اولین سریال، نخستین امام
بازخوانی سریال «امام علی » به مناسبت ۳۰سالگیاش با حضور مازیار معاونی و حافظ روحانی در تلویزیون همشهری
گروه 24
۳۰ سال پیش سیمای جمهوری اسلامی ایران با پخش مجموعه تلویزیونی «امام علی(ع)» ساخته داوود میرباقری اتفاقی کمسابقه را در ۲۲ قسمت برای صنعت سریالسازی ایران رقم زد. پخش موفق این مجموعه که به بخشی مهم از زندگی امام اول شیعیان میپردازد، باعث شد ساخت سریال درباره ائمه(ع)، بهرغم همه حساسیتها، جلوهای ملموس پیدا کند. اعتمادبهنفس برای تولید آثار نمایشی درباره زندگی معصومان(ع) افزایش یافت و از همه مهمتر، پخش این مجموعه تأثیری قابل درک و اندازهگیری بر مخاطبان آثار تاریخی مرتبط با تاریخ اسلام و تشیع گذاشت.
در برنامه۲۴ تلویزیون همشهری با حضور 2منتقد، مازیار معاونی و حافظ روحانی، به میزبانی علیرضا محمودی، منتقد و فیلمنامهنویس درباره این سریال صحبت کردیم که چکیده حرفهای این 2منتقد را میخوانید.
حافظ روحانی: رئالیسم در روایت تاریخ

درباره «امام علی(ع)» گفته میشود که در اولین نوبت پخش، حدود نیمی از جمعیت ایران بیننده آن بودند؛ رقمی بسیار قابل توجه. میرباقری خیلی زود به چهرهای موفق بدل شد و بعدها تنها «مختارنامه» توانست تا حدی آن موفقیت گسترده را تکرار کند.
بهنظر من میرباقری بیش از هر چیز کارگردانی است که به روایتهای عظیم و طولانی علاقه دارد؛ روایتهایی که اساساً در قالب سریال امکان شکلگیری پیدا میکنند. به همین دلیل میتوان او را بیش از هر چیز یک کارگردان تلویزیونی دانست؛ البته نه بهمعنای کوچکتربودن این مدیوم، بلکه بهمعنای تناسب آن با نوع روایتگری او.
یکی از مهمترین نوآوریهای سریال «امام علی(ع)» حرکت به سمت نوعی رئالیسم در روایت بود. سریالهای تاریخی پیش از آن معمولاً به سمت شخصیتپردازیهای خشک و کلیشهای میرفتند، اما این مجموعه تلاش کرد شخصیتها را به زندگی روزمره نزدیکتر کند. این رویکرد بهویژه در شخصیتهای منفی دیده میشود؛ در نقشهایی مانند ولید یا عمروعاص. بازیگران در این نقشها از ژستهای قراردادی فاصله گرفتند
و به رفتارهای طبیعیتر نزدیک شدندکه همین مسئله باعث باورپذیری بیشتر
شخصیتها شد.
دستاورد دیگر سریال توانایی آن در روایت همزمان چندین خط داستانی و پیونددادن آنها به یکدیگر است. این ساختار باعث شد مخاطب با مجموعهای از شخصیتها و سرنوشتهای درهمتنیده مواجه شود و روایت کشش بیشتری پیدا کند.
در زمینه دیالوگنویسی نیز سریال مسیر میانهای را انتخاب کرده بود. در بخشهایی که مربوط به شخصیتهای مقدس است، وفاداری به متون تاریخی و نهجالبلاغه حفظ میشود، اما هرچه به سمت شخصیتهای منفی و فرعی میرویم، زبان به زبان امروزی نزدیکتر میشود.
در حوزه بازیگری، بهنظر من شخصیتهایی مانند عمروعاص و دیگر نقشهای منفی بهدلیل پیچیدگیهای درونی، فرصت بیشتری برای نمایش توانایی بازیگران فراهم کردند. درنتیجه بازیگرانی مانند مهدی فتحی و بهزاد فراهانی توانستند در این چارچوب بیشتر دیده شوند.
اگر بخواهیم از تأثیرات سریال صحبت کنیم، باید گفت بسیاری از آثار بعدی، چه در حوزه زندگی ائمه و چه در قالب آثار تاریخی و زندگینامهای، به نوعی تحتتأثیر سریال «امام علی(ع)» قرار گرفتند. این سریال به تلویزیون و سینمای ایران اعتمادبهنفس داد که میتوان وارد چنین پروژههایی شد.
مازیار معاونی: شکستن کلیشهها در بازنمایی تاریخ اسلام

در ابتدا قرار نبود سریال در چنین ابعادی ساخته شود. بودجه اولیه پروژه حدود ۲۷میلیون تومان بود و بعدها چندین برابر شد. بااینحال میرباقری و گروهش، ازجمله محمدرضا شریفینیا بهتدریج پروژه را گسترش دادند و عملاً مدیران تلویزیون را در برابر کاری قرار دادند که دیگر امکان متوقفکردن آن وجود نداشت. تغییر مدیریت سازمان صداوسیما و روی کار آمدن علی لاریجانی نیز در ادامه مسیر تولید بیتأثیر نبود.
براساس روایتهای موجود، فیلمبرداری مجموعه از آبان۱۳۷۰ آغاز شد و تا اواخر۱۳۷۱ یا اوایل۱۳۷۲ ادامه داشت. در این مدت میرباقری بارها با مدیران وقت تلویزیون بر سر مسائل مالی و اجرایی چالش پیدا کرد. مدیران نه تجربه مدیریت چنین پروژهای را داشتند و نه از تبعات ساخت مجموعهای با محوریت
امام اول شیعیان آسودهخاطر بودند.
نکته دیگری که نباید نادیده گرفت، پیشینه مذهبی خود میرباقری است. او مدتی در حوزه تحصیل کرده و بارها گفته که تحتتأثیر اندیشههای دکتر علی شریعتی قرار داشته است. همین موضوع نوعی قرابت فکری میان او و فضای فرهنگی و مدیریتی آن سالها ایجاد میکرد. شاید اگر فرد دیگری قصد ساخت چنین اثری را داشت، امکانات مشابهیدر اختیارش قرار نمیگرفت.
■ یکی از مهمترین دستاوردهایسریال «امام علی(ع)» شکستن کلیشههای رایج در بازنمایی تاریخ اسلام بود. پیش از آن نوعی الگوی ثابت در لباس، گویش، طراحی صحنه و شخصیتپردازی وجود داشت. این مجموعه تلاش کرد جهانی باورپذیرتر و نزدیکتر به واقعیت خلق کند.
درعینحال برخی شخصیتها همچون عمروعاص یا قطام واجد نوعی وجه اسطورهای هستند. بااینحال بازی مرحوم مهدی فتحی در نقش عمروعاص همچنان برای من بیبدیل است. او از آن دست بازیگرانی بود که اگر نقش خوبی در اختیارش قرار میگرفت، میتوانست آن را به اثری ماندگار تبدیل کند.
اگر عمروعاص سریال «امام علی(ع)» را با نمونههای مشابه در آثار دیگر مقایسه کنیم، تفاوت کیفیت کاملاً آشکار است. به اعتقاد من یکی از مهمترین میراثهای میرباقری عبور از روایتهای خشک، تخت و متکی بر نریشن بود. او به دراماتیزهکردن تاریخ باور داشت و بهخوبی فهمیده بود که برای تأثیرگذاری باید روایت را به زندگی نزدیک کند.