مروری بر احساسیترین و ویژهترین قصههای دور اول جامجهانی
سمفونی رؤیا
جامجهانی هیچوقت فقط یک تورنمنت ساده فوتبال نبوده است؛ اینجا بزرگترین تئاتر احساسات انسانی در جهان است! جایی که اشکها و لبخندها در هم میآمیزند و مستطیل سبز، به بوم نقاشی رؤیاهای محال تبدیل میشود. دور اول این جام، پر از قصههایی بود که قلبهایمان را تسخیر کرد؛ از پسرک پناهندهای که با یک گل تمام حصارهای زندگیاش را شکست تا دروازهبان سالخوردهای که با دستکشهایش درهای خوشبختی را به روی خانوادهاش باز کرد و البته، بغض سنگینی که برای تماشای آخرین قدمهای پادشاه در زمین مسابقه گلویمان را فشرد. بیایید با هم این دفترچه خاطرات را ورق بزنیم. این شما و این جذابترین قابهای جامجهانی که فراتر از یک بازی ساده، درس امید و زندگی به ما دادند.

دستهای جادویی
تصور کنید تیمی از مجمعالجزایری کوچک در برابر ماتادورهای مدعی اسپانیا قد علم کند و ستاره بیچونوچرای میدان، کسی نباشد جز ووزینیا! سنگربان کهنهکاری که در آستانه ۴۱سالگی، یعنی در سن و سالی که همنسلانش روی مبل به تماشای مسابقات مینشینند، جذابترین قصه دور اول جامجهانی را نوشت. او با رفلکسهای فوقالعادهاش خط حمله ترسناک اسپانیا را ناکام گذاشت و با یک کلینشیت تاریخی، نامش را جاودانه کرد. اما شاهکار اصلی او در فضای مجازی رخ داد؛ جایی که اینستاگرامش بهمعنای واقعی کلمه منفجر شد و تعداد دنبالکنندگانش از مرز ۱۴میلیون نفر گذشت! برای درک این جنون، کافی است بدانید جمعیت کل کشور کیپورد به ۶۰۰هزار نفر هم نمیرسد؛ یعنی ارتش فالوئرهای این دروازهبان سالخورده، بیش از ۲۳برابر کل جمعیت کشورش است! با این حال، قشنگترین بخش این قصه، تحقق یک رؤیای قدیمی بود؛ ووزینیا با پاداش این درخشش سرانجام توانست مادرش را به آمریکا بیاورد؛ پسری که در 41سالگی، هم دروازه را روی اسپانیا بست و هم درهای خوشبختی را روی خانوادهاش باز کرد.

تولد از مغرب
بازیکردن مقابل برزیل در جامجهانی، آن هم وقتی فقط ۱۸سال داری، برای خیلیها یک کابوس ترسناک است که میتواند پاهایشان را قفل کند اما برای ایوب بوعدی، این مسابقه دقیقا همان استیج جادویی بود که برای معرفی خودش به جهان نیاز داشت! پدیده جوان و بیباک مراکشیها در تقابل با ستارههای نامدار سلسائو، چنان پخته، بینقص و جسورانه توپ زد که انگار سالهاست در کوران مسابقات جامجهانی حضور دارد. او در میانه میدان جوری دلبری کرد که حالا نامش تیتر یک تمام رسانههای ورزشی دنیاست و همه با هیجان از تولد یک فوقستاره جدید حرف میزنند. بوعدی که در حال حاضر پیراهن لیل فرانسه را به تن دارد، با این نمایش خیرهکننده نشان داد که خیلی زود باید چمدانهایش را ببندد. با این سطح از بلوغ و استعداد، از همین حالا باید منتظر باشیم تا غولهای ثروتمند اروپا برای صید این شاهماهی مراکشی دست به چک شوند و یکی از جذابترین انتقالهای بعد از جام را رقم بزنند!

همان همیشگی
نوبتی هم که باشد، نوبت به پادشاه همیشگی قصه میرسد؛ لیونل مسی. اعجوبهای که در نخستین بازی این جامجهانی، جوری با توپ جادو کرد و هتتریک به راه انداخت که انگار عقربههای زمان برای او متوقف شده است. لئو هنوز هم همان پسرک مهارنشدنی روزهای دور است که فوتبال را به یک اثر هنری ناب تبدیل میکند. البته در این نمایش باشکوه، پادشاه یک جا هم حسابی شانس آورد و روی خط قرمز قدم زد! در آن صحنه جنجالی که داور میتوانست با یک کارت قرمز مستقیم، جام را برایش به کابوس تبدیل کند، انگار خود فیفا هم دلش نیامد بزرگترین فستیوالش را از حضور او محروم کند. مسی با چشمپوشی و مهربانی ویژه فیفا در زمین ماند تا هتتریکش را کامل کند. حالا تماشای این نسخه آماده از مسی، در کنار تمام شادیهایش، یک بغض سنگین هم برای کل دنیا دارد.

فرار از کمپ!
گاهی فوتبال فقط یک مستطیل سبز نیست؛ یک فیلم سینمایی تمامعیار از امید و زنده ماندن است. اگر دنبال قهرمان این فیلم در جامجهانی میگردید، نام نستوری ایرانکوندا را بهخاطر بسپارید. وینگر ۲۰ساله و تند و تیز استرالیا که مسیر رسیدنش به بزرگترین فستیوال فوتبال جهان، از کمپ پناهندگان آغاز شد و به درخشش با پیراهن کانگوروها رسید! پسرکی که روزگاری در میان حصارها و سختیها فقط یک رؤیای دور و دراز در سر داشت، در نبرد مقابل ترکیه با یک گل تماشایی، بغض تمام سالهای سخت زندگیاش را در تور دروازه حریف فریاد زد.

فرعون جدید
گاهی اوقات زیر سایه اهرام و نامهای بزرگی مثل محمد صلاح، ستارههایی متولد میشوند که فقط منتظر یک استیج بزرگ برای درخشش در صحنه جهانی هستند. امام عاشور، هافبک جنگنده و پرنفس مصری، دقیقا همان ستارهای بود که در بازی اول مقابل بلژیک، تمام معادلات را به هم ریخت و چشمها را خیره کرد. وقتی همه منتظر هنرنمایی ستارههای نامدار اروپایی بودند، این عاشور بود که میانه میدان را به تسخیر کامل خود درآورد. او با دوندگیهای بیامان، تکلهای جسورانه و هوش سرشارش، خط میانی بلژیک را چنان کلافه کرد که انگار در کوچههای قاهره با آنها گلکوچک بازی میکند! عاشور که سالها در فوتبال باشگاهی مصر و الاهلی جنگیده بود، با این نمایش بینقص نشان داد که برای بزرگیکردن، نیازی نیست حتما از آکادمیهای مدرن اروپایی بیرون آمده باشی. او با این نمایش خیرهکننده، حالا نهتنها اسم و رسمی جهانی برای خودش دستوپا کرده، بلکه به نماد غیرت و تعصب فراعنه تبدیل شده است؛ هافبکی که ثابت کرد مصر در این جام، فقط روی شانههای صلاح پیش نمیرود و ژنرالهای تازهنفسی برای فتح میانه میدان دارد!

خانه پدری
جامجهانی همیشه صحنه تقابلهای دراماتیک است، اما برای یاسین عیاری، ستاره ۲۲ساله تیم ملی سوئد، این تقابل رنگ و بوی عجیبی داشت. یاسین با پدری تونسی در کشور سوئد متولد و بزرگ شد. او در نهایت تصمیم گرفت پیراهن زرد و آبی وایکینگها را به تن کند تا به این شکل، جواب مهربانی و آغوش باز کشور زادگاهش را بدهد. اما دست تقدیر در همان دور اول، او را درست مقابل سرزمین پدریاش تونس قرار داد! در این نبرد احساسی، یاسین موفق شد دروازه عقابهای کارتاژ را باز کند، اما قشنگترین صحنه بازی پس از به ثمر رسیدن گل رقم خورد. او در اوج جوانی و هیجان بزرگترین تورنمنت زندگیاش، به احترام ریشههای پدریاش هیچ خوشحالی و جشنی انجام نداد. یاسین با این حرکت نشان داد که اگرچه با تمام وجود برای سوئد میجنگد، اصالتش را هرگز فراموش نکرده است؛ یک سکوت باشکوه که از هزاران فریاد شادی بلندتر بود!