مذاکره با تضمین
علیرضا نادعلی؛ سخنگوی شورای اسلامی شهر تهران
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران بار دیگر در معرض یک مسیر دیپلماتیک تازه قرار گرفته، ضروری است که نگاه به مذاکره، نه از زاویه هیجان سیاسی و نه بر پایه امیدواریهای زودگذر، بلکه با تکیه بر تجربههای روشن و واقعیات صحنه منطقهای و بینالمللی تنظیم شود. آنچه امروز اهمیت دارد، اصل گفتوگو بهتنهایی نیست، بلکه کیفیت، چارچوب و ضمانتهای آن است. تجربه به ما آموخته که هر مذاکرهای الزاما به نتیجه مطلوب منتهی نمیشود و هر تفاهمنامهای نیز الزاما بهمعنای تعهد عملی طرف مقابل نیست.
واقعیت آن است که در سالهای گذشته، اسناد و تفاهمهایی امضا شده که در مرحله اجرا با نقض، تعلل یا تفسیر یکجانبه از سوی طرفهای مقابل روبهرو بوده است. بنابراین اگر امروز نیز قرار است ایران در مسیر مذاکره حرکت کند، نخستین اصل، یادآوری همین تجربههای پرهزینه است. نباید اجازه داد حافظه سیاسی کشور نسبت به بدعهدیها کمرنگ شود. تیم مذاکرهکننده باید با صراحت اعلام کند که هیچ توافقی بدون تضمین روشن، بدون امکان راستیآزمایی و بدون پیشبینی سازوکار برخورد با نقض تعهدات، نمیتواند مبنای اعتماد قرار گیرد.
این ضرورت زمانی جدیتر میشود که همزمان با طرح مباحث مربوط به مذاکره، منطقه نیز در التهاب و ناامنی مستمر قرار دارد. اتفاقات لبنان، حمله به جنوب و تحرکات تنشزا در منطقه، صرفا رویدادهای پراکنده نیستند، بلکه نشانههایی از یک محیط ناپایدار و پیچیدهاند که هر تصمیم سیاسی را تحتتأثیر قرار میدهند. در چنین فضایی، سادهسازی معادلات و جدا دیدن میز مذاکره از واقعیت میدان، خطایی راهبردی خواهد بود.
از سوی دیگر، استمرار تهدیدهای دونالد ترامپ و تداوم ادبیات فشار از جانب برخی جریانهای سیاسی در آمریکا، بهخوبی نشان میدهد که طرف مقابل هنوز از منطق تهدید و امتیازگیری فاصله نگرفته است. با وجود چنین واقعیاتی، هرگونه خوشبینی افراطی میتواند دوباره هزینهساز شود. مذاکره زمانی معنادار است که از موضع اقتدار، هوشیاری و براساس منافع قطعی ملت ایران دنبال شود، نه بر پایه وعدههای مبهم و آزمودهشده.
در این میان، آنچه باید چراغ راه تیم مذاکرهکننده باشد، همان چارچوبها و شروط روشنی است که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کردهاند؛ ازجمله حفظ عزت ملی، رعایت خطوط قرمز، بیاعتمادی به طرفی که سابقه نقض عهد دارد، اخذ تضمینهای معتبر و سنجش عملی رفتار طرف مقابل. هر مرحله بعدی از گفتوگو، اگر قرار است در خدمت منافع کشور باشد، باید دقیقا در همین چارچوب پیش برود.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است تیم مذاکرهکننده، تجربه نقض تعهدات، تحولات لبنان، حملات منطقهای، تداوم تهدیدهای خارجی و ضرورت تضمین و راستیآزمایی را با صلابت در مذاکرات یادآوری کند. منافع ملی، امنیت کشور و عزت ملت ایران، با تکرار اعتمادهای بیپشتوانه تأمین نمیشود، بلکه با واقعبینی، اقتدار و پایبندی به اصول حفظ خواهد شد.
در کنار همه این ملاحظات، یک واقعیت اجتماعی مهم نیز نباید از نظر دور بماند و آن حضور قابلتوجه مردم در صحنههای اجتماعی و خیابانها در ماههای اخیر است؛ حضوری که نشان میدهد افکار عمومی نسبت به تحولات منطقه، تهدیدهای خارجی و مسیر مذاکرات بیتفاوت نیست. این حضور، پیامی روشن دارد: جامعه ایران انتظار دارد تصمیمات مهم کشور با درنظرگرفتن منافع ملی، امنیت و عزت کشور اتخاذ شود. طبیعی است که چنین مطالبهای باید در فرایندهای تصمیمگیری و مذاکره نیز دیده شود. هر مذاکرهای زمانی میتواند از پشتوانه واقعی برخوردار باشد که مطالبات و حساسیتهای افکار عمومی در آن لحاظ شود و مذاکرهکنندگان بدانند که جامعه با دقت مسیر تحولات را دنبال میکند و انتظار دارد نتیجه هر توافقی، تأمینکننده منافع و حقوق ملت ایران باشد.