• دو شنبه 8 تیر 1405
  • ١٣ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jun 29
یکشنبه 7 تیر 1405
کد مطلب : 278019
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/G5QkJ
+
-

ناگفته‌‌های مذاکرات زوریخ

گفت‌وگوی همشهری با اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

گزارش2
ناگفته‌‌های مذاکرات زوریخ

محمدعلی حسن‌نیا - سیده زهرا عبداللهی | روزنامه‌نگار

برخلاف تصور رایج، مذاکرات اخیر ایران و آمریکا در سوئیس برای رسیدن به توافق نهایی نبود. روایت اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه در گفت‌وگو با تلویزیون اینترنتی همشهری حاکی از آن است که دستورکار اصلی، مطالبه اجرای تعهداتی بود که آمریکا پس از امضای یادداشت تفاهم ۲۸خرداد باید بلافاصله آغاز می‌کرد؛ از رفع محاصره دریایی و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده تا تضمین توقف جنگ در لبنان. در این روایت، برای نخستین‌بار جزئیاتی از پشت‌پرده مذاکرات، علت ترک موقت میز گفت‌وگو، نقش میانجی‌ها، شرط آغاز مذاکرات هسته‌ای و حتی صندوق ۳۰۰میلیارد دلاری بازسازی پس از جنگ تشریح شده است؛ جزئیاتی که تصویری متفاوت از آنچه در زوریخ گذشت، ارائه می‌دهد.

  در جریان مذاکرات، آقای قالیباف جمله مهمی را مطرح کردند و گفتند: «ما در مذاکرات چیزی را به‌دست آوردیم که در جنگ به‌دست نیاوردیم.» درباره این موضوع توضیح بفرمایید.
باور ما این است که دیپلماسی نوعی مبارزه است. دیپلماسی هم در راستای تثبیت دستاوردهای میدان قرار دارد و هم در جهت دفع شر دشمنان. از این منظر، تمام تلاش هیأت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران، نه‌فقط اکنون بلکه در 2سال گذشته و حتی پیش از آن، معطوف به تامین هرچه بهتر منافع ملی و امنیت ملی ایران بوده است.
ما در ۲۸خردادماه یادداشت تفاهم را امضا کردیم، اما امضای یک سند به این معنا نیست که مفاد آن به‌صورت خودکار اجرا خواهد شد. برای اجرای هر توافقی باید پیگیری و مطالبه‌گری صورت گیرد.
  یعنی مذاکرات برای توافق نهایی نبود؟
خیر. مذاکرات مربوط به توافق نهایی زمانی آغاز خواهد شد که مطابق یادداشت تفاهم، درباره برخی بندهای مشخص شامل بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ به نتیجه رسیده باشیم؛ به این معنا که اجرای این بندها آغاز شده و استمرار یافته باشد.
بنابراین سفر اخیر به زوریخ بر اجرای این 5بند متمرکز بود؛ یعنی ایجاد تضمین‌های لازم برای اجرای این مواد و حصول اطمینان از اینکه اجرای آنها آغاز شده و تداوم خواهد داشت.
برای نمونه، در بند۴ درباره خاتمه اقدامات آمریکا در خلیج‌فارس، دریای عمان و فراتر از آن، در چارچوب آنچه «محاصره دریایی» نامیده می‌شد، صحبت شده است.
این تعهد آمریکا بود که باید بلافاصله پس از امضای سند متوقف می‌شد. البته طبق متن سند، اجرای این تعهد از زمان امضا آغاز می‌شود و در ۲۸خرداد، بلافاصله پس از امضای توافق، اجرای آن نیز آغاز شد.
طرف آمریکایی رسماً اعلام کرد که محاصره دریایی را رفع خواهد کرد و ما باید از استمرار این روند اطمینان حاصل می‌کردیم.
موضوع دیگر اموال بلوکه‌شده ایران بود؛ مسئله‌ای که از مدت‌ها پیش درباره آن بحث می‌شد. ما باید اطمینان پیدا می‌کردیم که سازوکارهای لازم طراحی شده و جمهوری اسلامی ایران قادر خواهد بود به این منابع به‌صورت آزادانه دسترسی داشته باشد و آنها را در مسیر خریدهایی که به مصلحت کشور می‌داند، هزینه کند.
  همه ما می‌دانیم که درباره آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده ایران اجماع و توافق نظر وجود دارد و این منابع حق مسلم ایران است، اما نحوه آزادسازی آنها برای مردم سؤال‌برانگیز شده است؛ چرا این منابع به‌صورت نقدی وارد کشور نمی‌شوند و سازوکار وصول آنها چگونه خواهد بود؟ 
ما باید طبق یادداشت به دارایی‌های خودمان دسترسی آزاد و کامل داشته باشیم؛ به این معنا که هر کجا بانک مرکزی ما لازم و به‌مصلحت بداند، بتواند دستور پرداخت بدهد و ما بتوانیم خریدهای لازم را انجام دهیم. این بر عهده بانک مرکزی و مراجع ذی‌صلاح ایرانی است. بقیه روایت‌هایی که گفته شده، هیچ‌کدام درست نیست.
آن نکته‌ای که گفتند «در مورد این اموال باید اطمینان حاصل کنیم که برای مردم ایران استفاده می‌شود و برای مقاصد تروریستی استفاده نمی‌شود»، فکر می‌کنم به‌زعم آنها همه مردم ایران، هر ۹۰میلیون نفر، تروریست حساب می‌شوند! بارها هم گفته بودند که «ملت تروریست»؛ از چنین تعابیر توهین‌آمیزی استفاده کردند. اینها را بگذارید به‌حساب روایت‌سازی‌های طرف مقابل.
  آیا قرار است این منابع به‌صورت کالایی در اختیار ایران قرار گیرد؟ همچنین طرف معامله و شرکت‌هایی که کالاها از آنها خریداری می‌شود چه کسانی خواهند بود؟ آیا الزاما باید شرکت‌های آمریکایی باشند یا امکان خرید از سایر کشورها نیز وجود دارد؟
خیر، چنین چیزی وجود ندارد. جزئیات مربوط به خریدها بر عهده بانک مرکزی، وزارت جهادکشاورزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر دستگاه‌هایی است که مسئول خریدهای خارجی کشور هستند.
بانک مرکزی در تمام این روندها حضور داشته، مذاکرات لازم را انجام داده و نظرات کارشناسی خود را ارائه کرده است. همچنین تجربه‌های پیشین نیز مدنظر قرار گرفته تا بتوانیم به بهترین شکل ممکن به این دارایی‌ها دسترسی داشته باشیم.
نحوه ایفای نقش قطر و سازوکارهای فنی، مالی و پولی مربوط به این روند، موضوعاتی تخصصی در حوزه پولی و بانکی هستند که با مشارکت بانک مرکزی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
  مقدارش مشخص است؟
الان ما در مورد رقمی حدود ۱۲میلیارد صحبت می‌کنیم.
  در مورد هسته‌ای هم این مجوز وجود دارد؟
ما در یادداشت تفاهم به‌صراحت بیان کردیم که در رابطه با بحث هسته‌ای و رفع تحریم‌ها به‌عنوان 2موضوعی که موضوع بحث برای توافق نهایی خواهد بود، بعد از شروع اجرای تعهدات مندرج در بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ گفت‌وگو خواهیم کرد. ما یک بازه زمانی ۶۰روزه خواهیم داشت که در این مدت باید درباره این 2موضوع گفت‌وگو شود.
