• دو شنبه 25 خرداد 1405
  • ٢٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 15
شنبه 23 خرداد 1405
کد مطلب : 277393
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/nrN8l
+
-

قاتل پسرعمو در آستانه ماه محرم توسط خانواده مقتول بخشیده شد

پایان ۱۲ سال زندگی در برزخ

گزارش
پایان ۱۲ سال زندگی در برزخ

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

پسر جوانی که ۱۲ سال پیش در جریان یک درگیری خانوادگی، پسرعموی خود را به قتل رسانده بود، در آستانه‌ ماه محرم و با گذشت اولیای‌دم از زندان آزاد شد. او نذر کرده که پس از آزادی از زندان برای زیارت به کربلا برود.
به گزارش همشهری، این پرونده جنایی ۲۳ دی‌ماه سال ۱۳۹۳ گشوده شد؛ قاتل که سعید نام دارد و در آن زمان جوانی 20ساله بود تصمیم گرفت برای صحبت و پایان دادن به اختلافات با پسرعموی 20ساله‌اش مقابل خانه آنها برود. اختلافات آنها ناشی از غیبت‌ و بدگویی‌هایی بود که در جمع‌های فامیلی مطرح شده بود و سعید می‌خواست مطمئن شود که پسرعمویش عامل این بدگویی‌ها نبوده و همه‌‌چیز یک سوءتفاهم بوده است.
روز حادثه اما صحبت‌های 2پسرعمو به مشاجره تبدیل شد و پس از آن بود که درگیری خونینی رخ داد و سعید با ضربات چاقو پسرعمویش را به قتل رساند.
عامل جنایت همان روز دستگیر شد و در بازجویی‌ها اتهام خود را پذیرفت و مدعی شد که ناخواسته مرتکب قتل شده است. او در روند رسیدگی قضایی به پرونده به قصاص محکوم شد و به زندان افتاد اما هر چند حکم تأیید شده بود در تمام این سال‌ها اجرا نشد؛ چرا که اولیای‌دم، اگرچه از حق قانونی خود برای قصاص برخوردار بودند، پرونده را به مرحله اجرای نهایی نرساندند و قاتل هیچ‌گاه پای چوبه دار نرفت. این وضعیت، سال‌های طولانی بلاتکلیفی را برای قاتل جوان در زندان رقم زد.

مرگ مادر
یک سال پس از صدور حکم قصاص، مادر سعید بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داد؛ اتفاقی تلخ که او حتی فرصت حضور در مراسم خاکسپاری مادرش را نیز پیدا نکرد. این داغ سنگین، تنها یکی از زخم‌هایی بود که طی سال‌های حبس بر زندگی او نشست.

نامه‌ای از دل زندان
در ادامه پدر سعید چندی پیش بر اثر تصادف دچار آسیب شد. به‌دلیل بیماری زمینه‌ای دیابت، وضعیت جسمانی پدر وخیم‌تر شد و او در بیمارستان بستری شد و سپس به کما رفت. در این شرایط، زندانی جوان نامه‌ای خطاب به عمویش(پدر مقتول) نوشت و از او خواست تا تکلیفش را پس از 12سال حبس مشخص کنند.
سعید در این نامه نوشته بود که مادرش را از دست داده، پدرش در حال مرگ است و خودش در این سال‌ها میان امید و ترس معلق مانده است. او از عمویش خواسته بود اگر قرار است قصاص شود، حاضر است تا این حکم هر چه زودتر اجرا شود.

بخشش به حرمت ماه محرم
همین نامه، نقطه عطفی در این پرونده شد؛ نامه‌ای که دل عموی داغدار و همسرش را در آستانه ‌ماه محرم نرم کرد و در نهایت، آنها تصمیم گرفتند از حق قصاص بگذرند و قاتل فرزندشان را به‌خاطر رضای خدا و بدون هیچ چشمداشتی ببخشند.
گذشت اولیای دم در آستانه‌ ماه محرم، مهم‌ترین فصل این پرونده طولانی را در این سال‌ها رقم زد. با انجام اقدامات قانونی و از آنجا که سعید بیش از 10سال از عمرش را در زندان بود، وی صبح روز پنجشنبه پس از 12سال از زندان آزاد شد.

روزهای سخت زندان
سعید حالا ۳۲ ساله است و ۱۲ سال از بهترین سال‌های عمرش را پشت میله‌ها جا گذاشته. وقتی درباره این سال‌ها و آینده‌اش حرف می‌زند، صدایش می‌لرزد. انگار هنوز باور نکرده که دیگر قرار نیست هر شب با ترس و کابوس طناب دار بخوابد. او از تجربه‌های تلخ زندان می‌گوید: خیلی‌ها فکر می‌کنند زندان فقط حبس کشیدن است، اما من آنجا بارها مُردم. یک‌بار بعد از مرگ مادرم سکته قلبی کردم و تا پرتگاه مرگ رفتم، ولی برگشتم و زنده ماندم. یک‌بار هم چند سال قبل سر یک بازی والیبال ساده، درگیری میان تیم ما و زندانیان دیگر پیش آمد و یکی از زندانی‌ها در سرویس بهداشتی به من چاقو زد. آن‌قدر زخم عمیق بود که باز تا پرتگاه مرگ رفتم اما برای بار دوم هم به زندگی برگشتم. انگار مرگ هم من را پس می‌زد.
او درباره فصل جدید زندگی‌اش و تصمیمی که برای آینده گرفته، با بغض می‌گوید: در این ۱۲سال، روزی هزار بار مُردم. هر روز زندان برای من یک قصاص بود. جوانی‌ام را، پدر و مادرم را و آرامش خانواده‌ام را از دست دادم. حالا که به حرمت این ماه بخشیده شدم، انگار دوباره متولد شده‌ام. این بخشش، یک هدیه بزرگ است که لیاقتش را نداشتم ولی نصیبم شد.
او برنامه‌اش برای روزهای پیش رو را این‌طور تعریف می‌کند: نذر کرده‌ام که قبل از هر کاری در ‌ماه محرم به کربلا بروم. می‌خواهم بروم آنجا تا کمی آرامش پیدا و برای پسرعمویم دعا کنم. نمی‌خواهم دوباره اشتباه کنم. تصمیم دارم فصل جدید زندگی‌ام را جوری بسازم که حداقل باری از دوش کسی بردارم. من مرگ را بارها به چشم دیده‌ام و حالا فقط می‌خواهم نفس بکشم و زندگی کنم. این آزادی برای من مسئولیت بزرگی است. مدیون گذشت عمو و زن‌عمویم هستم و می‌خواهم تا زنده‌ام، جواب این بزرگی‌شان را با رفتارم بدهم.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید