات اسب و شتر، به این کوچه منتقل شدن. آخه اون زمان سنگای حناساب با چوبی که به گُرده حیوونا میبستن، حرکت میکردن... کمکم که صنعت جای سنت رو گرفت، مازاری هم از رونق افتاد، تا امروز که فقط همین چندتاییم که حنا میسابیم.»
کارگران خلیفه در هَشتی مازاریها
داخل همه کارگاههای مازاری یکی است: 2لنگه درِ چوبی همیشه طاقباز برای ورود، بنایی نیمهتاریک که نور کمی از چند دریچه شکافتهشده روی سقف از قسمتهای مختلف به کارگاه میتابد، میانه حناسابخانه سکویی نیممتری پیداست که سنگ گرد 6 تا 10تنی (سنگهایی از کوه مهریز یزد) در آن با موتوربرقی پرسروصدا میچرخد، حجره و اتاقهای دورتادور سکوی حناسابی، محل انبار حناهای نسابیده و سابیده و تَقا (الککردن) و کارگران خلیفه (دوزنده کیسههای حنا). هشتی (فضای میانی) کارگاههای بزرگتر که 2 یا 3سکوی حناسابی دارند نیز جای سفرهاندازی و استراحت حناسابان محسوب میشود.
وقتی حنا خُرد و خسته میشود
هوای همه کارگاههای مازاری از بوی حنا تلخ است و خاطرهانگیز؛ سروکله حناسابان از حدود ساعت9 پیدا میشود و کمی بعد از سلام و احوالپرسی آستین بالا میزنند. کریم عربزاده، از دیگر حناسابخانهداران گذر میگوید: «ترتیب کار مازاری این طور است که اول گونیهای 10 تا 30کیلویی گیاه حنا رو که از مزارع میرسه توی انبارا جا میدیم، موتور سنگ حناساب رو روشن میکنیم و 200 تا 500کیلوگرم گیاه حنا رو با بیل دستی میریزیم پای سنگ.» این همان وقتی است که گیاه حنا ذرهذره خُرد و خسته میشود و به پرواز درمیآید. کریم که خودش اغلب در حجره خلیفه کار میکند، ادامه میدهد: «چندکیلو تخمه آفتابگردان یا کنجد با گیاه حنا برای سابیدن قاطی میکنیم تا کیفیت رنگدهیاش بیشتر شود و حنای نرمشده از دور اول سابیدن را 20دقیقه الک میکنیم تا خاشاکش سَوا شود.» هر 500کیلوگرم حنای سابیدهشده حدود 150کیلوگرم ناخالصی دارد که آن ناخالصیها دوباره به زیر سنگ حناساب ریخته میشوند برای 3 تا 4ساعت سابیدهشدن.
مکث
دوخت زیگزاگی و مهرکوبی نهایی
صدای همه کارگاههای مازاری، صدای ممتد موتوربرقی است که از حوالی غروب قطع میشود. محمد حنایی که از قدیمیترین حناسابخانهداران گذر است، میگوید: «یزدیها به دوزندههای کیسههای کرباس و کتان حنا خلیفه میگویند.» کارگران خلیفه روزانه دهان بیش از 500کیسه را با نخ و سوزن، زیگزاگی میدوزند. کار آنها پس از کار کارگران حناکش است که بر سکوی یکی از حجرهها نشستهاند و حنای پودرشده را 500گرم، 500گرم با ترازو وزن میکنند و به کیسههای کوچک میریزند. در حجره کناری، 2 یا 3کارگر دیگر سرگرم مهرهای برنجی و جوهر دستسازند. محمد با لهجه یزدی درباره آنها نیز میگوید: «نام و نشون کارگاه روی کیسههای آماده، مهر میشن. اینجا توی کوچه مازاریها هنوز یکی، دو نامونشون قدیمی هست که اعتبارشون بیشتر از 50ساله و حناشون همچنان رنگ داره...». در حجرههای خلیفه و مهرکوبی، کارگران معمولا ماسک بهصورت نمیزنند و دستمال عرقچین یزدی به سر نمیبندند؛ چراکه گرد حنای کمتری پراکنده است.