تأکید می‌کنم که آغاز گفت‌وگوها درباره رفع تحریم‌ها که برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت بسیار زیادی دارد و همچنین موضوع هسته‌ای، منوط به آن است که تعهدات طرف مقابل در بندهای یادشده نه‌تنها آغاز شده باشد، بلکه استمرار نیز پیدا کرده باشد. در سفر اخیر به زوریخ، بخش مهمی از این تعهدات مورد گفت‌وگو قرار گرفت و سازوکارهای اجرایی آنها طراحی شد. برای مثال، صدور مجوزهای مربوط به فروش نفت خام ایران، فراورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی ازجمله تعهداتی بود که طرف مقابل باید اجرا می‌کرد.
درباره دارایی‌های مسدودشده ایران نیز تفاهم‌های لازم حاصل شد و سازوکارهای اجرایی آن مورد توافق قرار گرفت. یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های آغاز مذاکرات برای توافق نهایی، بند یک یادداشت تفاهم است؛ بندی که درواقع شالوده اصلی تفاهم ۲۸خرداد محسوب می‌شود. این بند بر توقف جنگ در تمامی جبهه‌ها، ازجمله لبنان، تأکید دارد.
ما از همان ابتدا شاهد بودیم که رژیم صهیونیستی بارها به لبنان حمله کرد و این مسئله از نگاه ما به‌منزله نقض تعهدات آمریکا تلقی می‌شد.
در این زمینه پیگیری‌های مستمر و مفصلی انجام شد و یکی از نتایج این پیگیری‌ها ایجاد سازوکاری برای نظارت بر جلوگیری از بروز درگیری و منازعه بود که در جریان مذاکرات اخیر در سوئیس مورد توافق قرار گرفت. این موضوع گامی مهم محسوب می‌شود.
  موضوع بازرسی‌ها از تأسیسات هسته‌ای به چه صورت دنبال خواهد شد؟
در مذاکرات اخیر هیچ‌گونه مذاکره‌ای درباره موضوع هسته‌ای انجام نشد.
گفت‌وگوها صرفا بر اجرای بخش‌های مختلف یادداشت تفاهم متمرکز بود و هیأت آمریکایی نیز اعلام کرد که پاسخ مقتضی جمهوری اسلامی ایران را دریافت کرده است. موضوع در همین حد بود.
اما درباره بازرسی‌ها باید بگویم برخی مطالب مطرح‌شده در این زمینه دقیق نیست.
ما تأکید کرده‌ایم که روند همکاری و تعامل ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچنان مطابق روال جاری ادامه خواهد یافت.
اجازه بدهید به یک نکته اشاره کنم. در مقطعی، تعاملاتی میان ایران و آژانس شکل گرفت که به تفاهم قاهره منجر شد؛ تفاهمی که اگر خاطرتان باشد، در آستانه فعال‌شدن سازوکار اسنپ‌بک صورت گرفت.
در چارچوب آن تفاهم، سازوکاری مشخص طراحی شده بود که هیچ‌گاه به مرحله اجرا نرسید.
اما روال جاری روشن است. درخصوص تاسیسات و مراکز هسته‌ای که آسیب ندیده‌اند، همکاری‌های ایران با آژانس ادامه دارد. حتی اخیرا نیز بازدیدی از رآکتور اتمی بوشهر انجام شده بود.
در آینده نیز هر اقدامی که لازم باشد انجام شود، براساس قانون مصوب مجلس شورای اسلامی، تصمیمات شورای‌عالی امنیت ملی و رویه‌های قانونی و مشخص کشور انجام خواهد شد.
  در جریان مذاکرات، همه مشاهده کردیم که هیچ عکسی منتشر نشد. برخی مطرح کردند که از تهران هشدارها یا توصیه‌هایی درباره عدم‌تصویربرداری به هیأت مذاکره‌کننده منتقل شده بود. مایل هستم بدانم این تصمیم، تصمیم خود شما بود یا واقعا چنین توصیه‌ای از سوی مقامات داخلی مطرح شده بود؟
ابتدا باید میان هیأت مذاکره‌کننده و سایر بخش‌ها تفکیک قائل شویم. از همان ابتدا تصمیم هیأت مذاکره‌کننده این بود که تمرکز خود را صرفا بر اصل موضوع قرار دهد.
برای ما آنچه اهمیت دارد، مطالبه و پیگیری منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است. این رویکرد صرفا به سفر سوئیس محدود نمی‌شد. اگر به‌خاطر داشته باشید در سفر اسلام‌آباد نیز همین شیوه دنبال شد. هدف نیز جلوگیری از شکل‌گیری حواشی غیرضروری بود.
درباره دست‌دادن یا دست‌ندادن، شاید بد نباشد از بیتی از مولانا استفاده کنیم که می‌فرماید:
«چون بسی ابلیس آدم‌روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست»
  ما در مقطعی شاهد توقف موقت مذاکرات بودیم و هیأت ایرانی برای مدتی میز مذاکره را ترک کرد. واکنش طرف آمریکایی به این اقدام چه بود؟ آیا در ادامه، رفتار یا رویه خود را اصلاح کردند؟
آنچه رخ داد این بود که حدود ساعت ۳بعدازظهر به وقت سوئیس جلسه چهارجانبه آغاز شد. پیش از آن نیز دیدارهایی با میانجی‌ها انجام شده بود. در جلسه چهارجانبه، هیأت‌های نمایندگی ایران، آمریکا، پاکستان و قطر حضور داشتند. پس از حدود یک‌ساعت و ۲۰دقیقه تا یک‌ساعت‌ونیم مقرر شد وقفه‌ای نیم‌ساعته برای مشورت‌های داخلی میان هیأت‌ها ایجاد شود. در همین فاصله بود که اظهارات تهدیدآمیز و مهم برخی مقامات آمریکایی در رسانه‌ها منتشر شد و در همان مقطع، هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت در دور دوم جلسه چهارجانبه شرکت نکند.
واقعا در همین حین میانجی‌ها خوب ورود کردند و خیلی تلاش کردند که جریان تعاملات ادامه پیدا کند. ما خیلی صریح گفتیم که در این وضعیت به جلسه چهارجانبه برنخواهیم گشت. اما با توجه به اینکه باز تأکید می‌کنم هدف را نباید گم کرد، هدف ما تامین منافع ملی بود، هدف ما اطمینان از ایفای تعهدات طرف مقابل طبق بندهای یادداشت تفاهم بود، از آن فرصت استفاده شد و از طریق میانجی‌ها، قطر و پاکستان، نقطه‌نظرات ما منعکس شد. نتیجه‌اش را هم خوب دیدیم. نتیجه این تعاملات که حدود 7، 8ساعت هم طول کشید، منجر شد به روشن‌شدن تکلیف مواردی از تعهدات مهم طرف مقابل؛ هم بحث صدور مجوزهای مربوط به فروش نفت، هم بحث مربوط به دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و هم موضوع لبنان که نتیجه‌اش هم بخشی در قالب بیانیه مشترک 2میانجی منتشر شد.
  در جریان مذاکرات، زمانی که روند گفت‌وگوها بدون مشکل در حال پیشرفت بود، رئیس‌جمهور آمریکا اظهاراتی تهدیدآمیز مطرح کرد و هشدار داد که شرایط به سمتی نرود که ایران تنگه هرمز را ببندد یا حتی تیم مذاکره‌کننده نتواند به کشور خود بازگردد. در آن لحظه دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ چرا چنین اظهاراتی مطرح شد و واکنش شما چه بود؟
واکنش ما روشن بود. مذاکره‌کننده، در هر شرایطی، سرباز ایران است و فارغ از تهدیدها و فضاسازی‌ها، موظف است وظیفه خود را انجام دهد. اگر قرار بود در میدان دفاع از منافع ملی عقب‌نشینی کنیم، در طول آن ۴۰روز نیز همه کسانی که برای کشور تلاش می‌کردند، چه افرادی که در میدان نظامی حضور داشتند و چه کسانی که در عرصه دیپلماسی فعالیت می‌کردند، باید میدان را ترک می‌کردند. بنابراین از همان ابتدا تصمیم گرفتیم اجازه ندهیم انواع پارازیت‌ها تمرکز ما را از آنچه برای ما اهمیت اساسی دارد، یعنی صیانت از منافع ملی ایران منحرف کند.
  آیا جنگ و نمایش توان نظامی و قدرت بازدارندگی ایران تأثیری بر ادبیات و مواضع آمریکا گذاشته بود یا همچنان از موضع برتر سخن می‌گفتند؟
برای ما ادبیات و نحوه بیان طرف آمریکایی معیار تعیین‌کننده نیست. واقعیت این است که تناقض‌گویی، نوسان در مواضع و اظهارات متعارض، به بخشی ثابت از رفتار سیاسی طرف آمریکایی تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی ایران سبک و روش خود را در مذاکرات دارد. این نوع اظهارنظرها یک هدفش جنگ روانی و اعمال فشار بر طرف مقابل است برای امتیازگیری. ما دست آمریکایی‌ها را خواندیم. مهم این است که رسانه‌های ما مراقب باشند و همین‌طور نخبگان ما، همه کسانی که صاحب سخن هستند و حرفشان در جامعه شنیده می‌شود، باید مراقب باشند که اظهارنظرها و اعلام مواضع بسیار متغیر و آشفته طرف‌های آمریکایی موجب اخلال در سامانه فکری خودمان نشود.
  گام بعدی در مذاکرات چه خواهد بود؟ 
ادامه مسیر مشخص است. برای ما زمان مهم است. ما تأکید داریم که باید بتوانیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن نه ضرورتا در بازه زمانی ۶۰روزه به نتیجه برسیم. این بستگی دارد به جدیت و رفتار طرف مقابل. ما هر ساعتی که بتوانیم تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه آمریکا را برداریم، برد کرده‌ایم.
در سطح فنی هم وارد شدیم. روز دوشنبه هفته قبل، یعنی تنها چند ساعت بعد از پایان مذاکرات سطح عالی، همکاران ما به مدیریت جناب آقای غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت خارجه گفت‌وگوهای فنی را شروع کردند. در مورد شکل‌دهی به چند کارگروه فنی تفاهم شده و این کارگروه‌ها باید کار خودشان را ادامه دهند. یکی از موضوعاتی که ما در این ۶۰روز باید در موردش صحبت کنیم، همین موضوع است که اشاره کردیم: بحث غرامت، بازسازی و خسارات ناشی از جنگ؛ همان صندوق بازسازی‌ای که در بند6 متن یادداشت تفاهم صراحتا به آن اشاره شده. این موضوع پیچیده‌ای است و جزئیات دارد.
  میزان و نحوه دریافتش هم مشخص است؟
میزانش در بند6 یادداشت تفاهم به‌صراحت 300میلیارد دلار اعلام شده است. در مورد ‌نحوه تأمینش، نحوه هزینه‌کردش مواردی هست که باید در هفته‌های آینده راجع به آن گفت‌وگو شود.
  علت سفر آقای قالیباف و آقای عراقچی به عمان بعد از سفر به سوئیس و سفر آقای پزشکیان به اسلام‌آباد چه بود؟ 
این سفرها را نباید صرفا در چارچوب مذاکرات تعریف کرد.
دیپلماسی ابعاد گسترده‌ای دارد و بخشی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر سیاست حسن همجواری و توسعه روابط با کشورهای همسایه است.
پاکستان برای جمهوری اسلامی ایران کشوری بسیار مهم و نزدیک محسوب می‌شود و روابط 2کشور همواره روندی روبه‌رشد داشته است.
بااین‌حال سفر مقامات ایرانی به پاکستان صرفا به موضوع جنگ یا مذاکرات محدود نمی‌شود و حوزه‌هایی مانند همکاری‌های اقتصادی، تجاری و توسعه روابط دوجانبه نیز در دستورکار قرار دارد.
سفر آقای قالیباف به عمان نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. روابط جمهوری اسلامی ایران و عمان همواره روابطی ممتاز و مبتنی بر اعتماد متقابل بوده است.
این روابط سابقه‌ای طولانی دارد و همواره به‌عنوان الگویی موفق در منطقه شناخته شده است.
البته از رفتار برخی کشورهای منطقه نیز ناراضی هستیم و گلایه‌های جدی داریم. همکاری یا همراهی با آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه یک کشور اسلامی منطقه، موضوعی نیست که به‌سادگی بتوان از کنار آن عبور کرد.
  خبرگزاری آناتولی به نقل از نخست‌وزیر پاکستان، آقای شهباز شریف، مطلبی منتشر کرد که البته اندکی بعد حذف شد. در آن خبر ادعا شده بود که تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران قرار است درباره مسائل موشکی نیز وارد مذاکره شود. آیا این خبر صحت دارد؟
من نیز آن خبر را مشاهده کردم و همانطور که اشاره کردید، اندکی بعد حذف شد. برداشت من این است که احتمالا اشتباهی در ترجمه رخ داده است، زیرا ظاهرا آقای شهباز شریف در پارلمان پاکستان به زبان اردو صحبت کرده بودند.
ما این فرض را می‌پذیریم که خطایی در ترجمه صورت گرفته است، چراکه دوستان پاکستانی بهتر از هر طرف دیگری می‌دانند که موضوع موشکی جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه موضوع مذاکره با هیچ طرفی نبوده و نخواهد بود.
  در روند مذاکرات، سرنوشت مطالبه خونخواهی قائد شهید و فرماندهان چه خواهد شد و جمهوری اسلامی ایران چگونه این موضوع را دنبال خواهد کرد؟
موضوعات دیگری نیز وجود دارد که اساسا در چارچوب این یادداشت تفاهم قرار نمی‌گیرند. ازجمله این موضوعات، پیگیری اجرای عدالت و مطالبه پاسخگویی از کسانی است که مرتکب جنایت شده‌اند، به کشور ما آسیب زده‌اند و جان شهروندان و مسئولان ایرانی را گرفته‌اند.
مطالبه عدالت، مطالبه‌ای دائمی خواهد بود و جمهوری اسلامی ایران از تمامی ابزارهای موجود برای جلوگیری از تضییع حقوق قربانیان استفاده خواهد کرد.
وزارت امور خارجه از نخستین روزهای وقوع این حوادث، تلاش کرده است سهم خود را در مستندسازی این اقدامات ایفا کند.
در جریان جنگ خردادماه سال گذشته، صدها صفحه سند در سطوح مختلف بین‌المللی ثبت و تهیه شد و از ظرفیت نهادهای بین‌المللی برای ثبت و پیگیری این موضوعات استفاده شد.
مستندسازی، مقدمه هر اقدام حقوقی و قضایی است. هر اقدام قضایی، چه در محاکم داخلی و چه در دادگاه‌های بین‌المللی، نیازمند اسناد و مدارک کافی است و به همین دلیل، این روند همچنان ادامه دارد.
این اقدامات با همکاری نهادهای مختلف ازجمله وزارت کشور، جمعیت هلال‌احمر، نهادهای نظامی و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط انجام می‌شود.
همزمان در داخل کشور نیز برای این پرونده‌ها در محاکم داخلی روند قضایی تعریف خواهد شد،چراکه این اقدامات در قلمرو جمهوری اسلامی ایران رخ داده‌اند و طبق قوانین کشور باید مورد رسیدگی قضایی قرار گیرند.
در عرصه بین‌المللی نیز جمهوری اسلامی ایران از هیچ تلاشی برای مستندسازی، طرح دعاوی و پیگیری اجرای عدالت فروگذار نخواهد کرد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید